تبليغاتX
تنهای خسته

خجالت بكش

خيلي باهاله

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 18:7 توسط سینا پسره تنهای خسته |

ضد حال يعني: 1- سر سفره عقد عروس خانوم بگه نه 2- روز آخر خدمت سربازي اضافه خدمت بخوري 3- يك قدمي خط پايان مسابقه دو به زمين بيفتي و آخر بشي 4- درس رو بلد نباشي و پنج دقيقه مونده به زنگ تفريح استاد اسمتو صدا كنه 5- ضد حال يعني اينكه اين مطلب رو از قبل خونده باشي

من گلم تو منگلي با هم مي شيم گل من گلي

هر كسي هم نفسم شد دست آخر قفسم شد. من ساده به خيالم كه همه كار و كسم شد. اون كه عاشقانه خنديد خنده هاي من دزديد زير چشمه مهربوني خواب يك توطئه ميديد

شرايط پرواز در ايران: 1. اصل شناسنامه 2. پول بليط 3. دو قطعه عکس 20 در 25 براي سر قبر 4. فتوکپي وصيت نامه

خرج كن ولي اصراف نكن. عاشق شو ولي ديوانگي نكن. اسوده باش ولي بيخيالي نكن. حرف بزن ولي وراجي نكن.دوستت دارم........... ولي پورو نشو

يادتون باشه که دل، تخته ســـــــــــياه نيست که هر کي اومد روش بنويسه و هر کس هم رفت بشه اسمشو پاک کرد

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 17:31 توسط سینا پسره تنهای خسته |

يه روز به يه مرده ميگن با حميد و فريد جمله بساز؟ طرف ميگه شما وقتي با هميد چند نفريد!!!!!!!!!!!!!!!!

يه روز يه مرده سنگ كليه داشته ميره دكتر ميگه آقايدكتر من سنگ دارم دكتر ميگه عقب عقب بيا خالي كن !!!

اگر سلطنت بلد نباشم .سلطنت نمیکنم...اگر زندگی بلد نباشم زندگی نمی کنم ...اما اگه دوست داشتن رو بلد نباشم به خاطر تو یاد میگیرم

بچه که بودم فقط تا 10 بلد بودم بشمارم .دنیا 10تا بیشتر نبود.از بابا 10تا بستنی می خواستم.مامان رو 10 تا بیشتر دوست نداشتم.ولی حالا نمی دونم که ته دنیا کجاست .اخر دوست داشتن چقدره.فقط اینو می دونم که به اندازه ی 10 تای بچگیم دوستت دارم

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 17:18 توسط سینا پسره تنهای خسته |

تلويزيون داشته گل خداداد عزيزي رو به استراليا نشون ميداده، يه يارو تماشا مي‌كرده. دو سه بار كه صحنه آهسته گل رو نشون ميدن،يارو شاكي ميشه، ميگه: ‌حالا اونقدر نشون بده تا اون دروازه بان بگيردش

يارو تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبلش بهش ميگن جواب بيسكويته، ولي تو همون اول نگو، اولش يه چند تا سوال كن كه ضايع نشه. يارو ميگه باشه و ميره تو مسابقه، ميپرسه: آقا، يك كويته؟! يارو ميگه: نه. ميگه: دوكويته؟ همينجوري ميگه تا ميرسه به نوزده كويت! يارو ميگه: من يه راهنمايي بهتون ميكنم، با چايي هم ميخورنش. يارو ميگه: هان پس بگو، ‌قنده؟

يارو زنگ ميزنه به صدا سيما، ميگه: بابا اين چه وضعيه؟! اين چه تصاويره مستهجني بود كه تو اون سريال امام علي نشون داديد؟! طرف بهش ميگه: قربان ما كه فقط پاها رو نشون داديم. يارو ميگه: بابا تلوزيون من پرش داشت، همه جاشو ديديم

امشب میخوام طی یه عملیات شهادت طلبانه
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
فدات شم

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 17:9 توسط سینا پسره تنهای خسته |

۵- توی یه رستوران که چند تا دختر هم نشستن سوپ رو با صدای بلند هورت بکشید و نوش جان کنید

۶- توی یه بوتیک که فروشندش دختره وادارش کنید شونصد رنگ لباس رو براتون باز کنه و در آخر بگید خوشتون نیومد و برید

۷- توی جشن تولد یکی از دخترا فامیل تا اومد شمع ها را فوت کنه همه رو خاموش کنید

۸- اگه یه دختر یه جا یه جک تعریف کرد بلافاصه بگید چقدر قدیمی بود

۹- اشتباهات لغوی دخترارو موقع صحبت کردن تکرار کنید و بخندید

۱۰- تو یه جمع دانشجویی و رسمی هنگام عکس گرفتن واسه دخترا شاخ بذارید

۱۱- عید نوروز تمام پسته ها و فندق های سر بسته را بذاریید توی ظرف دختر مورد نظرتون

۱۲- روزهای بارونی تا یه دختر دیدید و یه چاله پر آب و شما با ماشین بودید یه لحظه درنگ نکنید

۱۳- اگه کلاس موسیقی می روید قبل از اجرای دختر خانوم مورد نظر پیچ های کوک گیتارش رو به چند جهت بچرخونید

۱۴- تو دانشگاه از دختر مورد نظر یه جزو 1000 صفحه ای بگیرید و بعد از اینکه تمام صفحاتش رو جا به جا کردید بهش بر گردونید

۱۵- چاق بودن و بی ریخت بودن دختر مورد نظر رو دم به ساعت به اطلاعش برسونید

۱۶- به دختری که دماغش رو تازه عمل کرده بگید دکترش بد بوده و دماغش کوفته شده

۱۷- شیشه نوشابه دختر مورد نظر رو حسابی تکون بدید و بذارید خودش درش رو باز کنه

۱۸- زمستون وقتی همه جا یخ زده با دیدن زمین خوردن یه دختر با صدای بلند بزنید زیر خنده

۱۹- از یه دختر ساعت بپرسید بعد از جواب دادن به ساعتتون نگاه کنید و بگین ساعتش عقبه

۲۰- توی ساندویچی موقعی که چند تا دختر نشستن طوری که اونا هم بشنوند از حال بهم خوردن و گلاب به روتون استفراغی که چند روز پیش داشتید تعریف کنید

۲۱- توی یه جمع که چند تا دختر نشستن در گوشی صحبت کنید و بلند بلند بخندید

۲۲- توي خيابون به يه قسمت از لباس يه دختر خيره بشيد و بزنيد زير خنده (نمي دونيد دختره چه حالي مي شه)

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 16:49 توسط سینا پسره تنهای خسته |

تا حالا يه قورباغه كه زير پلاستيك پرس شده ديدي؟ يه نيگاه به كارت مليت بنداز.......

يكروز يك اصفهاني داشته جان ميداده صدا ميکنه ميگه علي كجاست ميگن همين جاست ميگه محمد كجاست ميگه همين جا ميگه مريم كجاست ميگه همين جا ميگه پس كولر براي كي تو اون اتاق روشنه

ميدوني فرق حادثه با فاجعه چيه؟حادثه اينه كه مادرزنتوهل بدي تو آب فاجعه اينه كه ببيني شنا بلده

يه روز براي يه قزوينه يه كيسه برنج تبرك مي فرستن .قزوينه در كيسه رو باز مي كنه مي گه پس حميد كجاست.

کهنه فروش داد ميزنه چراغ شکسته ميخريم .....کفشاي پاره ميخريم .... اسباب کهنه ميخريم ..... بي اختيار دادميزنم : کهنه فروش قلب شکسته ميخري ؟؟؟

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 16:27 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام . نمی دونم چرا بعضی ها انتخابات مجلس خبرگان رو با انتخابات شورای شهر قاطی می کنن .هر چند مسولان نظام برای بیشتر رای جمع کردن برای انتخابات مجلس خبرگان اون رو با انتخابات شورای شهر قاطی کردن . و از این طریق تونستن رای های بیشتری رو برای خبرگان کسب کنن . شورای شهر اصلا یک انتخابات سیاسی نیست . ولی خبرگان خیلی برای مسولان نظام اهمیت داره .چون نشون دهنده اهمیت دادن مردم به رهبری کشورشون هستش . نمی دونم مسوولان نظام با این سبک انتخابات می خوان چه چیزی رو ثابت کنن . اینا می خوان چه کسی رو فریب بدن ؟ خودشون رو یا ما مردم رو یا خارجی ها رو . می خوان چه چیزی رو برای چه کسی توجیه کنند . مردم که همه چیزو می دونن .مردم همشون اومدن برای انتخابات شورای شهر و اونا خود به خود برگه خبرگان رو به مردم دادندو مهرشو هم زدند . آره . هم مردم ایران و هم تمام دنیا می دونن در انتخابات دیروز چه اتفاقی افتاد . آره اونا می خوان خودشونو فریب بدند . ولی مسولان نظام نشون دادند که ترسیدند از محبوبیت نداشتنه رهبرشون . و مردم هم نشون دادند درس عبرت گرفتند از انتخابات ۴ سال قبل تهران که از دل تحریم اون انتخابات شهرداری بیرون اومد که بعدها رییس جمهور شد . مردم تهران حالا فهمیدن که انتخابات شورای شهر اهمیت زیادی داره .
دوستان بعد از هر موضوع داغی که تو این کشور اتفاق میفته من چند روز در مورد اون تو وبلاگ مطلب مینویسم و بعد دوباره وبلاگ جهت قبلیه خودش رو ادامه میده . نظرتون رو بگید .
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 17:42 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام دوستان . میخواستم نظرتون رو درباره انتخابات بدونم . که می خواین رای بدین یا نه . من اولش نمی خواستم رای بدم . ولی در انتخابات شورای شهر می خوام رای بدم . خب من مسلماْ در انتخابات مجلس خبرگان حتی اگر بابام هم خودش رو کاندیدا کنه رای نمی دم . ولی در انتخابات های دیگه مثله مجلس و شورای شهر و ریاست جمهوری بستگی به کاندیداها داره . انتخابات مجلس دوره قبل رو به خاطره رد صلاحیت کاندیداهای زیاد تحریم کردم . ولی در ریاست جمهوری به دکتر معین رای دادم . که البته در اونجا هم اگر دکتر معین نبود انتخابات رو تحریم می کردم تا چند روز قبل هم نمی خواستم در انتخابات شورای شهر رای بدم . ولی الان نظرم عوض شده . میبینم شهر لاهیجان کشش بیشتر از این نمایندگان رو نداره و کسانی نبودند که صلاحیت داشته باشند و رد صلاحیت بشند  اگر رای ندم و دیگران هم رای ندن باید نفراتی رو در شورای شهرمون ببینیم که شهرمون رو غارت کنند . دیدم کسانی هستند که حداقل کمتر از اونا شهر رو غارت کنند . یا حتی بعضی هاشون اصلا غارت نکنند . آره این بار می خوام رای بدم تا شاید افراد بهتری برای شهرمون انتخاب بشند . البته اگر مثله انتخابات مجلس رای ها رو عوض نکنند و بعد هم کاندیدا رو دستگیر کنند ولی با حکم رهبر اونو دوباره نماینده مجلس لاهیجان کنند . این بار باید با رای مردم با فهم لاهیجان (نه مردمی که رای خودشون رو می فروشند ) چند نماینده تو شورای شهر داشته باشیم که به فکر شهرمون باشند . . . دوستان می خواستم بگم اگر دارید رای نمی دید حداقل رای خودتون رو نفروشید . و می خواستم بدونم اگر نمی خواهید در انتخابات شرکت کنید دلیلش چیه؟به امید شهرهای زیبا در سراسر ایران زیبا .
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 18:2 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام دوستان مرسی از نظراتتون . ممنون از مهسا خانوم که از وبلاگ ما تعریف کرد .می خواستم بگم آقا مصطفی اینقدر برای ما کلاس گواهینامت رو نزار چون من هم دارم و تو اولین بار امتحان هم قبول شدم . ناراحت نشیا .

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 17:19 توسط سینا پسره تنهای خسته |