سلام دوستان خوبه من . نمی دونم چرا ولی شماها اصلا به ما لطف ندارید . آره دوستان خوبه من . اگر به آماره بازدید کنندگان وبلاگ نگاه کنید (اون پایین و پایین تر از لینک ها ) میبینید تو این چند روزه که بوجود آوردمش چیزی در حدود ۱۰۰نفر اومدن به وبلاگ ولی تو این چند روز حتی ۱۰ نفر از این دوستان هم نظر ندادن . واقعا شماها حاله آدمو می گیرید . بابا خواهشا وقتی میایین تو وبلاگ نظر بدین تا من هم با اشتیاق بیشتری کارم رو ادامه بدم . خداحافظ دوستان خوبه من . تا پست بعدی خداحافظ همگی شما باشه .
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 17:45 توسط سینا پسره تنهای خسته
|
به دیار دیگری میروم میروم که شاید کسی یادم کند...
شاید به یاد من کسی گریه کند...
شاید روزی که بفهمم کسی عاشقم هست...
دیگر عاشق نباشم....
چون دیگر نخواهم بود.....
برای کسی که هرگز یادم نکرد
برای کسی که هرگز یادم نکرد........
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 16:41 توسط سینا پسره تنهای خسته
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 15:59 توسط سینا پسره تنهای خسته
|
پسر خوب چگونه پسري است ؟ پسري كه اولا دوست دختر نداشته باشه دوما دوست دختر نداشته باشه سوما دوست دختر نداشته باشه چهارما دوست دختر نداشته باشه ..... چون دوست دختر بناي اوليه منحرف شدن اين گل هاي پاك است
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 15:17 توسط سینا پسره تنهای خسته
|
چنين گفت زرتشت اگر کليد قلبي را نداري...قفلش نکن اگر کسي را دوست داري...خردش نکن اگر دستي را گرفتي...رهايش نکن
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 16:20 توسط سینا پسره تنهای خسته
|
نگاهم را زنده به گور کردم آنقدر برايت کوتاه آمدم تا اينکه ناپديد شدم با دم آهت آخرين شمع اميدم هم خاموش شد از فرط نااميدي ،تمام اميدهايم را زير پا له کردم مغزم بر روي شعله هاي دلم که براي قلبم مي سوخت ، کباب شد در رقابت عقربه های ساعت با يکديگر هميشه بازنده چشم من است وقتي که خارج از خانه چشمانت را باز مي کني ، عطر نگاهت در آسمان گم مي شود
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 16:17 توسط سینا پسره تنهای خسته
|
منصور اصانلو، رييس سنديكاي شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه صبح امروز بازداشت شد.
ابراهيم مددي، نايب رييس سنديكاي مزبور با اعلام اين مطلب، گفت: اصانلو صبح امروز زماني كه قصد خريد براي منزل خود را داشت در خيابان بازداشت و به مكان نامعلومي منتقل شد.
وي با بيان اينكه در زمان بازداشت اصانلو همراه وي بوده است، افزود: در ابتدا چند لباس شخصي به اصانلو نزديك و با وي به گفتوگو پرداختند. در اين زمان بنده خواستار ارايه برگه احضاريه و كارت شناسايي شدم اما در همين زمان مأموران اصانلو را به داخل خودرو هدايت كردند. مددي تصريح كرد: اصانلو روز پنجشنبه هفته گذشته از ناحيه چشم مورد عمل جراحي قرار گرفته بود و در حين بازداشت نيز بانداژي بر روي چشم وي قرار داشت.
نايس رييس سنديكاي شركت واحد با بيان اينكه طبق احضاريهاي كه روز شنبه براي اصانلو ارسال شده، وي قرار بود صبح روز دوشنبه در شعبه چهارم بازپرسي دادسراي كاركنان دولت حاضر و پاسخگوي اتهامات خود باشد، گفت: از وضعيت اصانلو بياطلاعيم و هماكنون نيز وكلاي وي اقدامات حقوقي و قانوني مربوط به بازداشت وي را پيگيري ميكنند.
همسر منصور اصانلو نيز در گفتوگو با خبرنگار "ايلنا"، با بيان اينكه همسرش صبح امروز بازداشت شد، از وضعيت همسرش اظهار بياطلاعي كرد.
منصور اصانلو به همراه 16 نفر از اعضاي سنديكاي شركت واحد پروندهاي در شعبه 14 دادگاه انقلاب تهران دارند كه در حال بررسي است.
رييس سنديكاي شركت واحد پيش از اين در دي ماه سال گذشته بازداشت و پس از تحمل نزديك به هشت ماه حبس با وثيقه 150 ميليون توماني آزاد شد.
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 16:13 توسط سینا پسره تنهای خسته
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 16:11 توسط سینا پسره تنهای خسته
|
این بیچاره عجب خریه . فکر می کنه خیلی زرنگه ولی نمی دونه که چه پدری ازش در میارن این دوتا .به تمام آقا پسرها توصیه می کنم که یدونه زن هم نگیرن چه برسه به دوتاش .

+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 15:27 توسط سینا پسره تنهای خسته
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 15:22 توسط سینا پسره تنهای خسته
|
يه بسيجيه داشته به اسمان نگاه مي کرده مي بينه ستاره ها چشمک ميزنند سرشو ميندازه پايين ميگه استغفرالله
پليس ماشين مسافر کشي را که با سرعت در خيابان ميراند ، متوقف کرد و گفت : هشت تا مسافر داری و با اين سرعت هم ميراني راننده با عجله گفت : آخه اگه تندتر نرم ، اون سه نفری که توی صندوق عقبند خفه ميشند

+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت 9:20 توسط سینا پسره تنهای خسته
|
اگه میتونستم...
اگه می تونستم تو دنیا یه چیز دیگه باشم -
می خواستم اشک تو باشم...
که تو چشمات متولد بشم
روی گونه هات زندگی کنم
و
روی لبهات بمیرم

+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت 9:19 توسط سینا پسره تنهای خسته
|
گفتمش: دل ميخري، پرسيد چند؟
گفتمش: دل مال تو، تنها بخند.
خنده کرد و دل ز دستانم ربود
تا به خود باز آمدم او رفته بود
دل ز دستش روي خاک افتاده بود
جاي پايش روي دل جا مانده بود .....
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 16:41 توسط سینا پسره تنهای خسته
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 16:40 توسط سینا پسره تنهای خسته
|
يك روز يك گنجشك ترک با يك موتوري تصادف مي كند و بي هوش مي شود. وقتي به هوش مي آيد، مي بيند در قفس است. مي زند توي سرش و مي گويد: «بيچاره شدم، موتوريه مرد!»
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 16:26 توسط سینا پسره تنهای خسته
|
نه بهارم شکوفه داد
نه تابستانم به بار نشست
به دنبال پرستوها کوچیدم
کویر بودو کویر
تشنه بودم وسراب
گم شدم
درخمیازهای خورشید
وفردا روزی
بر من تاخت وتاخت
زمستانی بی اجاق
در مرور خواب بی تعبیر
باریدم
آرزوهای رفته بر بادم را
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 10:37 توسط سینا پسره تنهای خسته
|
بنگر:زندگی محو خواهد شد
بی مقصد:هرروز دورتر می شود
خودم:خودم را باخته ام
هیچ چیزو هیچ کسی مهم نیست
دیگر میلی به زندگی ندارم
خیلی ساده: دیگر هیچ چیزی برای از دست دادن ندارم
محتاج پایانم که آزادم کند.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 10:31 توسط سینا پسره تنهای خسته
|
به صدف های دریا حسودی ام می شود!! زیبایند و مقاوم.. و لابد صبور...دلشان هم که دریایی است...
تازه... بعضی هاشان چنان مرواریدی درونشان دارند که به قیمت جانت هم نمی توانی تصاحبش کنی!!
آنهایي كه باتو خنديده اندممكن است تورا فراموش كنند ولي آنهایي كه باتو گريه كرده اند هركز تورا از ياد نخواهند برد
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 10:16 توسط سینا پسره تنهای خسته
|
بهترين مبارزه آن است كه حريف از تو قوي تر باشد
بهترين شوخي ان است كه بدون تحقير و تمسخر ديگران باعث شادي جمع شود
بهترين نگاه آن است كه تمامي احساست را بدون به زبان اوردن كلمه اي به طرف مقابل انتقال دهي
بهترين بازي آن است كه برد و باخت به اندازه نفس عمل برايت مهم نباشد
بهترين همسفر آن است كه در طول سفر فكر كني يك نفري در عين دو يا چند نفربودن
بهترين ايينه وجدان توست آگاه و بيدار باش
بهترين شريك آن است كه اصلا وجود نداشته باشد
بهترين گذشت آن است كه در موضع قدرت باشي و آن را انجام دهي
بهترين ايده ها را هميشه احساس تو به تو هديه ميدهد نه عقل تو
بهترين راه حرف زدن صريح و شفاف حرف زدن است ازحاشيه بپرهيز
بهترين فرارآن است كه از جمع غيبت كنندگان بگريزي
بهترين عمل آن است كه بدي را به نيكي جواب دهي
بهترين مامن شانه هاي كسي است كه از صميم قلب دوستش داري
بهترين نعمت بدون هيچ قيد و شرطي سلامتي است و دل خوش
بهترين راه براي بد گويانت آن است كه در عمل عكس آن چه را گفته اند نشان بدهي نه با زبان
بهترين جست و جو كنكاش در وجود خودت است
بهترين قدرداني آن است كه در آن افراط نباشد
بهترين بزرگواري آن است كه هر گز از بالا به كسي نگاه نكني مگر آن كه بخواهي او را از زمين بلند كني
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 10:15 توسط سینا پسره تنهای خسته
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 16:54 توسط سینا پسره تنهای خسته
|
سهراب سپهري 1385 : هر كجا هستم، باشم به درك! من كه بايد بروم! پنجره، فكر، هوا، عشق، زمين، مال خودت! من نمي دانم نان خشكي چه كم از مجري سيما دارد! تيپ را بايد زد! جور ديگر اما... كار را بايد جست. كار بايد خود پول. كار بايد كم و راحت باشد! فك و فاميل كه هيچ... با همه مردمشهر پي كار بايد رفت! بهترين چيز اتاقي است كه از دسته چك و پول پر است! پول را زيرپل و مركز شهر بايد جست! سيد خندان يه نفر! سوئيچم كو؟ چه كسي بود صدا كرد زورو .
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 16:2 توسط سینا پسره تنهای خسته
|