پنج وارونه چه معنا دارد ؟! برادر کوچکم از من پرسيد! من به او خنديدم کمي آزرده و حيرت زده گفت روي ديوار و درختان ديدم باز هم خنديدم گفت ديروز خودم ديدم کورش پسر همسايه پنج وارونه به بهاره ميداد آنقَدَر خنده برم داشت که طفلک ترسيد بغلش کردم و بوسيدم و با خود گفتم بعدها وقتي غم سقف کوتاه دلت را خم کرد بي گمان مي فهمي - پنج وارونه چه معنا دارد
هیچوقت کسی رو که دوست داری به خاطر غرورت از دست نده
همیشه سعی کن غرورت رو به خاطر کسی که دوست داری از دست بدی
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 17:15 توسط سینا پسره تنهای خسته
|
ياد داشته باش هر وقت دلتنگ شدي به آسمان نگاه کن. کسي هست که
عاشقانه تو را مي نگرد و
منتظر توست. اشکهاي تو را پاک مي کند و دستهايت را صميمانه مي
فشارد. تو را دوست دارد فقط به
خاطر خودت. و اگر باور داشته باشي مي بيني ستاره ها هم با تو حرف مي
زنند. باور کن که با او هرگز
تنها نيستي. فقط کافيست عاشقانه به آسمان نگاه کني
چقدر سخته وقتي تو زندان عاشقي گرفتار شدي و ازت پرسيدن جرمت چيه؟؟؟ بگي : عشق ... چقدر سخته وقتي كه كادو تولدت كه هميشه كلي واست عزيزه بي وفايي باشه ... چقدر سخته وقتي كسي كه دلت رو اسير كرده جواب نگاه عاشقانه تو رو نده ... چقدر سخته وقتي عاشق كسي باشي كه از عشق چيزي نمي دونه ... ولي سخت تر از همه اينه كه تو جاده هاي عاشقي به تابلوي عبور ممنوع ... بخوري به همون تابلويي كه هزاران قلب عاشق رو پشت خودش نگه داشته ... عشق ممنوع
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 16:41 توسط سینا پسره تنهای خسته
|
سلام بر تمام دوستان عزیز من . می خواستم جواب نظر الهه شوم رو بدم . من فکر می کنم شما دختری چون الهه اسمه دختره . پس بهت میگم دختر خانوم . ببین دختر خانوم گل من می خواستم یه چیزی بهت بگم . شما بهم گفتی الاغ . خب من که ناراحت نشدم . لابد شما منو الاغ دیدی و نظرتو گفتی . آره دوسته عزیز من که نمی شناسمت می خواستم بدونی که الاغ جنس مونث یا ماده هستش و خر جنس مذکر یا نر یعنی به عبارت دیگه می خواستم بدونی که از این به بعد اگر خواستی من رو به اسمی صدا کنی که تو این مایه ها باشه لطف کن منو خر صدا کن تا اگر انسانیتمون رو حفظ نکردی حداقل جنسیتمون رو حفظ کنی . آفرین دختر خانوم گل .
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 16:31 توسط سینا پسره تنهای خسته
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 9:0 توسط سینا پسره تنهای خسته
|
سلام بر تمامی دوستان خوب من . می خواستم جواب بعضی آقا دخوی عزیز رو بدم.در جواب آقا دخو باید بگم که مگه شما دختری که از عاشق شدن یا نشدن اونها حرف می زنی . هرگز در مورد هیچ چیز اینقدر با قدرت حرف نزن . چون مطمئنان نظرات انسانها با تغییرزمان تغییر می کنه . این درسته که بعضی از دخترها خودشون رو برای ما پسرها می گیرن ولی این دلیل نمیشه که همشون اینطوری باشن . آره ما پسرها هم خودمون رو خیلی وقتها برای خیلی ها می گیریم . ولی هممون اینطوری نیستیم . دخترا هم عاشق میشن مثله ما پسرا که عاشق میشیم . نمی دونم کدوم دختر با تو چی کار کرده . ولی باید اینو بدونی که خیلی از پسرها هم نامردی های زیادی در حق دخترا کردن . آره عزیز . یادت باشه همه دخترا یه جور نیستن .همونطور که همه پسرها یه جور نیستن . عشق قشنگه برای هر ادمی که دل داره (منظورم قلب نیست ) اینو بدون دخترا هم دل دارن . البته نه همشون فقط بعضی هاشون . درست مثله ما پسرها . خدا کنه همیشه آدمهایی که دل دارن با هم باشن و عاشق هم باشن و آدم هایی که دل ندارن هم با هم دیگه باشن . بای
+
نوشته شده در شنبه بیستم آبان 1385ساعت 16:24 توسط سینا پسره تنهای خسته
من يقين دارم شبي گم ميشوم بي صدا غرق تلاطم ميشوم
زندگي را با همه زيباييش ميگذارم ميدوم گم ميشوم
+
نوشته شده در شنبه بیستم آبان 1385ساعت 16:1 توسط سینا پسره تنهای خسته
|
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت 17:11 توسط سینا پسره تنهای خسته
|
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت 17:8 توسط سینا پسره تنهای خسته
شيشه ي دل را شكستن احتياجش سنگ نيست ... دل با نگاهي سرد پرپر مي شود
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت 15:56 توسط سینا پسره تنهای خسته
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 17:22 توسط سینا پسره تنهای خسته
|
می پرسی تو را دوست دارم؟
حتی اگر بخواهم پاسخ دهم نمی توانم
مگر می شود با کلمات ، احساس دستها را بیان کرد؟
مگر ممکن است با عبارات شرح داد که آن زمان که با دیدگان پر اندیشه و روشن بین به من می نگری چه نشاط و لطفی دلم را فرا می گیرد ؟
می پرسی تو را دوست دارم ؟ مگر واقعا" پاسخ این سوال را نمی دانی ؟
مگر خاموشی من ، راز دلم را به تو نمی گوید ؟
مگر آه سوزان از سر نهان خبر نمی دهد ؟
راستی آیا شکوه آمیخته به بیم و امید ، که من هر لحظه هم می خواهم به زبان آورم و هم سعی می کنم که از دل بر لبم نرسد ، راز پنهان مرا به تو نمی گوید ؟
عزیز من ! چطور نمی بینی که سراپای من از عشق به تو حکایت می کند ؟
همه ذرات وجود من با تو حدیث عشق می گویند ، بجز زبانم که خاموش است
قطعه ای از "راز دل " آلفیری
+
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 10:34 توسط سینا پسره تنهای خسته
|
من همان پسركي هستم كه در رويا هايش ستاره مي چيد.هماني كه در كوچه هاي خندان شهر قاصدك مي فروخت . اري همان پسركي كه پرواز افتاب را به تماشا مي نشست.همان نغمه ي سبزي كه ميهماني شب را از عطر ياسهاي وحشي پر مي كرد. من همان پسركي هستم كه در بركه اشك نگاه هاي ملول نيلوفر اميد مي ريخت همان پسركي كه اسير باور باران بود .هماني كه زبان گل سرخ را مي فهميدو در قلب گل ها اشيان كرده بود. گرچه سرداب
اسمان عطر باران را از من دريغ كرد اما اي كاش مي شد شيشه ي ديدگانم ابي روشن كبوتران باشد
.....
+
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 10:33 توسط سینا پسره تنهای خسته
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم آبان 1385ساعت 16:6 توسط سینا پسره تنهای خسته
|
آموخته ام که ؛ وقتي با کسي روبرو مي شويم ؛ انتظار " لبخندي " از سوي ما دارد . آموخته ام که ؛ لبخند ارزانترين راهي است که مي توان با آن نگاه را وسعت بخشيد . آموخته ام که ؛ باد با چراغ خاموش کاري ندارد . آموخته ام که ؛ به چيزي که عرض يك دقيقه مي شه يك نفر را خرد كرد. در يك ساعت مي شه يكي رو دوست داشت در يك روز هم مي شه عا شق شد .ولي يك عمر طول مي كشه تا كسي رو فراموش كرد
آنگاه که از آشفتگی به بی راهه ها سر می زدم و آنگاه که دست به آسمان بر آوردم به سوی آسمان **************** از خدای خود خواستم تا به من مهر ورزد و از زیبایی های هستی قطره ای به من ببخشد دیری نپایید که خداوند بهترین و زیباترین فرشته ی هفت آسمان را به من هدیه کرد و آن فرشته تو بودی .
به غم كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد عجب از محبت من كه در او اثر ندارد غلط است هر كه گويد دل به دل راه دارد دل من ز غصه خون شد دل تو خبر ندارد
هر چه دوست داري مرا صدا بزن... هر چه ميخواهد,باشد ! مهم اينست كه تنها, مرا صدا كني و من, با صداي تو, ناميده شوم
دير گاهيست كه تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم من است بازهم قسمت غم ها شده ام دگر آيينه ز من بي خبر است كه اسير شب يلدا شده ام من كه بي تاب شقايق بودم همدم سردي يخ ها شده ام كاش چشمان مرا خاك كنيد تا نبينم كه چه تنها شده ام
وقتي صداي بغض باران را شنيدم باتوبه اوج ارزو هايم رسيدم من با تو گفتم دردهاي تنهاييم را. چون بار غربت را به دوش خود کشيدم اينجا به جز تو هيچ کس همزاد و همرازمن نيست با عشق تو دلم ازهمه دنيا بريدم!
با بودن او بهشت را فهميدم آن روح پري سرشت را فهميدم وقتي كه به اين سادگي از دستم رفت بي رحمي سرنوشت را فهميدم
+
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم آبان 1385ساعت 16:1 توسط سینا پسره تنهای خسته
|
دیگه کاریش نمیشه کرد....ما یه کشور هسته ای هستیم.....باید این موضوع در مغز جوانان جا بیفته....از همه مهمتر یه برنامه ای شبکه ی ۲ با مجری گری آقای حیدری پخش شد که به بحث در باره ی عفاف می پرداخت.....اینکه بهتره همه حجاب برتر داشته باشن....(چادر)اونم از زنگ های مختلفش! به به........چه یکپارچگی ای!! بسیار زیباست!
یه خبر دیگه هم پخش شده که هر کس نمی خواد حجابشو رعایت کنه میتونه کشورو ترک کنه.......به به ........عجب راه حلی.....!
من دیگه نمی دونم با چه زبونی تشکر کنم ازتون!!
آهای آقا پسری که ابروهاتو تمیز کردی ....نشستی پای اینتر نت!!
شرم نمیکنی؟اخلاق اسلامی اینه؟کی به تو گفته زیر ابرو برداری ؟؟ تو باید ریش بذاری ۲ متر.....جای مهر روی پیشونیت باشه ۳ متر.......یخه ی لباستو تنگ کنی هوا تو لباست نره......صداتو نازک میکنی موقع حرف زدن؟؟ صدای مرد باید کلفت باشه.....چت میکنی؟؟؟ الله اکبر.......اینترنت جای این کاراس.........این همه مقالات علمی ........این همه وبلاگ های قرانی.......شرم به تو.....آدامستو در بیار...........
دیگه چطوری باید شما هارو ارشادتون کرد؟؟
+
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 10:20 توسط سینا پسره تنهای خسته
|
اگر می بینی که زنده ام ، نفس می کشم ، تنها به خاطر وجود تو است...
اگر می بینی شادم ، خندانم ، با وجود اینکه اینهمه غصه
در دل دارم ، تنها به امید بودن تو است....
اگر می بینی آرامم ، بی تابم ، سر به زیر ، ساکت و گوشه گیر، فقط
به خاطر عشقی است که از سوی تو در دلم نشسته است....
اگر دیدی گریانم ، خسته ام ، شکسته ام ، پریشانم ، بدان که بدجور
دلم هوای تو را کرده است و دلم دیگر طاقت دوری تو را ندارد !
اگر دیدی نیستم ، نه صدایی و نه خبری از من نیست
بدان که از عشق تو مرده ام.....
+
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 10:11 توسط سینا پسره تنهای خسته
|
بيچاره دخترا اگه خوشگل باشند ميگن عجب جيگريه ! اگه زشت باشه ميگن کي اينو ميگيره ! اگه تپل باشن ميگن چه گوشتيه ! اگه معدبانه حرف بزنن ميگن چه لفظ قلم صحبت ميکنه ! اگه رک و راست باشن ميگن چه بي حيا ! اگه يه خورده فکر کنن ميگن چه قدر ناز ميکنه ! اگه فري جواب بدان ميگن منتظر بودا ! اگه تند راه بره ميگن داره ميره سره قرار ! اگه يواش راه بره ميگن امده بيرون دور بزنه !اگه با تلفن کارتي زنگ بزنه ميگن داره با دوسته پسرش حرف ميزنه ! اگه خواستگر رو رد کنه ميگن يکي داره
ترکه برای دوستانش خالی میبسته ، می گفت: من هر 2 هفته یک بار برای کار میرم ژاپن . رفیقاش میگن: اگر راست میگی اسم یکی از خیابانهای ژاپن را بگو؟ یارو یه کم فکر میکنه بعد میگه: آهان خیابان حضرت اوشین (ص)
** به تركه ميگن شما آشغالاتون رو تو چي ميريزيد ميگه لاي نون! ميگن لاي نون؟ ميگه نميدونم لاي نون يا ناي لون
** ترکه داشته کنار رودخونه دستشویی می کرده، فیله از کنارش رد می شه می پرسه ببخشید شما دماغتون رو کجا عمل کردید؟
+
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 8:53 توسط سینا پسره تنهای خسته
|
سلام عزیزان . برای آگاهی بیشتر نیلوفر خانوم باید بگم . این وبلاگ توسط دوتا سینا نوشته میشه . که برای بهتر شناختن اسمه یکی رو گذاشتیم سینام . سینام همونی هستش که داره الان جواب شمارو می نویسه . و سینا اون یکی . ای ول . انشاالله بعد ها عکسمون رو هم میزاریم. سینام همون سینا هستش .میدونم الان هنگیدید ولی چیکار میشه کرد و راستی یادم رفته بود از تو نیلوفر جان تشکر کنم . هرچند نمی دونم کی هستی؟راستی آرشام خواهر زاده منه . آخه من دایی شدم . بای تا پست بعدی
+
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 8:29 توسط سینا پسره تنهای خسته
سلام دوستای خوب من . به همگی کسانی که یه این وبلاگو باز می کنن میگم سلام عزیزان . مرسی از اینکه نظرات و پیشنهادات و انتقادات خودتون رو نوشتید . می خواستم بگم ذبابه خانوم به علت درخواست شما اون مطلب با اصرار سینا محبوب که خودم باشم پاک شد . ما تابع نظرات خوانندگان هستیم تا جایی که راه داشته باشه . و در جواب آقا مصطفی بابا چرا گریه می کنی عزیز . فقط با یه نگاهی به استادیوم ها موقع بازی ها می وتنی بفهمی که کی بیشتر طرفدار داره . حتی اگر کور هم باشی می تونی صدای تماشاگران رو بشنوی کنه معلومه حدا اقل ۳ برابر تماشاگران استقلال هستند .بروبچز از این لحظه تا اتفاق مهم دیگر برای یکی از این دو تیم بحث فوتبالی تعطیل میشه . بای تا پست بعدی . نظر یادتون نره .
+
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 19:23 توسط سینا پسره تنهای خسته
+
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 15:56 توسط سینا پسره تنهای خسته
|
براي فهميدن ارزش ده سال: از زوجهاي تازه طلاق گرفته بپرس.
براي فهميدن ارزش چهار سال: از فارغ التحصيل دانشگاه بپرس.
براي فهميدن ارزش يك سال: از دانش آموزي كه در امتحانات پايان سال مردود شده بپرس.
براي فهميدن ارزش نه ماه: از مادري كه نوزاد مُرده به دنيا آورده بپرس.
براي فهميدن ارزش يك ماه: از مادري كه نوزاد زودرس به دنيا آورده بپرس.
براي فهميدن ارزش يك هفته: از سردبير يك روزنامه هفتگي بپرس.
براي فهميدن ارزش يك ساعت: از عاشقاني كه در انتظار يكديگر به سر بردهاند، بپرس.
براي فهميدن ارزش يك دقيقه: از شخصي كه قطار، اتوبوس يا هواپيما را از دست داده بپرس.
براي فهميدن ارزش يك ثانيه: از بازمانده يك تصادف بپرس.
براي فهميدن ارزش يك دهم ثانيه: از شخصي كه در المپيك مدال نقره به دست آورده بپرس.
براي فهميدن ارزش يك دوست: از كسي كه آن را از دست داده بپرس
+
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 15:27 توسط سینا پسره تنهای خسته
|
عشــــــــق آمد و عاقبت مرا رسوا كرد
با آن همه بيدلي ، مرا شـــيدا كــــرد
چون عـــــــــــشق ندانست ره عـقل كجاست
رفتم به خرابه ها ، باز مرا پيدا كــرد
+
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 15:26 توسط سینا پسره تنهای خسته
|