سال 1436سینا در سوپر مارکت به مغازه دار می گه:
آقا ببخشید ماست دارید؟
مغازه دار:کارت هوشمند لبنیاتتون رو آوردید؟
سینا: بله .
مغازه دار می گه: این که اعتبار نداره .
سینا :حالا من چیکار کنم؟
مغازه دار: برو 4 ماه دیگه بیا تا سهمیه داشته باشی .
سینا: پس یه نوشیدنی به من بدید.
مغازه دار:چه نوشیدنی ای باشه؟
سینا: فرقی نمی کنه. فقط سرد باشه .
مغازه دار: کارتتون رو وارد کنید . اینم که اعتبار نداره .
سینا:پس من چی کار کنم؟اصلا فقط یه چیزی بدید که من بخورم .
مغازه دار:همه ی کارتهاتون رو بدید .
سینا: بفرمایید .
مغازه دار:شما هیچ سهمیه ای ندارید.
سینا: پس من چیکار کنم؟
مغازه دار: میتونید برید بمیرید .
سینا: باشه . اینکارو می کنم . سینا در راه قبرستان با خودش می گوید اگر خودم را بکشم بهتر از این است که از گرسنگی و با درد و تدریجی بمیرم.
در قبرستان
لطفا برای مردن کارت خود را وارد کنید .
بفرمایید اینم کارتم.
کارت شما اعتبار ندارد . شما حق مردن هم ندارید .
ناگهان سینا به کارت هوشمند قدم زدنش نگاه می کند و می بیند که حتی حقه قدم زدن را هم ندارد .
این سرنوشت سینا در 50 سال آینده است .
سهمیه بندی همه چیز. وقتی ما چیزی را به این فراوانی در کشور داریم و با تاسیس یک پالایشگاه می توانیم مشتقات زیادی از آن بدست آوریم و یکی از این محصولات بنزین است . بنزینی که امروز به خاطر اینکه وارد نکینم مردم را از وجود آن محروم می کنیم پس در مورد چیزهایی که اکنون در کشور نداریم باید چه بکنیم ؟؟؟؟؟.بعضی ها می گویند اگر 2 یا 3 ماه به فلسطین و لبنان و .... کمک نکنیم می توانیم به چند پالایشگاه نفت برسیم ولی مشکل اصلی اینجا نیست مشکل اصلی آنجاست که نظام جمهوری اسلامی به خاطر نگاه غارت گرانه اش نمی خواهد این کشور پیشرفت کند. آنها می دانند که چند سالی بیشتر اینجا نیستند ( امکان دارد 100 سال )به خاطر همین به هیچ وجه در فکر آبادانی نیستند و فقط به فکر پر کردن جیب هایشان هستند. ( شاید بگید پس این چند تا کارخانه و چندتا جاده ای که ساختند چیه؟)باید بگم اگر اینها رو هم نمی ساختند که دیگر نمی تونستند مردم رو ساکت کنند . امروز بنزین رو سهمیه بندی می کنند و فردا غذا خوردن و راه رفتن و شاید هم مردن رو .
به امید ایرانی آزاد به همراه مردمی آزاد اندیش .بای تا پست بعدی