تبليغاتX
تنهای خسته
دنیا رو بد ساخته اند . . . . کسی را که دوست داری تو را دوست نمی دارد . کسی که تو را دوست دارد تو دوستش نمی داری . اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئین هرگز به هم نمی رسند و این رنج است و زندگی یعنی این . . . .

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم آبان 1385ساعت 10:12 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام بروبچ سینا هستم یه پست جدید با جکای توپ  امیدوارم خوشتون بیاد

 

 

اگر خواهان مهاجرت به كانادا هستيد تا سبتامبر با ما تماس بگيريد . ""گروه غازهاي وحشي مهاجر""

 

 

از بسیجیه میپرسن مارک کفشت چیه ؟ ميگه دکتر چمران

مي دوني شباهت ابگوشت با اتوبوس چيه ؟
..

.

.

.
تو هر دو تاش گوشتاش ته واي ميستن
. 

 

 

 

خيلي ببخشيد بد موقع مزاحم شدم . مي خواستم ببينم اب خوردي افتابه رو كجا گذاشتي ؟؟؟

 

 

به ترکه می گن دگرگونی يعنی چی؟ می گه يعنی اين گونی نه يه گونی ديگه

 

 

ترکه قلکش پر می شه ميندازتش دور

 

 

از تركه ميپرسن: ميدوني فاميلي خدا چيه؟
ميگه: نميدونم، ولي به گمانم وكيلي باشه!!!

 

تركه داشته نماز ميخونده به قنوت كه ميرسه كف دستاشو بهم
مي چسبونه , بهش ميگن واسه چي اين كار و كردي ؟
ميگه ميخوام از حفظ بخونم

 

ديوانه اولي: ببينم، مگه تو كري كه جواب سلام منو نمي‌دي؟! ديوانه دومي: نه اون احمد داداشمه كه كره، من لالم

 

به يه ترکه مي گن با خمپاره جمله بساز ميگه شلوار من روز عيد غدير خم پاره شد

 

تركه بچش نميخوابيده، بهش ژل ميزنه!

یه اقایی رد میشده میبینه چند تا نفر دارن یه گربه رو به سوی هم دیگه پرتاب میکنن اقاهه میگه بابا ولش کنین گربه ی بد بخت و چرا اینجوریش میکنین میگن اخه داریم از هم پیشی میگیریم

 

 علي دايي رسما اعلام کرد بعد از خداحافظي از تيم ملي مي خواد دنبال گيتار شماعي زاده بگرده .

 

سازمان سنجش اعلام کرد هيچ قزويني حق نداره پشت کنکور بمونه.

 

به علت ازدياد فحش هاي ارسالي به مادر ميرزا پور. مادر ميرزاپور اعلام کرد ابراهيم سر راهيه

 

 

به ميرزاپور ميگن چرا شما همش موقع سرود ملي ميخندي ميگه آخه دائي پيشمه ميگه شر زدز افق.

كعبي در مصاحبه با خبرنگاران در مورد لگدي !! كه به صورت فيگو زد گفت : من ديدم پام كه به مرحله بعدي نميرسه ! حداقل جا پام برسه
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 20:58 توسط سینا پسره تنهای خسته |

          پرسپولیس

خدا هم می خواست یه عده ای رو خوشحال کنه . دید تعداد پرسپولیسی ها بیشتر از استقلالی ها هستش . گفت پرسپولیس برنده شه. آخه هر وقت شما به استادیوم نگاه کنی می بینی که پرسپولیسی ها بیشتر از استقلالی ها هستش . در ضمن پیتر ولاپان رییس کنفدراسیون فوتبال هم در سفری که پارسال به ایران داشت رسما پرسپولیس رو پر طرفدارترین تیم آسیا اعلام کرد . اینم گفتم که بدونید از خودم نمی گم . مثلا تو بازی های لیگ می بینی که برای بازی های استقلال ۲۰هزار نفر میرن ورزشگاه ولی برای بازی پرسپولیس و پاس ۹۰هزار نفر رفتن ورزشگاه .به استقلالی ها تسلین عرض می کنم و براشون آرزوی موفقیت دارم . البته استقلالی ها باید بدونن که من در عمرم هیچ کدوم از آرزوهام بر آورده نشده . پس شما مطمئا باشین این بارم نمیشه .

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 17:13 توسط سینا پسره تنهای خسته |

فقط                                 پرسپولیس

برد پرسپولیس رو به تمام هواداران پرسولیس تبریک میگم . به استقلالی ها توصیه می کنم که بیان پرسپولیسی بشن . من به هیچ کی نمی گم پرسپولیسی شدن . ای ول .  

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 17:3 توسط سینا پسره تنهای خسته |

به دلیل در خواست بعضی از خوانندگان این پست را باطل کردیم . یکی از سینا ها مخالف بود . .ولی سینای اصیل موافق پاک کردن این موضوع بود پس مطلب پاک شد . ما کشته ی خوانندگانمون هم هستیم . چون یکی از خوانندگانمون اینو خواسته بود . می خواستم نشون بدم که ما به نظرات خوانندگانمون احترام میزاریم . بای تا پست بعدی .  
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 10:32 توسط سینا پسره تنهای خسته |

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 17:55 توسط سینا پسره تنهای خسته |

روزی که عشق را قسمت می کردند پرواز را به تو دادند قفس را به من

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 17:53 توسط سینا پسره تنهای خسته |

روزی ز لپ یار ربودم بوسی                 گفت هم بی ادبی هم لوسی

گفتم کنهم چیست ؟ کردم بوسی            گفت لبو ول کردی لپو می بوسی؟

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 17:48 توسط سینا پسره تنهای خسته |

می گویند شمشیر برنده همه چیز را از هم جدا میکند . بنازم به شمشیر عشق که همه را به هم وصل می کند

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 17:38 توسط سینا پسره تنهای خسته |

فرخنده ميلاد باسعادت دومين گوسفند شبيه سازي شده بر شما و ساير گوسفندان اين مرز و بوم مبارک باد
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 15:40 توسط سینا پسره تنهای خسته |

توی هلند جشنواره گل برگزار شده ولی یک نفرهم نرفت بازدید آخه قشنگترین گل

اونجا نبود اگر گفتی اون گل کجاست ؟ اون گل همین الان داره این رو می خونه!

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 15:37 توسط سینا پسره تنهای خسته |

بچه از بی ادبی جلوگیری می کنه

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 10:48 توسط سینا پسره تنهای خسته |

 

 

 

.عشق از ديد حاج آقا : استغفرالله باز از اين حرفاي بي ناموســي زدي ؟!
( جمله عاشقانه : خداوند همه جوانان رو به راه راست هدايت كنه )


.عشق از ديد يك رياضيدان : عشق يعني دوست داشتن بدون فرمـــول !
( جمله عاشقانه : آه عزيزم به اندازه سطح زير منحني دوستت دارم )

.عشق از ديد رحيم گوشكوب بقال سر كوچه : والا زمان ما عشق مشق نبود ننمـون رفت اين فاطي اتوماتيك رو واسمون گرفت !
( جمله عاشقانه : هوي فاطي شام چي داريم ؟ )

4.عشق از ديد مرتضي ايدزي ( در زندان ) : اوچيكتيم عشقي !
( جمله عاشقانه : خاك زير پاتيم ... نشاشي كه گل ميشيم )

.عشق از ديد ننه بزرگم : نزن ننه اين حرفارو ! راستي اين دختر بتـــــول خانوم خيلي دختر خوب و با كمالاتيه !
( جمله عاشقانه : بريم خواستگاري ... )


.عشق از ديد غلام شوفر : رادياتور عشق من از برايت جوش آمده ! باور نداري بر آمپرم بنگر!
( جمله عاشقانه : عزيزم دوست دارم ! بووووو بوووووو بوووووغ )

.عشق از ديد دختراي ترشيده : خدا جون يعني ميشه بياد خواستگاريم ؟!!
( جمله عاشقانه : يا شابدالعظيم 1000 تومن نذرت كه بياد خواستگاريم )

.عشق از ديد بابام : آخه پسر عشق واست نون و آب ميشه ؟! حالا بگو ببينم باباش چي كار؟
( جمله عاشقانه : برو دختر حاج آقارو بگير )

.عشق از نگاه ننم : وا مگه تو امسال كنكور نداري ؟! عشق باشه واسه بعد !
( جمله عاشقانه : اوا غذام سوخت )

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 20:19 توسط سینا پسره تنهای خسته |

تركه داشته تو صحرا راه ميرفته، يه دفعه ميبينه كوه ريزش كرده رو ريل راه آهن و يه قطار هم داره مياد. لباسشو در مياره ميزنه رو چوبدستي نفت فانوسشم ميريزه روش و آتيش ميزنه و ميدوه طرف قطار. به قطار كه ميرسه خودشو ميندازه زير قطار و حسابي آش و لاش ميشه.
قطار كه واي ميسته ميپرسن چرا خودتو زير قطار انداختي؟ تركه ميگه: والا از بچگي ريزعلي و حسين فهميده رو با هم اشتباه مي گرفتم.

 

تركه سربازيش تموم ميشه، وقتي كارت پايان خدمتشو بهش ميدن، نگاه ميكنه ميگه: اي بابا، من كه ازينا چهارتا دارم!!!

 

به تركه ميگن اسمت چيه؟ ميگه اسمم حمزه است ولي بچه ها به من ميگن شيش كوچولو!!!!

 

تركه كارت تلفن ميخره، فوري ميده براش پرس كنند!!!!

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 17:11 توسط سینا پسره تنهای خسته |

دلم به طرز عجیبی گرفته بود.فکراینکه نکنه ناراحت باشی داشت دیوونم میکرد.هیچ راهی نداشتم.دیروقت بود پاشدم تا قدم بزنم امااین افکار رهام نمی کرد

وای اگه کسی دست تورو بگیره...من پیش کی فریاد بزنم زندگیمو ازم گرفتن

اگه یه روز سرت رو شونه کسی باشه...به کی بگم دارم می میرم

اگه یه روز نگات تو نگاه کسی باشه...به کی بگم خورشیدمو ازم گرفتن

اگه من با تو نباشم به کی بگم نهایت عجزمه...به کی بگم همه عشق من نصیب کس دیگه ای شده و کمرم داره میشکنه

به کی بگم که هیچ کس مثل مکن قدرشو نمی دونه...هیچکس مثل من دوستش نداره...

هنوزم این افکر داره دیوونم می کنه

فکر اینکه اگه به هم نرسیم....اگه مال هم نباشیم همش برام یه علامت سوال شده

اما من عاشقم..میخوام تا آخرش برم تا آخر آخر آخرش.................

 

 

 

 

پرسید بخاطر کی زنده هستی؟

با اینکه میخواستم با تمام وجوددادبزنم بخاطر تو...گفتم بخاطر هیچکس

پرسید پس بخاطر چی زنده هستی؟

با اینکه دلم میخواست داد بزنم بخاطر دل تو...گفتم بخاطر هیچ چیز

ازش پرسیدم تو بخاطر چی زنده هستی؟

در حالی که اشک تو چشاش جمع شده بودگفت:بخاطر کسی که بخاطر هیچ چیز زندست.....

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 13:33 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام به تموم بروبچ ...سینا هستم ....همونطور که همه میدونید رییس جمهور ما

چند وقت پیش

یه نامه واسه آقای بوش نوشت .......و بعد متن نامه تو اخبار گفته شد ....

ولی متن دقیق و درست نامه رو که من شخصا از مسوولین کاخ سفید گرفتم اینه که

 واستون می نویسم...نظر یادتو نره:

متن کامل نامه احمدی نژاد به بوش

حضور محترم برادر گرامی جناب آقای جرج بوش:

با درود بیکران به روح پر فتوح بنیانگذار آمریکا حضرت ابراهام لینکلن و با سلام و احترام به روان پاک شهدای ویتنام و جنگ با سرختپوستان و همچنین کشته شده های سونامی و دیگر سیلزده های روستاهای امریکا- اینجانب محمود احمدی نژاد فرزند احمد متولد ۱۳۴۸ شماره شناسنامه ۴۵۶ صادره از گرمسار وکالت بلا عزل از سوی مقام معظم رهبری حضرت آیت الله امام خامنه ای (سه تا صلوات) دارم تا به شما نامه بنویسم و شما را از حمله به ایران و نابودی نظام مقدس جمهوری اسلامی منصرف کنم و شما را به صلح و صفا و دوستی و برابری و برادری و اینجور چیزای غربزدگی دعوت کنم.

برادرعزیزم جرج!

بیایید با هم آشتی کنیم. قهر کار بچه هاست. هرچه بوده تمام شد. ما یه خورده خامی کردیم و یه حرفایی زدیم شما بیخودی جدی گرفتید. بجان شما قضیه غنی سازی و کیک زرد همش خالی بندی بود. فکر میکردیم شما عقب نشینی میکنید. اصلا همه این سینی کیک زرد که خریدیم مال خودتون. ما نخواستیم. خوبه؟ راحت شدید؟

جرجی جان! نکند یه بار گول اون خانوم کاندولیزارایس را بخوری و دستور حمله بما رو بدی.من میدونم اون مخت رو زده.اون بی پدر ..واسه اینکه حال منو بگیره..اخه میدونی به من پیشنهاد داد من رد کردم. ما میتونیم با هم رفیق باشیم. ما میتونیم به شما در همه زمینه ها کمک کنیم. مثلا میتونیم برادران بسیجی مون را بفرستیم آمریکا برایتان اورانیوم غنی کنند. ما میتوانیم دستاوردهای منحصر بفرد علمی خودمان را در زمینه کیک زرد و شله زرد را در اختیار دانشمندان شما قرار دهیم. اصلا میتوانیم برایتان ژاندارم خلیج فارس بشیم تا هرکس بدون مایو توی خلیج فارس شنا کرد دستگیرش کنیم و تحویل شما بدهیم.(به جون این دخترم اعظم که کنیز شماست راست می گم )

آقا جرج! بجای این همه فحش و دعوا بیا دست خانم بچه ها را بگیر همین جمعه ناهار تشریف بیارید منزل ما. یه لقمه نون و پنیر با هم بخوریم و دور هم جمع باشیم. اگه دوست داشتی خانم بچه ها را یه خورده زودتر بیار بزار منزل ما تا من و شما با هم بریم نماز جمعه. میریم اون صف اول میشینیم که تلویزیون ما را زیاد نشون بده. بعد میریم جلو لانه جاسوسی یه خورده شعار میدیم و برمیگردیم خونه. نهاری رو با هم میزنیم. بعد یه چرت بعد از غذا. بعدش هم فیلم سینمایی بعد از ظهر جمعه رو از صداو سیما نگاه میکنیم.بعدش یه فوتبال(نمی دونی جرجی چه حالی میده…فحش میدن به داور ) عصر وقتی هوا خنک شد خواستید میتونید تشریف ببرید.

آقا جواد! (همان جرج سابق) خدای نکرده از دست من دلخور نباشی ها. من اگر گفتم اسرائیل باید حذف شود بجون بچه هات شوخی کردم. ماشالله خودت فهمیده هستی و سرت تو حساب و کتابه. میدونی که ما اگه این حرفا رو نزنیم چطوری مملکت رو اداره کنیم؟

ببین جرجی جان!اگر هم یه زمانی هوس کردی که به ما حمله کنی بالاغیرتن از قبل یه ندا به ما بده که زود دربریم و زیر دست و پا له نشیم. چاکرتیم به مولا.

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه نهم آبان 1385ساعت 21:53 توسط سینا پسره تنهای خسته |

در مورد خلقت زنان . نویسنده شل سیلور اشتاین . البته اینم بگم که این در مورده زنان هستش . نه در مورده دختران
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه نهم آبان 1385ساعت 18:29 توسط سینا پسره تنهای خسته |

خانه ام وقتی که می آیی تمامش مال تو

هرچه دارم غیر تنهایی تمامش مال تو

صد دوبیتی،صد غزل دارم و حتی یک بغل

شعرهای خوب نیمایی تمامش ما تو

ضرب آهنگ غزلهایم صدای پای توست

این صدای پای رویایی تمامش مال تو

بی کران سبز اقیانوس آرام تنم

ای پری خوب دریایی تمامش مال تو

عشق من عشق زمینی نیست،باور کن عزیز

عشقم این عشق اهورایی تمامش مال تو

باز هم بیت در پایان شعرم مال من

بیت های خوب بالایی تمامش مال تو

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 19:35 توسط سینا پسره تنهای خسته |

من سينا محبوب . كه اون عكس دختررو گذاشته بودم .سلام به تمام دوستان كه تو وبلاگ من ميان . فرق نمي كنه كه نظر بدن يا ندن . ما همشون رو دوست داريم . مي خواستم جواب آقا پارسارو بدم . آقا پارساي محترم ميخواستم بگم من هرگز به مسائل شخصي ديگران كاري ندارم . من برام فرقي نمي كنه كه كسي چه طور لباس به پوشه يا اينكه چه طور آرايش كنه . واسه همه احترام قائلم . خوشحال ميشم از ديدار همه . شايد اگر روزي بخوام ازدواج كنم(منظورم 30يا 40سال ديگه هستش ) هرگز با اين تريپ آدما ازدواج نكنم چون از نظر شخصيتي با هم فرق داريم . البته هرگز نمي تونم با آدمهاي چادري هم زدواج كنم . البته اونها هم نمي تونن با من كنار بيان . چون كلا آدم اسلامي اي نيستم . ولي براي شخصيت آدمها و كارهاي خصوصيشون احترام قائلم .چون كارهاي خصوصي آدم به خودش ربط داره . همون طور كه اگه يكي بياد به پسرا بگه روسري بزارين تو كارهاي خصوصيشون دخالت كرده .نه من به خاطر دلم نيست كه از اين خانوما طرفداري مي كنم . من به خاطره فكرم و به خاطره اينكه بعدها كسي در مسائل خصوصي خودم دخالت نكنه اين حرف ها رو مي زنم . در هر صورت از آقا پارسا ممنون هستم كه نظر خودش رو تو وبلاگ گذاشت . اگه بيشتر توضيح خواستين بگين من براتون توضيح ميدم .
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 16:23 توسط سینا پسره تنهای خسته

تقدیم به تنها امید زندگیم

 کاش زودتر تور ا ديده بودم يا که صدايت را شنيده بودم يا که در آغاز اولين من و تو را باهم آفريده بودند کاش تمام فاصله ها پر ميشد يا که کودکيمان از اول ميشد يا که چون دو پرنده مهاجر آغاز پروازمان يکي ميشد کاش سايه نگاهت ميشدم يا که عطري در اتاقت ميشد يا که چون آيينه بر ديوار نظاره گر روي ماهت ميشدم کاش در آغاز هر نگاه در خيالت غرق ميشدم ياکه در اولين حضور در ميان دستهايت آب ميشدم  .

 

 

عشق زمانی است که بعد از آن که از او جدا شدی دیگران را با او مقایسه نکنی وهمه ی آن  ها را مقابل او کوچک ببینی .وقتی عاشق شده که بوی عطرش را روی پر پروانه حس کنی  وذهنت از خاطرات خوش او پر شود .

 با عشق زمان فراموش می شود وبا زمان عشق . امیدوارم عشق بین من وتو به زمان پشت کند تا ابدی تر باشیم.

 زندگی را با تو می خواهم ،خنده های بی ریا را با لبان گرم تو من دوست دارم . زندگی را با تو می خواهم وجز تو با کسی از عشق از امید از فردا نخواهم گفت،زندگی را با تو می خواهم ،بی دوست زندگانی ذوقی ندارد . پس من با تو می خندم، با تو می گریم، آری با تو نیز خواهم مرد.

.... عاشقان را عشق فرمان می دهد ...

 

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 6:36 توسط سینا پسره تنهای خسته |