به اطلاع هموطنان عزيز ميرساند از آنجا كه اكثر پروازها
در كشور با خير و خوشي به سقوط منتهي ميشود،
شركت ابنالوقت و شركا براي جلوگيري از خسارات
احتمالي به شهروندان اقدام به وارد نمودن تعداد محدودي
ضدهوايي و موشكهاي سامهفت نموده تا شهروندان
محترم آن را در پشتبام خود نصب و به محض نزديك
شدن هواپيما به اطراف محل مسكوني از سقوط آن به روي
منزل خود جلوگيري نمايند. لطفاً جهت ثبتنام با شمارههاي
ما تماس بگيريد.
■ «كافورگشت» به مناسبت سال نو برگزار ميكند:
تور بزرگ سياحتي ايرانگردي... با تورهاي ما براي هميشه
جاودانه شويد. بليت رفت بدون برگشت با قيمت استثنائي...
ترانسفر و اقامت در هتل ده ستاره بهشت زهرا بعد از پرواز...
صبحانه، نهار، شام در جوار ملكوتي ملكالموت.
■ مسافرين محترم شركت خدمات هوائي «پرواز آخرت»
ميتوانند اشياء زير را به عنوان بار دستي مجاناً حمل نمايند:
يك دست كفن، كمي كافور و يك پلاك نسوز... در صورتي كه
تابوت نسوز همراه آوردهايد برچسب مخصوص جامهدان را روي
آن الصاق فرماييد.
■ ميانبُر
- اين كفن چيه پوشيدي برادر؟
- ميخوام برم لبنان تو جنبش استشهاديون شركت كنم.
- خدا خيرت بده ولي نميخواد اين همه راه بري. الان زنگ ميزنم
آژانس يه بليت هواپيماي پرواز داخلي برات رزرو ميكنم.
■ مسافرين محترم پرواز شماره 777 لطفاً با در دست داشتن كارت
پرواز و وصيتنامه و پوشيدن كفن به سالن پرواز مراجعه فرمايند.
■ امروز در فرهنگستان زبان فارسي، بحث تندي در مورد جايگزيني
واژهي «سقوطگاه» به جاي «فرودگاه» اتفاق افتاد. برخي از
استادان عقيده داشتند سقوطگاه به محل سقوط بيشتر ميخورد
تا فرودگاه و بهتر است چون در فرودگاهها ديگر فرودي انجام
نميشود و هواپيماها ديگر برنميگردند، واژهي كشتارگاه يا قتلگاه
يا قربانگاه به كار برده شود. يكي هم واژهي «هواپسانه» يا
«هوانمانه» را پيشنهاد داد. يكي از استادان لوس و متعصب هم
پيشنهاد كرد كه از واژهي افريشتهگشتوراسپگاه استفاده شود.
■ اكنون كه به حول و قوهي الهي از ديار فاني عازم ديار باقي با
پرواز تهران شيراز هستم وصيتنامهي خود را به بليت پرواز
مربوطه الصاق و از خانواده و دوستان و آشنايان حلاليت
ميطلبم.
■ انا لله و انا اليه راجعون، خدايا با نام تو آغاز ميكنيم و با نام
تو سفر آخرمان را به پايان ميبريم. مسافرين محترم پرواز 777
من خلبان يكم جانسيرنژاد از طرف خودم و شركت Iran End Air
خدمات هوايي و خدمه هواپيما پرواز آخر خوشي را برايتان
آرزومندم.
دماي فعلي در خارج هواپيما 15 درجه هست و ما پيشاپيش كولرها
را روشن كرده تا دما به چند درجه سانتيگراد زير صفر برسد و
از فريز شدن خود قبل از مرگ لذت ببريد.
در صورت بروز هر گونه اتفاق ناگهاني و نقص در پرواز
مسافرين محترم ميتوانند از دو در عقب و دو در جلو و از ارتفاع بالا
خودشان را با ملاج به پايين بيندازند. در بالاي سر شما
ماسكهايي حاوي گاز كشنده سيانور تعبيه شده كه در
صورت سالم ماندن هواپيما پس از سقوط ميتوانيد از آنها
استفاده نماييد. در صندلي جلو شما راهنمايي شامل دعاي
شب اول قبر و انواع ادعيه تعبيه شده است. لطفاً صندلي
را به حالت كاملاً افقي درآورده و اشهد آخرتان را بخوانيد.
■ از نوار مكالمات جعبه سياه يك هواپيما:
- از پرواز 777 به برج مراقبت... با سلام، رمز امروزمون چيه؟
- يا جرجيس!
- يا جرجيس!؟؟ جرجيس هم شد پيغمبر؟ يا حسيني چيزي...
- تموم شد كاپيتان. همهي رمزامون و اسامي ائمه و پيامبران
و فرشتگان رو تو سقوطاي قبلي مصرف كرديم فقط يه
ياجرجيس مونده و ياعزرائيل، هر كدومو طالبي مصرف كن.
- بسيار خوب خداحافظ.... ياااااااااااااااااااااجرجييييييييييييس....
بوووووووووووووم...!
از وقتی تو رو شناختم ، از نظر من نه هيچ بازيگري ميتونه نقشاي
مثبتو به اندازه تو خوب بازي كنه نه هيچ هنرپيشه اي
مي تونست نقشاي منفيشو اينقدر دوست داشتني عرضه كنه !
کلی جايزه خودم برات كنار گذاشتم ! ...
وقتي عروسك كوكي م مي خنده يا گريه مي كنه ياد تو مي افتم كه
عین یه عروسك از دست تو خنديدم و گريه كردم و آخر سر منو خیلی راحت
كنار گذاشتي تا عروسك جديد بخري و لابد ....
تو که عین خود شیرینا می گفتی آدم فروشی نیست پس چطور
منو فروختي و اينگونه خشنودي !؟
تو اين معامله من نه تو ضرر كردي و هنوزم بي خبري ...
ولي آروم آروم وقتي كه علفهاي هرز تمام ريشه هاي زندگيتو كندن
و تمام آرزوهات خشكيد به حرف من می رسي !
فعلا خوش باش ...
هر وقت محبت هاي پوشالي ت رو مي ديدم مي گفتم : جبران مي كنم !
اما حالا حرفم اينه :
مطمئن باش تلافي مي كنم !
ناراحت منم نباش !
من بعد از تو هر شب گريه مي كنم ،
هر روز سكته مي كنم
و هر ثانيه مي ميرم !!!
اصلا نگران نباش !
حتي يك لحظه هم راحت نمي نشينم كه تو عذاب بكشي !!!
دلم گرفته ... خيلي دلم گرفته
نمي دونم واسه چي اما مي دونم دلم ابريه ومنتظر يه رعد وبرق
تا حسابي صورتمو خیس کنه
!خيلي دوست دارم دليلشو بدونم واسه چي يا واسه كي انقدر دلم گرفته
!نمي دونم واسه چي يا واسه كي اما مي دونم يكي تنهام گذاشت و رفت
...نمي دونم واسه چي رفت شايد دوستم نداشت
!اما نه اگه دوستم نداشت هيچ وقت نميومد
شايد من بهش بد كردم اما هر چي فكر مي كنم مي بينم من كاري نكردم
!شايد واسش تكراري شده بودم اما اون حوس باز نبود ... شايدم بود
!شايد يكي ديگه اومد تو زندگيش ... واي نه يعني اون منو به كس ديگه اي
ترجيح داد ؟! اما اين نامرديه اون نامرد نبود
!كاش هيچوقت هيچ كس به شك نمي افتاد تا اگه جدايي هم بود لااقل دليلشو مي دونستي تا اگه عشقت اومد بهت گفت ديگه دوستت ندارم اگه هيچي هم بهت نگفت بفهمي واسه چي تنهات گذاشته
!كاش الان مي دونستم كجاست با كيه ٬ اما چه فايده اون منو نمي خواد
خودش گفت خودش گفت از زندگيش برم بيرون خودش گفت ديگه دوستم
نداره ! خودش گفت دیگه منو نمیخواد !كاش همش يه خواب بود يه كابوس كاش صبح از خواب پا مي شدم مي ديدم همش خواب بوده يه خواب وحشتناك
!ميدونم اين خواب نيست وسرنوشتمه
...خدايا به من صبر بده و به اون رحم كه اگه كس ديگه اي اومده تو زندگيش مثل من ولش نكنه
!هر جا هست سلا مت باشه
خدايا مي سپارمش به تو
...
۱- قد زیر 150 ا
2- همشون میگن به هیچ پسری اطمینان ندارن اما با 10.000 تا پسر دوستن.
3- همشون قبل از اینکه باهات دوست بشن BF (دوست پسر ) نداشتن هیچ وقت.
4- BF شون مال خودشونه اما خودشون مال همه هستن.
5- همشون از دم خالی بندن.
6- هیچ وقت روز تولدت یادشون نیست.
7- خیلی اتفاقی وقتی باهاشون دوست میشی 4 روز بعدش تولدشونه.
8- همیشه کیف پولشون رو تو خونه جا گذاشتن.
9- همیشه فوق تخصص آرایش زننده دارن از این آرایشایی که وقتی می بینی حالت به هم میخوره.
10- همیشه 3 یا 4 تا خواستگار دکتر و مهندس دارن.
11- همه ی پسرای دنیا رو نگاه می کنن اما نباید BF شون حتی یک دختر غریبه رو هم ببینه.
12 همشون از دم مریم مقدسن
رمزه ۸۱ و ۱۸ رو می دونید چیه؟ واقعاْ نمی دونی چیه؟ جدی؟ باشه من بهتون میگم . چیه؟ منتظری من الان بهت بگم ؟ نه بابا . از این خبرا نیست . باید بری تو حساب بانکی من پول بریزی . بعد بهت بگم . ولی نیست که من آدمه لارجی هستم . پس بهتون میگم . چشماتونو ببندین و به کف دستتون نگاه کنین . واقعاْ این کار رو انجام دادی ؟ خیلی آدمه با حالی هستی . مگه با چشمه بسته میشه به کف دست نگاه کرد ؟ اینو گفتم که حس کارم بالا بره .حالا از شوخی گذشته . به کف دستت نگاه کن . کف دست چپت نوشته ۸۱ و کف دسته راستت نوشته ۱۸ . اینم از رمز ۸۱ و۱۸ در هر صورت ببخشید که بهتون ضد حال ضدم . راستی اگه جوک خواستین تو بخش نظرهای جوک بهم بگین تا براتون جک جدید بزارم .
30ميليون تومان قيمت پيشنهادي
براي تلفن همراه
۰912222222۲
اولين مزايده شمارههاي رند و مرتب تلفن همراه دولتي كه ماه جاري برگزار ميشود ، كمترين قيمت پيشنهادي براي شماره 09126501144 ششصد هزار تومان و بيشترين قيمت پيشنهادي نيز 30 ميليون تومان براي شماره 09122222222 در نظر گرفته شده است.
قرار است 500 شماره رند و مرتب تلفن همراه از جمع حدود 400 هزار شماره با كدهاي مختلف از طريق مزايده واگذار شود.متقاضيان ميتوانند از روز سه شنبه 18مهرماه با مراجعه به دفاتر اعلام شده، اسناد مزايده شمارههاي رند تلفن همراه را دريافت كنند.
داوطلبان ميتوانند پس از واريز بهاي خريد اسناد به مبلغ 50 هزار ريال و به ازاي هر شماره تلفن همراه به حساب شماره 90125 بانك ملي شعبه پرديس و ارايه رسيد بانكي به يكي از محلهاي فروش اسناد مزايده اسناد را دريافت كنند.
متقاضيان تا ششم آبانماه فرصت دارند كه مدارك تكميلي مربوطه را تحويل بدهند. همچنين متقاضيان بايد معادل 10 درصد قيمت پايه هر سيم كارت را در قالب چك تضمين شده بانكي به شركت ارتباطات سيار تحویل دهند.
1- توماس اديسون از تاريكي وحشت داشت 2- صداي اردك اكو ندارد 3- چشمهاي شتر مرغ از مغزش بزرگتر است 4- مورچه ها نمي خوابند 5- الفباي مردم هاوايي 12 حرف دارد 6- كد كشور روسيه 007 است 7- اگر سر سوسك را قطع كنند براي چند هفته زنده مي مينند 8- ارتفاع برج ايفل در سرما و گرما بر اثر انقباض و انبساط 16 سانتي متر تغيير ميكند 9- آدامس توسط يك فرمانده جنگي اختراع شد .
رییس جمهور روسیه اعلام کرد که هر زنی روسی که در روسیه بچه دومش را بدنیا بیاورد ۱۰۰۰۰دلار پاداش دریافت می کند .
برخی از روانشناسان عقيده دارند رنگی که برگزيده و دلخواه کسی است ميتواند گويای خصوصيات اخلاقی و روانشناسی او باشد. نوشتار زير چکيده ای است که بر اساس اين نظريه و پس از سالهای پژوهش نگاشته شده است.
قرمز: خوش قلب اما خودپرست
اين رنگ مظهر شدت و زياده روی است که گاهی در جهت مخالف آن است. قرمز رنگ عشق و تنفر و فداكاری و خشونت و خون و آتش. كسی كه به اين رنگ علاقه دارد هرگز نمي تواند در زندگی بی تفاوت باشد.
اين گونه اشخاص تند و سركش و در عين حال فعال و شجاع و کمی عجول هستند. احتمال شكست به خصوص در عشق برای آنها فراوان است.
قضاوتهاي عجولانه و ناگهاني در مورد ديگران اغلب سبب از بين رفتن دوستي هايشان مي شود، با آن كه در عشق كاملاً فداكارند اما اگر روزی حوادث بر وفق مراد نباشد بدون تفكر و جويا شدن علت مي جنگند.
دو عيب بزرگ خودپرستی و عدم كنترل، در نفس آنهاست و دو صفت ممتازشان خوش قلبی و حس بزرگ طلبی است. به طور كلی دوستداران رنگ قرمز دارای خصوصيات متضادی هستند.
صورتی: مورد علاقه ديگران
رنگ صورتي درواقع همان قرمز است كه كمرنگ شده باشد. اگر به اين رنگ علاقه داريد تمام صفات رنگ قرمز را كمی ملايمتر دارا می باشيد، با گذشت هستيد و در عشق، تندی نشان نمی دهيد.
ديگران را خوب درك مي كنيد و با اطرافيان خود با ملايمت و لطف رفتار می كنيد و به دليل نشاط و شادابي تان مورد علاقه اطرافيان خود هستيد. آنهايي كه به اين رنگ علاقه دارند اغلب شكستها، خشونتها و دشواري های زندگی را تحمل كرده اند و با مشكلات فراوان مواجه شده اند.
آبی: نظم، پشتكار، تنهايی
رنگ آبی از رنگهايی است كه طرفداران زيادی دارد. اگر به اين رنگ علاقه داريد، كاملاً می توانيد هوس و احساسات و هيجانات خود را كنترل كنيد.
ظاهر آرام شما ديگران را وادار مي كند كه به شما احترام بگذارند و دوست داريد پيوسته مورد احترام و ستايش ديگران قرار بگيريد.
در خريد و پوشش لباس قناعت می كنيد و به علت شرم و حيا و گاه غروری كه داريد ميل داريد اغلب تنها باشيد. حماقت و عدم فهم ديگران شما را كسل می كند و كسانی كه از نظر هوش و فهم بر شما برتری دارند شما را ناراحت می كنند.
كارهای خود را از روي نظم و ترتيب و بر پايه قواعد معينی انجام مي دهيد. يكی از صفات مشخص شما پشتكار شماست.
ارغوانی: رنگ عارفها و روانگران
رنگ اسرارآميز و باشکوهی است. دوستداران اين رنگ پيوسته مجذوب زيبايی ها و ظرافتها مي شوند و مغرور و اجتماعی هستند. معاشرت با اين دسته لذتبخش است که امور معنوی بيشتر می پردازند. ارغوانی رنگ مورد پسند عرفا نيز هست!
قهوه ای: قابل اعتماد
اگر رنگ قهوه اي را دوست داريد كاملاً می توان روی شما حساب باز كرد. باثبات و مقدس، شاعرپيشه وكمی فيلسوف مآب هستيد.
به ندرت تغيير عقيده مي دهيد و با آن كه كمتر تصميم می گيريد اما هر بار كه تصميمی بگيريد آن را به مورد عمل می گذاريد.
شما كاملاً در نگهداري پول و اسرار ديگران قابل اعتماد هستيد. ميل داريد پيوسته در عالم خودتان باشيد و گاهی اوقات با اطرافيان خود رفتار خشونت آميزی در پيش می گيريد. در عشق هرگز بدبين و تند نيستيد.
خاكستری: احساس بی نيازی
اين رنگ مظهر چشم پوشي از خوشی های دنياست. كسانی كه به اين رنگ علاقه دارند اغلب در زندگي احساس رضايت می كنند، خاكستری رنگ عقلا است و جوانانی كه به اين رنگ اظهار علاقه می كنند درواقع خود را هم شأن و هم طراز اشخاص کهنسال ميدانند و در زندگي احساس بی نيازی می كنند.
در عشق بر افراد مسن تر از خود تمايل دارند و اغلب كسانی كه از نظر فكر و ايده به آنها برتری دارند خيلی آسان طرف توجهشان قرار خواهند گرفت.
پرتقالی: صداقت آری، هوسبازی هرگز
رنگی است تركيبی و آنهايی كه اين رنگ را رنگ دلخواه خود می دانند متكی به نفس نيستند. اجتماعی و خوش خلقند و با مردم خوب رفتار می كنند.
نفوذ در اين گونه افراد مشكل است كسی كه آنها را دوست بدارد می تواند با او به آسانی ازدواج كند. هوسباز نيستند و اگر با كسی دوستی كنند صداقت و فداكاری دارند. اگر افراد اين دسته با كسی كه خصوصيات اخلاقی خودشان را داشته باشد ازدواج كنند سعادتمند می شوند.
سبز: كنجكاوی
رنگ سبز طبيعت وتازگی است. اگر به اين رنگ علاقه داريد زندگي با شما آسان است. نقطه اشتراك فراوانی با افراد علاقه مند به رنگ پرتقالی داريد روابط شما با ديگران بر پايه ی اصول و قرارداد است.
دوست نداريد كه در زندگيتان حوادثی به وقوع پيوندد اما كنجكاوانه به ماجراهای زندگی ديگران توجه داريد.
فيروزه ای: اسرارآميز و پند ناپذير
دوستداران اين رنگ اسرارآميزند و احساساتی و كارهای شخصی خود را به خوبی اداره می كنند. پشتكار دارند و باثباتند و به نصايح ديگران در مورد كارهای خود كمتر توجه دارند. فيروزه ای معمولا رنگ مورد علاقه ی خانمها است.
سياه: خوش ذوقی و ظرافت طبع
اين رنگ برخلاف عقيده ی همگان رنگ نوميدی و عزا نيست بلكه نشانه خوش ذوقی و ظرافت طبع است. اگر از دوستداران اين رنگ هستيد مسلماً به شخصيت اطرافيان خود احترام می گذاريد و برای آن كه ديگران را با ارزش و برجسته نشان دهيد از هيچگونه كمكی به آنها دريغ نمی كنيد و هرگز خود را به ديگران تحميل نمي نماييد همچنين عقايد و نظريات ديگران را به آسانی مي پذيريد.
چرا حلقه ازدواج باید در انگشت چهارم قرار بگیرد؟
مراحل زیر را به ترتیب انجام دهید . تا معجزه ای شگفت انگیز را متوجه شوید.(این مطلب برگرفته از اساطیر چینی است)
1- ابتدا کف دو دستتان را روبروی هم قرار دهید و دو انگشت میانی دست های چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانید.
2- چهار انگشت باقی مانده را از نوک آنها به هم متصل کنید.
3- به این ترتیب تمامی پنج انگشت به قرینه شان در دست دیگر متصل هستند.
4- سعی کنید انگشتان شست را از هم جدا کنید. انگشت شست نمایانگر والدین است. انگشت های شست می توانند از هم جدا شوند زیرا تمام انسان ها روزی می میرند . به این صورت والدین ما روزی ما را ترک خواهند کرد.
5- لطفا مجددا انگشت های شست را به هم متصل کنید . سپس سعی کنید انگشت های دوم را از هم جدا نمائید. انگشت دوم (انگشت اشاره ) نمایانگر خواهران و برادران هستند. آنها هم برای خودشان همسر و فرزندانی دارند. این هم دلیلی است که انها ما را ترک کنند.
6- اکنون انگشت های اشاره را روی هم بگذارید و انگشت های کوچک را از هم جدا کنید. انگشت کوچک نماد فرزندان شما است. دیر یا زود آنها ما را ترک می کنند تا به دنبال زندگی خودشان بروند.
7- انگشت های کوچک را هم به روی هم بگذارید. سعی کنید انگشت های چهارم (همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار می دهیم) را از هم باز کنید. احتمالا متعجب خواهید شد که می بینید به هیچ عنوان نمی توانید آنها را از هم باز کنید. به این دلیل که آنها نماد زن و شوهری هستند که برای تمام عمر به هم متصل باقی می مانند.
عشق های واقعی همیشه و همه جا به هم متصل باقی می مانند.
شست نشانه والدین است .
انگشت دوم خواهر و برادر .
انگشت وسط خود شما .
انگشت چهارم همسر شما .
و انگشت آخر هم نماد فرزندان شما است .
وقتیه که از صدا و سیما شاهد پخش سریال بسیار ضعیفی به نام نرگس هستیم . سریالی که حداقل 20 میلیون نفر بیننده داره...!!!و بیشتر به یه افسانه شباهت داره!آخه کجای دنیا یه پسر مایه دار عاشق یه دختر فقیر میشه؟
راستیاتش تصمیم گرفتم جهت ارج نهادن به همه کارگردان ها و نویسنده ها و بازیگران سریال های ایرانی – آبگوشتی وسایل و بازیگران لازم جهت ساخت یه سریال ایرانی را اعلام کنم.واسه همین نیازمند چند تا شخصیت بودم که اون دوستانی که فکر میکنن توانایی بازی در نقش های زیر را دارند میتونند تا پایان وقت اداری روز سه شنبه به تلفن همراه بنده مراجعه کرده!!! و اعلام آمادگی کنند تا من یه روزه معروفشون کنم!
بدین وسیله بازیگران مورد نیاز به شرح زیر اعلام میگردند:
1-یک عدد بچه سوسول و مایه دار و نازنازی در نقش بهروز(رومئوی سابق).از ویژگی های این شخصیت باید:
-موها اتمی
-توانایی کشیدن آب دماغ به سمت بالا ودرون دماغ را دارا نباشد!
-تعدادی دوست سوسول در حد تیم ملی داشته باشد
-با کوچیکترین اتفاق بدی گریه کنه تا ما به این نکته واقف شویم که همه بچه مایه دار ها لوسند!
-در ضمن باید خیلی خوشگل باشه
-باید این پسره مغز خر خورده باشه و خیلی احمق باشه تا بتونه عاشق یه وزغ از اقشار کم درآمد جامعه بشه!
- ضمناً دست پسره باید کج باشه!
پس پسران عزیز و مایه و دار و خوشگل و احمقی که در خودشون توانایی این رو میبینند که عاشق یه دختر بداخلاق و زشت و بدترکیب و لگد پران بشند برای این نقش اعلام آمادگی کنندتا باشون تماس بگیریم ...
2-یک عدد دختر بسیار زشت و ترشیده در نقش نسرین که فقط توی افسانه ها و سریال های ایرونی ممکنه براشون خواستگار پیدا بشه.
از ویژگی های دختر مورد نظر عبارتند از:
-بسیار زشت و بد اخلاق و بدهیبت و بد صدا و بد لباس خلاصه تمام صفت هایی رو که با بد شروع میشه رو داشته باشه تا بیننده متوجه نشه پسره به خاطر کدوم خصوصیت دختره عاشقش شده!
-دختره تا حالا یک هزار تومنی رو از نزدیک ندیده باشه!
-حتی الامکان با کلمات عزیزم –قربونت برم-و با کلیه ظرافت های زنانه غریبه باشد...
- بسیار حسود باشد
بدین وسیله تمام دختران عزیزی که با یه کامیون عسل و شکر(و یا هر وسیله شیرین کننده دیگری)قادر به نوشیدن و میل نمودن آنها نباشیم و به عبارتی عزرائیل و شب اول قبر رو به یاد آدم می آورند میتوانند نسبت به ایفای این نقش آمادگی خودشون رو اعلام کنند!
(نکته :دختران کانون اصلاح و تربیت در اولویت قرار دارند)
3- آقا از اونجایی که توی همه سریال های ایرانی باید نفر بیماری قلبی داشته باشه و این شخص هم ترجیحاً باید یه مادر باشه پس یه خانوم بالای 40 سال در نقش مادر نسرین نیاز داریم.اما علت انتخاب چنین نقشی:
الف-توی همه سریال های ایرانی و هندی آدم خوبه باید آخر فیلم بمیره ولی به خاطر تأثیر پست مدرنیسم این آدم خوبه باید یه جای آخر فیلم ، وسط فیلم بمیره!
ب-سریال ایرانی که توش عزاداری و گریه و زاری و چادر سیاه و شیون نباشه که بش نمیگن سریال ایرانی(به عبارت دیگه ما ایرانی ها که عزاداری رو خیلی دوست داریم باید توی سریال هامون هم به این نکته توجه ویژه داشته باشیم)
ج-حتی الامکان باید یه شخصیت دلسوز و فداکار بمیره تا بیننده هم پای تلویزیون گریه اش بگیره و متوجه مسخره بودن مراسم ختم داخل تلویزیون نشه!
د-بیماری شخص حتماً باید قلبی باشه چون نویسنده فیلمنامه قبلاً یه جایی خونده که برای سقط شدن بیماران قلبی استرس چیز خوبیه و از اونجایی که شخصیت های خوب همیشه حرص دیگران رو میخورند پس حتماً باید بیماری قلبی داشته باشند تا یه بهونه ای واسه مردنشون باشه(در ضمن بیماری قلبی که تو این سریال ها به ایفای نقش میپردازد باید لاعلاج و بسیار پیشرفته باشه و به عبارتی طرف رو پودر کنه!)
ه-از اونجایی که بازیگران ایرانی تنها کاری که بلدند گریه کردن وآبغوره گرفتنه و توی ایفای نقش های شاد درجا میزنن پس بهتره یه جای فیلم هم گریه و زاری باشه تا ما تو دلمون بگیم:وای عجب کارگردانی!ببین چه بازی قوی از بازیگراش گرفته!
با توجه به عبارات فوق کسانی که میخواهند برای نقش مادر نسرین ایفای نقش کنند باید .یژگی های زیر رو داشته باشند:
1- دارای چهره ای که زیر فشار زندگی پوکیده باشه و حتی یه روز خوش هم تو زندگیش ندیده باشه!
2-یه جورایی ما رو یاد راهبه های مسیحی بندازند!
3-حسابی مهربون و فداکار و از خودگذشته و خونسرد باشند تا ما متوجه بشیم با یه فرشته مواجه هستیم نه یک انسان!
4-توانایی بازی کردن در نقش بیماران قلبی و سرطانی(بیماری های مورد علاقه سازندگان مجموعه های تلویزیونی) را داشته باشند
5-چهره ای بسیار افسرده داشته باشند!
بدین وسیله از تمام مادران بالای 45 سال که احیاناً بیوه هم میباشند درخواست همکاری داریم!
4-یه مرد سیبیلو و مایه دار و لات و لوت و حاجی بازاری در نقش یزید!
این مرد باید ویژگی های زیر رو داشته باشه:
1-به معنای واقعی کلمه ظالم باشه!یعنی اگر کسی بدون اجازش آب بخوره بزنه دهن طرف رو سرویس کنه!
2-باید در آن واحد3- 4 تا زن به صورت همزمان داشته باشه تا فرمان قتلش توسط علمای فمنیست جامعه حلال اعلام بشه!
3-باید اونقدر بد باشه تا در مواجهه با نسرین ما دلمون واسه نسرین بسوزه!
4-باید خیلی خیلی مایه دار باشه!یعنی باید ماشینش پژو باشه!
پس تمام اصغر آدمکش ها-حسن قاتل ها-صفر چاقوکش ها و تمام دزد های گردنه بگیر عزیز و تمام کسانی که یک شبه و از راه دزدی پولدار شده اند میتوانند برای نقش منفی فیلم داوطلب بشوند!
5-شخصیت اصلی فیلم که باید آنقدر خوب باشه که ائمه اطهار و شخص پیامبر را در ذهن ما تداعی کنه!
از جمله ویژگی های این شخص:
1-یه چیزی تو مایه های حضرت مریم باشه یعنی همه مردا جولوش کم بیارند!
2-تمام صفت های خوب رو داشته باشه:شخصیتی کاملاً منطقی –مهربان-وفادار-مدافع حقوق خانواده و در عین حال بسیار آتش پاره که بدون اینکه هیچ حرفی برنه حال یه لات و لوت رو بگیره!
3-سنش 30 سال باشه اما تجربه یه آدم 90 ساله رو داشته بشه!
4-اون هم باید مثل مامانش یه انسان پکیده از درد و رنج باشه!
5-هر کس بش فحش بده باید به جاش به طرف مقابل بگه عزیزم قربونت برم و ماچش کنه!
6-ار نظر جوانمردی باید روی فردین رو کم کنه!!!
بدین وسیله تمام دختران عزیزی که رفتارشون مثل پیرزن هاست و تا حالا تو عمرشون حتی مورچه ای رو زیر پا له نکردند و هیچ کاری جز برای رضای خدا و خلق او انچام نمیدند میتونند قدم رنجه کنند و ایفا گر این نقش بشند!
***در نهایت هم نیاز به تعدادی آدم دارید که آنقدر سطح انتظارات و تفکرشون پایین باشه که به سریال شما به به و چه چه بگند و هر شب به خاطرش میخ بشند تو تلویزیون!***
برای تو مهربونم ، می نویسم باز دوباره
می نویسم توآسمون ، شدی برام تک ستاره
می نویسم که عاشقم ، عاشق مهربونیات
عاشق خنده ی تو و عاشق همزبونیات
می نویسم که بهترین ، عزیزِ این تنها ترین
نری منو جا نذاری ، بمون برام تو نازنین
می نویسم امید من ، فقط تویی بعدِ خدا
می نویسم یه لحظه هم ، نمی تونم از تو جدا
می نویسم خیلی خوبی ، دوسِت دارم یه عالمه
هر چی بگم دوسِت دارم ، برای تو خیلی کمه
می نویسم ببخش منو ، که گاهی غر غر می کنم
حوصلتو سر میارم ، اون دلتو پر می کنم
می نویسم بازم ببخش ، گاهی حسابی بد می شم
از روی عشق پاکمون ، ساده ی ساده رد می شم
می نویسم که خسته ام ، دارم روزا زو می شمارم
به جز شمردن روزا ، کار دیگه من ندارم
می نویسم که زود بیا ، تا که تموم شه انتظار
بیا تا این دلم بشه ، پر از طراوت بهار
می نویسم یادت نره ، هر روز و شب دعا کنی
می نویسم من این دفعه ، واسه خدای مهربون
خدایا دستای منو ، به دستای اون برسون
البته قبلش اعلام می کنم که این وبلاگ اصلا نژاد پرستی رو قبول نداره و این مطلب برای مزاح هستش ...............
همه ما ها امکان داره یه روزی اینطوری بشکنیم.
سلام بهونه قشنگ من براي زندگي
آره باز منم همون ديوونه ي هميشگي
فداي مهربونيات چه مكني با سرنوشت
دلم برات تنگ شده بود اين نامه رو واست نوشت
حال من رو اگه بخواي رنگ گلاي قاليه
جاي نگاهت بد جوري تو صحن چشمام خاليه
ابرا همه پيش منن اينجا هوا پر از غمه
از غصه هام هر چي بگم جون خودت بازم كمه
ديشب دلم گرفته بود رفتم كنار آسمون
فرياد زدم يا تو بيا يا من و پيشت برسون
فداي تو! نمي دوني بي تو چه دردي كشيدم
حقيقت رو واست بگم به آخر خط رسيدم
رفتي و من تنها شدم با غصه هاي زندگي
قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگي
نمي دوني چه قدر دلم تنگه براي ديدنت
براي مهربونيات نوازشات بوسيدنت
به خاطرت مونده يكي هميشه چشم به راهته
يه قلب تنها و كبود هلاك يه نگاهته
من مي دونم همين روزا عشق من از يادت ميره
بعدش خبر ميدن بيا كه داره دوستت ميميره
روزات بلنده يا كوتاه دوست شدي اونجا با كسي
بيشتر از اين من و نذار تو غصه و دلواپسي
يه وقت من و گم نكني تو دود اون شهر غريب
يه سرزمين غربته با صد نيرنگ و فريب
فداي تو يه وقت شبا بي خوابي خستت نكنه
غم غريبي عزيزم زرد و شكستت نكنه
چادر شب لطيف تو از روت شبا پس نزني
تنگ بلور آب تو يه وقت ناغافل نشكني
اگه واست زحمتي نيست بر سر عهد مون بمون
منم تو رو سپردم دست خداي مهربون
راستي ديروز بارون اومد من و خيالت تر شديم
رفتيم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شديم
از وقتي رفتي آسمونمون پر كبوتره
زخم دلم خوب نشده از وقتي رفتي بد تره
غصه نخور تا تو بياي حال منم اين جوريه
سرفه هاي مكررم مال هواي دوريه
گلدون شمعدوني مونم عجيب واست دلواپسه
مثه يه بچه كه بار اوله ميره مدرسه
تو از خودت برام بگو بدون من خوش ميگذره ؟
دلت مي خواد مي اومدم يا تنها رفتي بهتره
از وقتي رفتي تو چشام فقط شده كاسه خون
همش يه چشمم به دره چشم ديگم به آسمون
يادت مي آد گريه هامو ريختم كنار پنجره
داد كشيدم تو رو خدا نامه بده يادت نره
يادت ميآد خنديدي و گفتي حالا بذار برم
تو رفتي و من تا حالا كنار در منتظرم
امروز ديدم ديگه داري من رو فراموش مي كني
فانوس آرزوهامونو داري خاموش ميكني
گفتم واست نامه بدم نگي عجب چه بي وفاست
با اين كه من خوب مي دونم جواب نامه با خداست
عكساي نازنين تو با چند تا گل كنارمه
يه بغض كهنه چند روزه دائم در انتظارمه
تنها دليل زندگي با يه غمي دوست دارم
داغ دلم تازه ميشه اسمت و وقتي مي آرم
وقتي تو نيستي چه كنم با اين دل بهونه گير
مگه نگفتم چشمات رو از چشم من هيچ وقت نگير
حرف منو به دل نگير همش مال غريبيه
تو رفتي و من غريب شدم چه دنياي عجيبيه
زودتر بيا بدون تو اينجا واسم جهنمه
ديوار خونمون پر از سايه ي غصه و غمه
تحملي كه تو دادي ديگه داره تموم ميشه
مگه نگفتي همه جا ماله مني تا هميشه
دلم واست شور مي زنه اين دل و بي خبر نذار
تو رو خدا با خوبيات رو هيچ دلي اثر نذار
فكر نكني از راه دور دارم سفارش ميكنم
به جون تو فقط دارم يه قدري خواهش ميكنم
اگه بخوام برات بگم شايد بشه صد تا كتاب
كه هر صفحه ش قصه چند تا درده و چند تا عذاب
مي گم شبا ستاره ها تا مي تونن دعات كنن
نورشونو بدرقه پاكي خنده هات كنن
يه شب تو پاييز كه غمت سر به سر دل مي ذاره
مريم همون كسي كه بيشتر از همه دوست داره
اين شعر كانديدای بهترین شعر 2005 است اثر يك پسره سياه پوست . این شعر به دلیله اینکه
ترجمه شده قافیه نداره .
وقتي به دنيا امدم سياه بودم ، وقتي بزرگ شدم باز هم سياه بودم، وقتي جلوي آفتاب ايستادم باز
هم سياهم ، وقتي مي ترسم هم سياه هستم ، وقتي سردمه سياهم، وقتي مريضم باز هم سياهم
، وقتي بميرم باز هم سياهم و تو دوست سفيد من وقتي به دنيا اومدي صورتي بودي وقتي
بزرگتر شدي سفيد شدي وقتي جلوي آفتاب ميري قرمز ميشي وقتي مريض ميشي سبز
ميشي وقتي ميترسي زرد ميشي وقتي هم كه بميري خاكستري ميشي و تو به من ميگي
رنگين پوست ؟

دوستت دارم
من و تو



عاشقان بچگی

گفتمش: دل ميخري؟! پرسيد چند؟! گفتمش: دل مال تو، تنها بخند. خنده کرد و دل ز
دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روي خاک افتاده بود جاي
پايش روي دل جا مانده بود.
از اينكه مي توانم همدمت باشم خدا را شكر مي گويم
و يا اينكه شريك ماتمت باشم خدا را شكر مي گويم
تو خود در چشم من خواندي كه از تنها نشيني سخت بيزارم
همينكه خاكسار مقدمت باشم خدا را شكر مي گويم
خدا را شكر مي گويم كه در قلبم تو را دارم ، تو را دارم
از اينكه تا ابد بيش و كمت باشم خدا را شكر مي گويم
تو ميداني كه من هم مثل تو صد غصه خون جگر دارم
همينكه من خريدار غمت باشم خدا را شكر مي گويم
به آن پروردگار واحد و تنها هزاران مرتبه سوگند
از اينكه مي توانم همدمت باشم خدا را شكر مي گويم
با يک شکلات شروع شد
من يک شکلات گذاشتم توي دستش, اون يک شکلات گذاشت توي دستم
من بچه بودم, اون هم بچه بود
سرمو بالا کردم, سرشوبالا کرد
ديد که منو ميشناسه . خنديدم
گفت دوستيم ؟
گفتم دوست دوست
گفت تا کجا ؟
گفتم دوستي که تا نداره
گفت تا مرگ !! خنديدم و
گفتم من که گفتم تا نداره
گفت باشه تا پس از مرگ
گفتم نه نه نه, تا نداره
گفت قبول, تا اونجا که همه زنده ميشن . يعني زندگي پس از مرگ
باز هم با هم دوستيم . تا بهشت, تا جهنم, تا هر کجا که باشه من و تو با هم دوستيم
خنديدم
گفتم تو برايش تا هر کجا دلت مي خواد يک تا بگذار
اصلا يک تا بکش از سر اين دنيا تا اون دنيا . اما من اصلا تا نمي ذارم
نگاهم کرد
نگاهش کردم
با ور نمي کرد . مي دونستم
اون مي خواست حتما دوستيمون تا داشته باشه
دوستي بدون تا رو نمي فهميد
گفت بيا براي دوستيمون يک نشانه بذاريم
گفتم باشه بذار
گفت شکلات
هر بار که همديگر رو ميبينيم يک شکلات مال تو يکي مال من باشه,قبوله؟؟
گفتم باشه
هر بار يک شکلات ميذاشتم توي دستش ,اون هم يک شکلات توي دست من
باز همديگر رو نگاه مي کرديم يعني که دوستيم, دوست دوست
من تندي شکلاتم رو باز مي کردم و مي گذاشتم توي دهنم و تند تند اون رو مي مکيدم
مي گفت شکمو !! تو دوست شکمويي هستي
و شکلاتش رو ميذاشت توي يک صندق کوچولوي قشنگ
مي گفتم بخورش
مي گفت تموم ميشه . مي خوام تموم نشه, براي هميشه بمونه
صندوقش پر از شکلات شده بود
هيچ کدومش رو نمي خورد . من همه اش رو خورده بودم
گفتم اگر يک روز شکلات هات رو مورچه ها بخورن يا کرمها
اون وقت چه کار مي کني ؟؟
گفت مواظبشون هستم
مي گفت مي خواهم نگهشون دارم تا موقعي که دوست هستيم و من شکلات رو مي گذاشتم
توي
دهنم و
مي گفتم نه نه نه دوستي که تا نداره
يک سال . دو سال . چهار سال . هفت سال . ده سال و بيست سال شده
اون بزرگ شده . من هم بزرگ شد م
من همه شکلات ها رو خوردم . اون همه شکلات ها رو نگه داشته
اون اومده امشب تا خدا حافظي کنه
مي خواد بره . بره اون دور دور ها
مي گه ميرم اما زود بر مي گردم
من ميدونم ميره و بر نمي گرده
يادش رفت شکلات رو به من بده
من يادم نرفت . يک شکلات گذاشتم کف دستش
گفتم اين براي خوردن . يک شکلات هم گذاشتم کف اون دستش . اين هم آخرين شکلات
براي صندوق
کو چکت, يادش رفته که صندوقي داره براي شکلات هاش
هر دو رو خورد
خنديدم
مي دونستم دوستي من تا نداره
مي دونستم دوستي اون تا داره
مثل هميشه
خوب شد همه شکلات هام رو خوردم . اما اون هيچ کدومش رو نخورد
حالا با يک صندوق پر از شکلات نخورده چي مي خواد بکنه ؟؟
بهت گفتم گل ترسیدم پژمرده شی بهت گفتم عشق ترسیدم از یاد بری بهت میگم جونم
تا اگه رفتی منم باهات برم
میگی بارون رو دوست داری ولی با چتر میری زیرش میگی گل رو دوست داری
ولی می چینیش میگی پرنده ها رو دوست داری ولی می فرستیشون تو قفس .
چه طور نترسم وقتی میگی منو دوست داری؟!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟
روزی که دلت پیش دلم بود گرو دستان مرا سخت فشردی که نرو
روزی که دلت به دیگری مایل شد کفشان مرا جفت نمودی که برو
عاشق نشدي وگر نه مي فهميدي
پاييز بهاري است که عاشق شده ...
یک روز توی جهنم میبینمت . آخه هر ۲ تا جهننمی هستیم : تو به جرم اینکه قلبه منو دزدیدی
و من به جرمه اینکه تو رو پرستیدم ..
روزگاريست همه عرض بدن ميخواهند همه از دوست فقط چشم و دهن ميخواهند
ديو هستند ولي مثل پري ميپوشند گرگ هايي که لباس پدري ميپوشند
آنچه ديدند به مقياس نظر ميسنجند عشق ها را همه با دور کمر ميسنجند
خوب طبيعيست که يکروزه به پايان برسد عشق هايي که سر پيچ خيابان برسد
خوشبخت ترين فرد كسي است كه بيش از همه سعي كند ديگران را خوشبخت سازد
نيمه شب در بسترم افكند خود را يارو گفت بوسه مي خواهي بيا اكنون كسي بيدار نيست
گفتمش يارا ازارم نده رفتم زدست گفت خاموش صحبت از ازار نيست
در دياري كه در آن نيست كسي يار كسي كاش يا رب كه نيفتد به كسي كاره كسي
تـا کـه بوديم نبـوديم کسـي کشت ما را غـم بي هـم نفسـي
تا که رفتم همـه يـار شـدن تـا کـه خفتـم هـمـه بـيـدار شـدن
قدر آينه بدانيد تا که هست نه در آن موقع که افتاد و
که حرمت سکوت را نمی شکست
تو مال من باش
مرگ مال من..........زندگی مال تو
غم مال من...........شادی مال تو
همه چیز مال تو.......تو مال من
من وقتي پدرم را شناختم قلبم لرزيد
مادرم را فهميدم قلبم لرزيد
و وقتي عشق را ديدم قلبم لرزيد
تقديم به همه ي آناني كه عشق زندگي ام هستند
در زمين باشند يا در آسمان ها،
چه آنان كه در زمينند روحي آسماني دارند