زلزله و مومنین
در این دو سال و اندی که از عمر ریاست محمود احمدی نژاد بر دستگاه دولت می گذرد، جملات عجیب از او بسیار شنیده و یا با واسطه از او نقل شده است. اما این جمله که "زمین زیر پای مو منین نمی لرزد " شاید بدیع ترین و در عین حال تاسف انگیزترین جملات او باشد. هر چند این جمله به اندازه کافی صراحت دارد و نقدی نمی خواهد اما در حاشیه آن چند نکته عرض می کنم:
نخست اینکه از بعد اخلاقی این جمله توهین به همه کسانی است که در طول تاریخ در زلزله مرده اند و توهین به همه کسانی است که در آینده با زلزله خواهند مرد.
نکته دوم آن است که بشر از زمانی وارد دوره جدید شد که به جای تکیه بر ماوراء الطبیعه در تبیین پدیده های مادی و طبیعی، به سراغ علم آمد و از جمله در مورد زلزله هم، به دنبال راه هایی رفت که از تبعات جان و مال آن بکاهد. چنین است که کشور ژاپن با آنکه همواره در معرض زلزله است، کمترین آسیب را متحمل می شود. البته زمانی که بحث تحقیق " ژاپن اسلامی " از سوی سخنگویان حاکمیت یکدست مطرح می شد، تصور این بود که منظور از این شعار، رسیدن به استانداردهای ژاپن در مسیر توسعه و در عین حال، پایبند ماندن به زندگی معنوی و اخلاقی است. اما حال مشخص شده که " ژاپن اسلامی " جایی است در دوران ما قبل اسلام که با روی آوردن به خرافات، حتی به این گفته پیامبر اسلام (ص) که" خداوند هر پدیده ای را با اسبابش به جریان می اندازد و یا مانع می شود" ، آگاهی ندارد و فی المثل به چنین اظهاراتی در باره پدیده زلزله روی می آورد.
دراینجا بد نیست حاشیه ای سیاسی هم به موضوع بزنیم و یاد آور شویم که نه تنها در برابر حوادث طبیعی انسان به سراغ علم رفت تا خود را قدرت بخشد، بلکه در حوزه اجتماعی هم به تدریج به این نتیجه رسید که تنها با روشهای علمی می توان جلوی" زلزله سیاسی" را گرفت. چون به تجربه و تحقیق این نکته ثابت شده که تنها با آزادی احزاب، اتنخابات، مطبوعات، سندیکاها و دیگر نهادهای مدنی و سیاسی است که می توان از " زلزله سیاسی" جلو گیری کرد. اگر حکومتی این ابزارها را داشته باشد، حتی اگر بی دین ترین افراد در راس آن باشند، ماندنی است و اگر نداشته باشد، با متقی ترین حاکمان هم، رفتنی هستند. چنانکه در گفتمان دینی ما نیز این جمله از مشهورات است که :" الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم". البته طبیعی است کسانی که در برابر زلزله طبیعی چنین استدلال هایی می آورند، به الزامات مقابله با زلزله سیاسی پایبند نباشند و در جهت حاکمیت تک صدایی در جامعه بکوشند.
نکته چهارم و جالب و در عین حال تاسف بر انگیز آنکه این اظهارات به فاصله زمانی کمی پس از زلزله اخیر در قم بیان می شود که در روز به خاک سپاری یکی از مراجع عظام تقلید رخ داد. به راستی رییس دولت در زمان گفتن این جمله، اندکی به این مسُله توجه کرده اند که با استدلال(!) ایشان، زلزله در قم چطور قابل توجیه است و یا اگر در زلزله ای، برخی از شخصیتهای بر جسته دینی و مذهبی فوت شوند، چطور می توان آن را تحلیل کرد؟
و در پایان چند سوُال :
۱- آقای احمدی نژاد با توجه به چنین نظری که در باره زلزله دارند، در دوره مسُولیت خود در شهرداری تهران چه می کرده است؟ آیا صرفا در حال" بالا بردن ایمانات مردم"(!) بوده است؟
۲- آیا آقای احمدی نژاد حاضر است همین جمله را در دور دوم سفرهای استانی و یا به مناسبتهایی دیگر در جمع مردم شهرهای قربانی شده در زلزله چون بم و رودبار تکرار کند و مثلا آن شهر ها را " دار الکفار" بنامد؟
۳-اخیرا یکی از وزرای ارشد دولت از مخالفان انتقاد کرده اند که چرا ادب نگه نمی دارند و بر خلاف منتقدان دولت های خاتمی و هاشمی به استهزای رییس دولت بر خاسته اند. فارغ از درستی یا نا درستی این نقد می پرسم: آیا در برابر چنین بیانات گهر باری از سوی رییس دولت، جز از باب استهزاُ می توان وارد شد؟
و حرف آخر: به فرض که این گفته بدیع جناب رییس دولت، مبنا و پشتوانه شرعی هم داشت، آن ۱۷ میلیون نفری که رایشان به نام ایشان خوانده شد! برای کارهای اجرایی و اداره کشور رییس جمهور انتخاب کرده اند و یا تفسیر الهیات و تبیین حوادث کائنات؟
موفق باشید................................................سینا۲.................................................................