تبليغاتX
تنهای خسته

سلام من سینا پسره تنهای خسته .

خیلی وقته مطلب ننوشتم . امروز می خوام دوباره بنویسم . بعد از مدتها . شاید دوباره نوشتن رو شروع کنم . اما امروز می خوام بازهم متنی بنویسم در مورد سید محمد خاتمی .

خاتمی بار دیگر وارد صحنه انتخابات شد . برای سومین بار. آیا او هنوز همان مرد ۲۰ میلیونی در نزد ایرانیان است؟آیا او بازهم ۲۰ میلیون رای می آورد؟آیا او هنوز و با این همه تبلیغات که بر ضدش انجام شد هنوز همان مرد محبوب هست؟؟؟ اينها سوالاتي هستند كه در ذهن اكثر مردم به  وجود مي آيد . اما ذهن من چند سوال غير از اين دارد . اينكه او هنوز هم فقط خواهان اصلاحات  است يا خواهان انجام دادن اصلاحات است ؟ آيا او هنوز همان قدر محافظه كار است ؟ آيا او هنوز مي خواهد تداركات چي باشد؟ اين ها سوالاتي هستند كه در ذهن من مرور مي شوند .

خاتمي به معناي واقعي فردي اصلاح طلب بود يعني فقط طالب اصلاح بود ولي كپن اصلاحات او در دومين دوره رياست جمهوريش تمام شده بود ولي با كارهايي كه آقاي احمدي نژاد انجام داد بازهم كپن خاتمي را به جريان انداخت . او اصلاحات را دوست داشت ولي در انجام آن نا موفق بود . او بسيار بسيار محافظه كار بود مي خواست اصلاحات انجام دهد ولي نمي خواست هزينه كند در رژيم با ساختاري اين چنين براي به دست آوردن كوچكترين بخشي از آزادي بايد هزينه داد و خاتمي نمي خواست اين هزينه را تقبل كند (منظور هزينه مالي نيست ) .

خاتمي به خاطر محافظه كاري زيادش به گفته خود به يك تداركات چي تبديل شده بود آيا او هوز مي خواهد تداركات چي و محافظه كار باشد ؟؟؟

خاتمي با اين فاكتور ها در 4 سال پيش اگر بازهم مي توانست خود را كانديدا كند به هيچ دردي از جامعه نمي خورد . چون كارهايي كه در توانايي هاي او بود ديگر به درد ايران نمي خورد و او كارهاي در حد توان خود را انجام داده بود . اما حالا با وجود اين 4 سالي كه در دوره آقاي احمدي نژاد داشته ايم و اين برگشت به عقبي كه در دوره احمدي نژاد داشته ايم بازهم مي توانيم به خاتمي رجوع كنيم و خاتمي را كانديداي مورد نظر خود بناميم . در دولت آقاي احمدي نژاد آنقدر نقص وجود داشته كه بتوانيم از ضعف هاي خاتمي ( محافظه كاري و ناتواني در اجراي اصلاحات حقيقي ) به راحتي صرف نظر كرد . آقاي احمدي نژاد آنقدر در اين چند ساله ضعيف كار كردند و آنقدر وجه ي ايران را زير سوال بردند كه امروز ما نياز به خاتمي يا كسي مانند خاتمي در انتخابات داريم . ما نياز داريم به خاتمي چون او حداقل ايران را از اين شرايط خارج مي كند.

او بااينكه ضعف هايي دارد اما حداقل مانند احمدي نژاد و قاجار ها خاك و آب ايران را نمي دهد (درياچه ي خزر ).

او ضعف هايي دارد ولي هرگز اينقدر به سانسور مطبوعات و كتابها و فيلم ها داخلي نمي پردازد !!!

او ضعف هايي دارد ولي هرگز به اينگونه اوضاع مالي ايران را برهم نمي زند .

او ضعف هايي دارد ولي هرگز به اينصورت وجه ي ايران را در جهان خراب نمي كند و به اينگونه ايران را گوشه گير نمي كند .

او اينگونه شعور مردم ايران را زير سوال نمي برد و او اينگونه ايران و ايراني را با حرفهايش مضحكه نمي كند .

ما امروز خاتمي را مي خواهيم تا مشكلاتمان را حل كنيم مشكلاتي 4 سال پيش حل شده بود و نخواستيم با راي دادن به دكتر معين كارهايمان را پي بگيريم و به خاطر تبليغات گسترده ي رژيم به اين فكر افتاديم كه اصلاحات جواب نداده است .

و اين داستان ادامه دارد ..................

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 1:49 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام من سینا پسره تنهای خسته .

از قزوین به سمت لاهیجان حرکت کردم .خودم جلو نشسته بودم .  ۳نفر عقب .یکی از ۳ نفر عقب یک افسر راهنمایی رانندگی بود . بعد از مدتی که از حرکتمون گذشت با راننده شروع به صحبت کرد . من و ۲مسافر دیگر فقط گوش می دادیم . اون افسر راهنمایی رانندگی داشت در مورد خارج کردن سوخت از ایران صحبت می کرد . او می گفت کانتینرها میان و بنزین و گازوییل رو از کشور خارج می کنند در مسیر راهشون اونقدر با سرعت حرکت می کنند که بارها و بارها باعث تصادفات بزرگ جاده ای شده و هیچ افسر راهنمایی رانندگی نمی تونه جلوشونو بگیره.در واقع کسی حق اینکار رو نداره .اونها باید هرچه سریع تر بنزین و گازوویل رو از کشور خارج کنند .اون چیزی که مسلم هستش این هست که عراقی ها نمی تونند پوله زیادی رو بابت این سوخت ها بدهند . شاید کمتر از مردم ایران . پس چرا این سوخت به اونجا میره ؟؟؟!!!!!

واقعا چرا بنزین سهمیه بندی شد ؟؟؟!!!!! به خاطر کمبودش ؟؟؟؟ در کجای دنیا سهمیه بندی شده بود؟؟؟؟؟شما می دونید چرا؟؟؟؟؟شما می دونید کجا؟؟؟؟؟

من می دونم فقط به خاطر منافع دولت .فقط به خاطر بیشتر کمک کردن به فلسطین و لبنان و عراق . و فقط به خاطر بیشتر سختی کشیدن مردم ایران . دولت ایران بنزین رو سهمیه بندی کرد تا مردمش رو دزد کنه . با سهمیه بندی شدن بنزین همه ی ایران خلافکار شدند . هم قانون رو زیر پا گذاشتند .!!!چرا؟؟؟چون همه یا بنزین می فروشند یا بنزین رو از فروشدگان غیر مجازش می خرند . و عراق و فلسطین و لبنان دلایل سهمیه بندی بنزین بودند . فقط ایران هست که با وجود ذخایر عظیم نفتی بنزین رو سهمیه بندی می کنه . واقعا چرا؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت 14:19 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام من سینا پسره تنهای خسته .

کم کم داریم به انتخابات ریاست جمهوری نزدیک میشیم . یکی از بحث های داغی که در مورد این انتخابات میشه اینه که آقای خاتمی وارد این انتخابات میشه یا نه؟خب احتمالش زیاده .ولی به نظر شما آیا اومدن آقای خاتمی به عرصه ی انتخابات کار درستی هست؟و آیا اصلا خاتمی میتونه در روند اداره مملکت تاثیر گذار باشه؟خاتمی کسی هست که 8سال رییس جمهور کشور ما بوده.تو این 8 سال مسلما ما سال های بهتری رو نسبت به سال های رییس جمهورهای دیگر داشتیم.سطح فرهنگی و سطح زندگی مردم بسیار بالا رفت اما آیا این ها چیزهایی هست که ما الان به اون نیاز داریم؟آیا اون چیزی که ما به اون نیاز داریم چیزی غیر از آزادی های سیاسی و بهبود وضعیت اقتصادی هستش؟آیا فرد آرامی مثل خاتمی میتونه تو خفقان سیاسی کشور ما تغییری ایجاد کنه؟آیا این کشور در 8 سال قبلی خاتمی تونست ازنظر سیاسی پیشرفتی ایجاد کنه؟به نظر من که نه.از نظر اقتصادی به نظرم هر کسی به جز دکتر احمدی نژاد بیاد میتونه کارنامه ی بهتری رو نسبت به آقای احمدی نژاد داشته باشه چون فکر نمی کنم کسی به اندازه ی احمدی نژاد بتونه ضعیف کار کنه . شاید با آمدن خاتمی اوضاع ایران از نظر روابط خارجی و از نظر اقتصادی بهتر بشه .که حتما میشه .اما چیزی که اینجا مهمه اینه که آیا خاتمی توان کم کردن خفقان سیاسی ایران رو داره ؟؟؟؟فکر نمی کنم . ایران مسلما یک کشور دیکتاتوری هستش . که بدون تاوان دادن هیچ چیزی رو نمیشه توش بدست آورد .آیا خاتمی میتونه این تاوان رو بده ؟؟؟آیا انسان آرامی مثل خاتمی جرات دادن این تاوان رو داره؟فکر نمی کنم . ما در این انتخابات به انسانی تندرو تر از خاتمی نیاز داریم . او نمی تونه در جریانات سیاسی ایران تغییری ایجاد بکنه . فکر می کنم ما در انتخابات خودمون به یک اصلاح طلب تندروتر نیاز داریم . اصلاح طلبی که بتونه حداقل یک بار هم که شده جلوی حرفهای رهبر بایسته .اصلاح طلبی که یک بار هم که شده به خاطر منافع مردم ایران ازمنافع جمهوری اسلامی بگذره . اما خاتمی این اصلاح طلب میانه رو هرگز توانایی این کار رو نداره.وقتی یک اصلاح طلب رییس جمهور میشه باید کارهای خیلی مهمی رو انجام بده که بتونه خودشو خوب نشون بده .چون دقیقا تمام تبلیغات جناح اصول گرا که جناحی هست که تمام قدرت کشور رو داره (چون رهبر رو داره ) بر ضد او خواهد آیا این کارها کارهای اقتصادی هستن ؟فکر نمی کنم .فکر می کنم اون اصلاح طلب تنها کاری که میتونه انجام بده اینه که خفقان سیاسی ایران رو کم کنه . این تنها کاری هست که یک اصلاح طلب میتونه انجام بده تا نشون بده که کاری برای کشور انجام داده چون بقیه کارهایی که انجام میده با تبلیغات سؤ جناح مخالف از بین میره و هیچ جلوه ای نداره .ما باید دنبال یک رییس جمهور قدرتمند تر از خاتمی باشیم کسی که بتونه تغییراتی در سیستم سیاسی ایران ایجاد کنه .کسی که بتونه ایران رو از خفقان سیاسی بدور کنه(البته اگر رد صلاحیت نشه) . امروز خیلی ها معتقدند که خاتمی گزینه ای خوبی برای کاندیداتوری از سوی اصلاح طلبان هستش ولی با رییس جمهور شدن دوباره خاتمی احتمال مرگ اصلاح طلبی در ایران بسیار بالا خواهد بود چون او با تبلیغات گسترده ای که جناح مخالف علیه او انجام خواهد داد از بین خواهد رفت و اصلاح طلبی در بین مردم چهره ی بسیار زشتی به خود خواهد گرفت .اصلاح طلبان تنها در صورتی می توانند موفق باشند که بتوانند تغییراتی در نظام سیاسی ایران ایجاد کنند . در غیر اینصورت نبودنشان تاثیر گذار تر از بودنشان است و چون خاتمی از نظر من توان همچین کاری را ندارد نبودنش در انتخابات تاثیر گذار تر از بودنش است شاید با نبودنش جناح مخالف با عملکرد ضعیفی که از خود نشان میدهد چهره زشتی در میان مردم پیدا کند.در واقع چهره ی حقیقی خود را نشان دهد .

نظر شما چیست؟؟؟؟؟

سینا پسره تنهای خسته .

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 0:34 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام من سینا پسره تنهای خسته . می خواستم بدونم چرا بلاگفا قاطی کرده؟من قبلا یک عکس دیگری گذاشته بودم الان خود به خود عوض شده و تبدیل شده به عکس دختر .چرا؟؟؟؟؟؟؟بای تا بعد.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 17:39 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام من سینا پسره تنهای خسته .به به . چه عجب .بازم اومدم تو وبلاگ. خوش اومدم . از این به بعد بازم بلاگ نویسی رو شروع می کنم و می دونم که همتون از این خبر بسیار بسیار خوشحال میشید . فعلا بای.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 17:34 توسط سینا پسره تنهای خسته |

داستان ازدواج با دختر بیل گیتس

پدر: دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی
پسر: نه! من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم

پدر: اما دختر مورد نظر من، دختر «بیل گیتس» است
پسر: آهان اگر اینطوریه، قبول است

پدر به نزد بیل گیتس می رود و می گوید
پدر: برای دخترت شوهری سراغ دارم
بیل گیتس: اما برای دختر من هنوز خیلی زود است که ازدواج کند

پدر: اما این مرد جوان، قائم مقام «مدیرعامل بانک جهانی» است
بیل گیتس: اوه، که اینطور! در این صورت قبول است

بالاخره پدر به دیدار مدیرعامل بانک جهانی می رود

پدر: مرد جوانی برای سمت قائم مقام مدیرعامل سراغ دارم
مدیرعامل: اما من به اندازه کافی معاون دارم

پدر: اما این مرد جوان داماد «بیل گیتس» است
مدیرعامل: اوه، اگر اینطور است، باشد

و معامله به این ترتیب انجام می شود

نتیجه اخلاقی ۱: حتی اگر چیزی نداشته باشید باز هم می توانید چیزهایی بدست آورید. اما باید روش مثبتی را برگزینید.
نتیجه اخلاقی ۲: می شود با فکر، از هیچ، همه چیز ساخت

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 16:30 توسط سینا پسره تنهای خسته |

وطن یعنی دویدن در پی نان     

                                وطن یعنی کمک کردن به لبنان وطن یعنی عرب را چاق کردن

                           وطن یعنی معلم های خود را داغ کردن وطن یعنی خرید تاید و شامپو

                                     وطن یعنی رئیس جمهور هالو وطن یعنی صف نون و صف شیر

                                 وطن یعنی همش درگیر درگیر وطن یعنی همین بنزین، همین نفت

                 وطن یعنی همین نفتی که توی سفره ها رفت وطن یعنی که اصلاحات "چینی"

                              وطن یعنی که روی خوش نبینی وطن یعنی همین آیینه دق

                              وطن یعنی خلایق هر چه لایق

 #-o

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 16:29 توسط سینا پسره تنهای خسته |

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 23:44 توسط سینا پسره تنهای خسته |

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 23:39 توسط سینا پسره تنهای خسته |

در دولت احمدی نژاد:

·         طرح مبارزه با بد حجابی شروع شد.

·         تحریم های امریکا شروع شد.

·         موضوع هسته ای ایران تابلو شد.

·         بنزین سهمیه بندی شد.

·         سوبسید آب و برق، گاز و شیر حذف شد.

·         فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ را توی خانه عفاف گرفتند.

·         استاد دانشگاه به شاگردش تجاوز کرد.

·         بد سابق ترین مدیر کشور و همکار احمدی نژاد مدیر سایپا شد.

·         دولت به جای مشاوره با اقتصاد دانان با قصابان و بقالان مشورت کرد.

·         قیمت خانه در تهران از پاریس گرانتر شد.

·         برداشت از ذخیره ارزی 12 برابر شد.

·         تورم به 21 درصد رسید.

·         مردم ایتالیا و فرانسه توی خیابون علیه دولت ایران و تروریست بودنش تظاهرات کردند.

·         زمزمه خلیج عربی شروع شد.

·         قیمت مسکن سه برابر شد.

·         طرح توریستی سفرهای استانی رئیس جمهور و وزرا شروع شد.

·         دانش آموزان ایرانی موفق شدند در زیر زمین خانه شان انرژی هسته ای درست کنند.

·         استادان دانشگاه مخالف دولت اجبارا بازنشته شدند.

·         تمامی صنایع و کارخانه های دولتی به کنسرسیوم ها و مافیای داخلی فروخته شد.

·         ایران از نظر کسب و کار در رده صد و بیست و چهارم قرار گرفت.

·         کشور ما از نظر تورم در خاور میانه اول شد.

·         سیل مهاجرت مردم به اولین کشور ممکن روانه شد .

·         رئیس جمهور کشور موفق به دیدن هاله نورانی هنکام مذاکرات هسته ای شد.

·         طرح تقسیم عادلانه !!! دریای خزر که تاریخ دانان آن را برابر با قرارداد ترکمانچای می دانند اجرا شد.

·         حتی روسیه و چین هم  ایران را تحریم کردند.

·         آمار اعتیاد در کشور به  بالاترین رقم در طی 50 سال اخیر رسید.

·         کراک و انواع مواد مخدر به آسانی در دسترس مردم قرار گرفت.

·         درصدی از مردم که زیر خط فقر قرار می گسرند به 40 درصد رسید.

دست در دست هم یکبار دیگه به احمدی نژاد رای بدیم

با اضافه کردن نکات مورد نظر خود و ارسال این لیست به دوستان ما را در رای آوردن مجدد احمدی نژاد یاری دهید

ستاد هوشمند تبلیغات درست برای احمدی نژاد ( معجزه هزاره سوم و سایر هزاره ها )

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 2:29 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام من سینا از پسره تنهای

خسته . به زودی با یک پست

جدید بر میگردم . بای تا بعد .

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 1:42 توسط سینا پسره تنهای خسته |

چند روزی دیر این تبریک رو میگم . چون فرصت آپ کردن نداشتم . ببخشید . طلای هادی ساعی مرد همیشه قهرمان ایرانی بر تمام ملت ایران مبارک باشد .

او بدون شک بهترین تکواندو کار تاریخ دنیاست او که با داشتن ۶ طلای جهانی پی در پی و ۲ طلا و یک برنز المپیک پر افتخارترین ورزشکار ایرانی هست حالا دیگر باید به کارهاش در شورای شهر برسه . او توانست با دستی آسیب دیده مدال طلای المپیک را کسب کند . واقعا آفرین بر این مرد بزرگ و تکواندوکار دست نیافتنی ایران .

واقعا من موندم این مرد چه طور به تمام کارهاش رسیدگی میکنه . او هم قهرمان المپیک شد هم در شورای شهر تهران فعالیت داره و هم در دانشگاه در حال تحصیل هست . واقعا که مردی بزرگ و قابل تحصین است و باید سرلوحه ی کار تمام جوانان قرار بگیره .

آفرین بر تو هادی .

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 1:12 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام من سینا پسره تنهای خسته .

چند شب پیش وقتی از همه کانال های تلویزیونی خسته شدم بعد از چند بار عوض کردن کانال ها به این نتیجه رسیدم که گزارش کار آقای احمدی نژاد به رهبر رو گوش کنم . در این جلسه تمامی وزیران هم شرکت داشتند و آقای رییس جمهور در حال دادن گزارش کار وزرا و خودش به رهبر بود . خب مسلما شما انتظار ندارید تمام اعداد و ارقام رو من اینجا ذکر کنم ولی فقط اینو میتونم بگم آقای احمدی نژاد از همه کارهای خود و وزیران خود تعریف کرد . به عقیده او تمام کارهای او خوب بوده و هیچ اشتباهی وجود نداشته است . در زمینه بهداشت و در زمینه اقتصاد و تورم و سیاست های خارجه و نیرو(برق هم جزو نیرو هست) و همچنین در زمینه ورزش و ..... کشور ما پیشرفت چشمگیری رو داشته است . ایشون معتقد بودند که ما در زمینه ورزش نسبت به 8 دوره آقای خاتمی دو برابر مدال کسب کردیم البته فکر می کنم ایشون مسابقات (لی لی ، قایم باشک ، استپ هوایی و وسطی و ....... رو هم حساب آوردند ) . من نمیدونم این آقا با این عملکرد ضعیف ایران در المپیک چطور می تونن از اوضاع ورزش ایران دفاع بکنن . یا ایشون از اوضاع اقتصادی ایران تعریف میکردند و از پیشرفت های اقتصادی ایران تعریف می کردند ، فکر کنم به عقیده ایشون ما هیچ تورمی در کشور نداریم (مثلا پودر ماشین لباس شویی از 350 به 850 رسیده ) البته این فقط یک مثال از مثال های زیادی بود که می تونستیم بزنیم .خب لابد در محاسبات ایشون اینها جزو تورم نیست و شاید اصلا تورم جزو مسایل اقتصادی نیست .در زمینه سیاست های خارجه ایشون معتقد به این هستند که ایران پیشرفت زیادی رو داشته البته نمی دونم چرا من هر طوری و از هر دیدی نگاه می کنم به این نتیجه میرسم که ایران یکی از گوشه گیرترین کشورهای دنیاست . حالا بر چه اساسی و بر چه پایه ی چه منطقی آقای احمدی نژاد صحبت در زمینه پیشرفت ایران در بحث سیاست خارجه می کنه من که نمی دونم؟؟؟؟!!!!!!!!! اما ایشون صحبت از پیشرفت در مورد تامین نیرو می کرد . منظور از نیرو همون برق و چیزهایی شبیه این هست . این یکی رو هیچ چیز در موردش نمی نویسم که خودتون می دونید اوضاع برق ایران در امسال چطور بود (دیوانه کننده) .

من واقعا نمی دونم به چه چیزی فکر کردند که این جلسه رو پخش کردند ..... واقعا آیا کسی هست که این چیزها رو باور کنه؟؟؟؟؟واقعا نمی دونم!!!!!!!!!!!!!!!شاید هم ملت ساده ایران باور کنند

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 0:54 توسط سینا پسره تنهای خسته |

به گزارش ايرنا ، گلشيفته فراهاني بازيگر زن سينماي ايران که پيش از اين در فيلم سنتوري ايفاي نقش کرده بود ،به دنبال بازي در فيلم آمريکايي"Body of Lies" در کنار بازيگران هاليوود چون «لئوناردو دي کاپريو» و «راسل کرو» و کارگرداني «رايدلي اسکات» ، پيشنهاد جديدي را براي بازي در يک فيلم هاليوودي دريافت کرد.

گلشيفته فراهاني روز سه شنبه براي بررسي اين ‏پيشنهاد تازه عازم هاليوود بود که در فرودگاه از سوي دستگاه هاي ذيربط با حکم ممانعت خروج از كشور مواجه شد.

ايرنا در خبر خود افزود؛با آنکه شنيده ها حاکي از آن است که بازيگران ايراني براي بازي در فيلم هاي خارجي موظف به اخذ مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي هستند ، با اين حال وزارت ارشاد تا اين لحظه در برابر خبر بازي گلشيفته فراهاني در يک فيلم خارجي و ممنوع الخروج شدن وي موضعي اتخاذ نکرده است.

واقعا برای گلشیفته فراهانی متاسف شدم . چون خیلی بد شانس هست . اگر شانس داشت تو ایران بدنیا نمیومد . بعد از این همه زحمت تونست تو فیلمی که دست اندر کارانش همگی بزرگ بودند بازی کنه ولی حالا بجای اینکه بهش افتخار بکنیم و تشویقش بکنیم میایم و ممنوع الخروجش می کنیم .


 

+ نوشته شده در شنبه دوم شهریور 1387ساعت 21:51 توسط سینا پسره تنهای خسته |

+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 0:46 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام من سینا پسره تنهای خسته . سلامی گرم به تمام خوانندگان اندک بلاگ . امروز می خواهم ماجرایی که از نزدیک دیدم رو براتون تعریف کنم .

با دوستانم در حال قدم زدن در شهر لاهیجان بودیم . رسیدیم به نزدیکی آبشار لاهیجان که یک ایستگاه صلواتی در نزدیکی اون بود . به مناسبت ایام شعبانیه این ایستگاه صلواتی برپا شده بود و از داخل کامپیوتری که متعلق به همون ایستگاه صلواتی بود یک آهنگی در حال اجرا شدن بود ، یک آهنگی که در همون ابتدا من و دوستانم با هم در موردش بحث کردیم که آیا این آهنگ رو برای عزاداری گذاشتن یا برای جشن؟؟؟؟؟؟؟ چند لحظه بعد که از کنار ایستگاه صلواتی می گذشتیم دیدیم که یک خانومی که سن بالایی داشت با اون آهنگ سینه میزد و خودتون بفهمید که این آهنگ چقدر به حالت عزاداری نواخته و خونده میشد . اون لحظه اونقدر اون صحنه برامون جالب بود که من و دوستانمو به خنده وادار کرد . که خانومی که چادر سرش بود و حتما نماز می خوند و روزه می گرفت چطور فرق ایام عزاداری و ایام شعبانیه که زمان جشن هستش رو نمی فهمید ؟؟؟؟؟؟؟البته لازم به ذکر هستش که من هم اگر نمی دونستم که در ایام شعبانیه هستیم نمی تونستم بفهمم که اون آهنگ رو برای جشن آماده کردند نه عزا .....

در کل می خواستم بگم مردم ما چقدر کورکورانه به چه چیزهایی اعتقاد پیدا می کنند به چیزهایی که هیچ اطلاعاتی در موردش ندارند مثله اینکه مردم هرجا صدای آهنگ های آقایون رو میشنوند فکر می کنند که باید عزاداری کرد و دیگر جشن براشون معنی نداره واقعا معنی جشن برای مردم از بین رفته و مردم دیگر هرجا این عالیجنابان رو میبینند و صدای اونها رو می شنوند یاد عزاداری می افتند و می خواستم بگم ما چقدر بد جشن برپا می کنیم که تفاوتش رو با عزا نمیشه تشخیص داد . خب این هم یکی از سیاست های جمهوری اسلامی هست که همیشه مردم ایران رو عزادار نگه دارند و برای خودشون مشتری داشته باشند (لازم به ذکر هست که آقایون فقط برای عزا مشتری دارند ). آخه به این هم می گن جشن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 0:29 توسط سینا پسره تنهای خسته |

 چناچنه به طور رومزره به زبان فارسي صبحت مي کيند، با کمي تلاش خاوهيد تواسنت اين نوتشه را بخاونيد. در داشنگاه کبمريج انگلتسان تقحيقي روي روش خوادنه شدن کملات در مغز اجنام شده است که مخشص مي کند که مغز انسان تهنا حروف اتبدا و اتنها ي کلمات را پدرازش کرده و کمله را مي خاوند .به هيمن دليل است که با وجود به هم ريتخگي اين نوتشه شما تواسنتيد آن را بخاونيد ......
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 16:1 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام من سینا از پسره تنهای خسته .

خیلی خسته ام . این بار نه از تنهایی . بلکه از قطعی برق . قطعی برق در تابستان و در فصل گرما به شدت باعث کلافه شدن و عصبانی شدن مردم شده . جالبه که قبلا ما در روز در نهایت نیم ساعت قطعی برق داشتیم و از دولت آقای خاتمی به شدت انتقاد میشد اما امروزه هر روز ۲ ساعت و بعضی روزها ۴ یا ۵ ساعت هم قطعی برق داریم و هیچ کسی به دولت نمی گوید بالای چشمانت ابرو .

در فصل سرما گاز مردم تامین نشد در فصل آبیاری مزارع آب مزارع تامین نشد و حالا هم در فصل گرما که به شدت به برق نیاز داریم برق تامین نمی شود . بله .بله . به این می گویند دولت کارآمد .واقعا ما در حال حاضر با این وضعی که در کشور داریم یکی از قطب های دنیا هستیم . امریکا هم که هیچ غلطی نمیتونه بکنه . ما هم که کشورمون بهترین کشور دنیاست . ( البته این دو خط آخر رو من نمی گم آقای احمدی نژاد میگه ) .

یادمه یک موقعی به تلویزیون نگاه میکردم و تو اخبار با یک غرور خاصی اعلام شد که امروز یک دقیقه برق شهر واشنگتن رفت انگار که ایران تو جنگ پیروز شده . انگار که امریکا یک کشوری هست در حد ایران و ایران رقیب اقتصادی و نظامی و علمی امریکا هستش . نه عالیجنابان . این طور نیست . شما نباید خودتون رو با امریکا مقایسه کنید بلکه باید خودتون رو با افغانستان و مغولستان مقایسه کنید . شما که هیچ کدام از کارهای مملکتتون رو نمی تونید اداره کنید چرا خودتون رو با پیشرفته ترین کشور دنیا رقیب میدونید ؟؟؟؟شما از افغانستان هم عقب تر موندید .

آقای احمدی نژاد یادمه در زمانی که شهردار تهران بودید به خاطر قطعی گاز در چندتا از شهرهای ایران به شدت از دولت آقای خاتمی انتقاد کردید اما امروز شما نه گاز نه آب و نه برق کشورتون رو نتونستید تامین کنید ولی با کمال پررویی در تلویزیون ظاهر میشید و از پیشرفت های علمی و اقتصادی و فرهنگی و .... کشور صحبت می کنید .این آقای احمدی نژاد اینقدر پررو هست که ساعتهای قطعی برق رو هم اعلام کرده . من اگر جای شما بودم از شدت شرم هرگز پاهام رو از در خونم بیرون نمی گذاشتم . البته احتمالا به همین خاطر هست که من رییس جمهور نشدم (شایدم سنم نمیخورد ) .

بابا به جای این که تو خیابون به زن و بچه مردم گیر بدید برید به فکر حل کردن مشکلات مردم باشید . به این مامورهاتون بگید به جای این کارا برن این انسان نماها(ارازل) رو از تو خیابونا جمع کنن که آسایش رو از زندگی مردم صلب کردند ولی مثله اینکه یادم رفته که شما نمی خواهید که مردم آسایش داشته باشند .

یکی از چیزایی که در مورد قطعی برق گفته میشه این هست که چون کشور ما در تحریم به سر میبره ما نمیتونیم یک سری قطعات رو برای ژنراتورهای خرابمون تهیه کنیم و به خاطر همین قطعی برق داریم .!!!!!!! به راستی چرا باید در تحریم به سر ببریم ؟؟؟؟؟ آیا انرژی هسته ای ارزشش رو داره؟؟؟؟

یک فرضیه دیگر هم در مورد قطعی برق وجود داره اونم این هست که اصلا ایران با کمبود برق مواجه نباشه و آقایون به خاطر اینکه نشون بدن ایران برای تامین برقش به انرژی هسته ای احتیاج داره دارن مردم رو اینطور عذاب میدن . البته این یک فرضیه هست و نمیشه روش حسابی باز کرد .

فقط میتونم بگم از قطعی برق خیلی خسته شدم . خیلی خیلی خسته و البته کلافه . واقعا کلافه .فکر می کنم شما هم مثله من کلافه شده باشید .

به امید ایرانی آزاد و جدایی دین از سیاست و نبود آقای احمدی نژاد در ایران تا پست بعدی خدانگهدار همتون باشه .

+ نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 3:25 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام من سینا پسره تنهای خسته . به زودی این بلاگ با

قدرت کارش رو از سر می گیره .

 تا پست بعدی خدانگهدارتون باشه .

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 2:19 توسط سینا پسره تنهای خسته |

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 0:16 توسط سینا پسره تنهای خسته |

اگر درد می خواستین! اگر کوفت می خواستین اگر نکبت می خواستین ! اگر گرونی می خواستین ! اگر بدبختی می خواستین ! اگر فقر می خواستین !اگر تحریم می خواستین ! چرا به خودم نگفتین

امضا محمد رضا پهلوی .

+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 0:38 توسط سینا پسره تنهای خسته |

یاد و خاطره خسرو شکیبایی این بازیگر خوب سینما و تلویزیون ایران گرامی باد .

درگذشت خسرو شکیبایی رو به تمام دوستداران بازی ایشون تسلیت عرض می کنم .

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 8:50 توسط سینا پسره تنهای خسته |

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد طلب عشق زهربی سر و پایی نکنیم

یادمان باشداگراین دلمان بی کس شد طلب مهر ز هر چشم خماری نکنیم

یادمان باشدکه دگرلیلی ومجنونی نیست به چه قیمت دلمان بهرکسی چاک کنیم

یادمان باشد که در این بهر دو رنگی و ریا دگر حتی طلب آب ز دریا نکنیم

یادمان باشد اگر از پس هر شب،روزیست دگر آن روز پی قلب سیاهی نرویم

یادمان باشد اگر شمعی و پروانه به یکجا دیدیم طلب سوختن بال و پر کس نکنیم

ولی آخر تو بگو با دل عاشق چه کنم؟ یادمن هست طلب عشق زهرکس نکنم

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 0:53 توسط سینا پسره تنهای خسته |

 يک سوسک حمام مي‌تواند 9 روز بدون سر زندگي کند تا اينکه از گرسنگي بميرد.

2) يک کوروکوديل نمي‌تواند زبانش را بيرون در بياورد.

۳) حلزون مي‌تواند 3 سال بخوابد.

۴) به طور ميانگين مردم از عنکبوت بيشتر مي‌ترسند تا از مرگ!

۵)‌ اگر جمعيت چين به شکل يک صف از مقابل شما راه بروند، اين صف به خاطر سرعت توليد مثل هيچ‌وقت تمام نخواهد شد.

 ۶)خطوط هوايي آمريکا با کم کردن فقط يک زيتون از سالاد هر مسافر در سال 1987 توانست 40000$ صرفه‌جويي کند.

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 13:26 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام من سینا پسره تنهای خسته .

 با تشکر از تمام کسانی که تو بلاگ نظر می دهند . امروز میخوام یک مطلب جدید از شاهکارهای دولت رو بنویسم .

داشتم به اخبار شبانگاهی شبکه ۳ گوش میدادم که یکی از خبرهاش به شدت منو به خنده وا داشت . موضوع خبر این بود که فروش آدامس ریلکس و یک نوع پاستیل (اسمشو یادم رفته ) ممنوع اعلام شد . تمامی این دو محصول از بازار جمع آوری می شوند .

و حالا میرسیم به دلیلش .

دلیلش این بود که روی بسته بندی آدامس ریلکس نوشته شده kent (که اسمه یک نوع سیگار هست ) و دلیل دیگرش هم شباهت بسته بندیش به بسته بندی سیگار هست و اونها آدامس ریلکس رو تبلیغ سیگار میدونند و می خواهن که از تبلیغ سیگار جلوگیری کنند .

 این خیلی خوبه که از تبلیغ سیگار جلوگیری کنند ولی من اینو می خوام بدونم که آیا تو کشوری که خود سیگار غیر مجاز نیست و به صورت آزادانه به فروش میرسه و حتی در خود ایران تولید میشه چطور میان و آدامسی رو به خاطر شباهت بسته بندیش به بسته بندی سیگار ممنوع می کنند . آیا واقعا این دلیل منطقی میتونه باشه ؟؟؟؟

به نظر شما آیا واقعا این موضوع حقیقت داره و این دلیلی که برای ممنوع کردن آدامس ریلکس گذاشتن دلیل واقعیش هست؟؟؟؟؟

به نظر من که دلیل دیگری در پشت پرده هست .

یادمه چند وقتی بود برادرم تو خونمون میگفت که سوسیس و کالباس نخورین و همش به پدر و مادرم میگفت که این مواد غذایی خیلی ضرر دارن و ازشون استفاده نکنین . یک روز دامادمون در جوابش گفت که اگر اینطور بود تو تلویزیون و از طرف دولت به مردم میگفتند که از اونها استفاده نکنید چون خیلی ضرر داره و .....

 در همون لحظه چیزی به ذهنم رسید اونم این بود که اگر قرار تلویزیون و دولت از مصرف چیزی که برای سلامتی ضرر داره جلوگیری کنند چرا از سیگار جلوگیری نمی کنند و این مطلبو تو جمع عنوان کردم و همه به این نتیجه رسیدند که دولت و تلویزیون همیشه درباره چیزهایی که برای سلامتی  مضر هستند صحبت نمی کنه و بعضی چیزها رو به خاطر منافع خودش به سلامتی مردم ترجیح میده . همونطور که میدونید دولت ایران سالانه درآمد زیادی از دخانیات داره و به همین خاطر حاضر نمیشه که از مصرف دخانیات که این همه ضرر به مردم میرسونه و منشا مصرف هرگونه مواد مخدر هست جلوگیری کنه .

احتمالا اگر دیدید دوباره آدامس ریلکس وارد بازار شده زیاد تعجب نکنید .البته فکر کنم شرطش اینه که روی بسته بندیش به جای kent بنویسن (سیگار بهمن) . چون آقایون فقط به منافع شخصی خودشون فکر می کنند .

به امید ایرانی آزاد و جدایی دین از سیاست .

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 1:19 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام من سینا پسره تنهای خسته .

امروز می خوام در مورد صحبت های جدید دکتر احمدی نژاد صحبت کنم . در مورد این بحث که ایشون مدعی شدند که مشکل مسکن جوانان حل شده و در مورد این بحث که ایشون مدعی شدند که در آخرین سفر خارج از کشورشون عده ای قصد ترور ایشون رو داشتند .

اول از این ادعای بسیار بسیار طنز و عجیب ایشون شروع می کنم که گفته بودند مشکل مسکن جوانان رو حل کردند . این ادعا اونقدر طنز بود که من از شدت خنده نزدیک بود اشکهام جاری بشه . آقای احمدی نژاد بازهم ایران و ایرانی رو به مسخره گرفتی؟؟؟؟؟ آیا واقعا فکر می کنی مخاطبان شما در ایران زندگی نمی کنند و نمی بینند که اوضاع مسکن چطوره؟؟؟؟ شاید هم شما راست بگویید . حتما منظورتون مشکل مسکن جوونها حل شده . یعنی جوونها مشکل مسکن ندارند . حتما شما اونها بر طبق رده بندی سن بازیکنان فوتبال در نظر گرفتی که این حرفهارو میزنی . مثلا منظورتون این هست که یک آدم ۲۰ سال که در فوتبال در رده جوانان هست  مشکل مسکن نداره .چون اون تو خونه باباش زندگی می کنه . ولی اونایی که تو رده سنی بزرگسالان هستند که اینطوری نیستند . یعنی عمرا خونه گیرشون نمیاد . یکیشون داداشه خودم . برادر من یک مهندس عمران هست . وضع مالیشم بد نیست . صاحبخونشون جوابشون کرده بود . حدود ۲ماه برادرم و همسرش به دنبال خونه بودن و هیچ جا رو پیدا نکردند . جدا از اینکه خونه خیلی کم پیدا میشد زمانی هم که پیدا میشد در حد توان مالی برادرم نبود . یعنی قیمتش خیلی بالاتر از این حرفها بود که اونها بتونن بپردازند . کاری به این ندارم که با کلی بالا بردن قیمت و هزار جور کار دیگه تونستند همون خونه قبلیشونو دوباره با قیمتی که خیلی بی شباهت به دو برابر قیمت سال قبل نبود اجاره کنند . اما من اینو می خوام بگم . برادر من که یک مهندس عمران هست و شرایط مالی تقریبا خوبی هم داره نمی تونه یک خونه واسه اجاره پیدا کنه . حالا چطور جوونای دیگر که شرایط مالی خوبی ندارند می خواهند خانه اجاره کنند . پس مطمئن هستیم منظور آقای احمدی نژاد همونی بوده که من اول صحبتام گفتم . یعنی از نظر فوتبالی در رده جوانان و مشکل جوانان اون سن رو گفته .

راستشو بخواهین اونقدر حرفهای رییس جمهور ما مسخره بود که من هم ناچار شدم که مطلبو به این شکل بنویسم . که تو حرفهام یک خورده طنز باشه . ولی واقعیت قضیه یک مسئله دردناک هست که مشکل به این بزرگی جلوی پای جوانان ما هست و رییس جمهورمون اون رو به مسخره میگیره . آیا واقعا او توانایی رییس جمهور بودن رو داره ؟؟؟آیا واقعا در حد ریاست جمهوری هست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

جواب من نه هست .جواب شما چیه؟؟؟؟

اما در مورد قسمت دوم  این پست که در مورد ادعای دکتر احمدی نژاد در مورد ترورش بود .

ایشون مدعی شدن در آخرین سفر خارجیشون عده ای قصد ترورشون رو داشتند . واقعا جالبه . این ادعا . البته ایشون مدعی شدند که تا چند وقت دیگر مدارکشون رو به همه نشون خواهند داد . اما موضوع جالب اینجاست که چه کسی قصد ترور ایشون رو داشته آیا انسان میتونه تا این حد بدون فکر رفتار کنه؟؟؟؟ احمدی نژاد رو ترور کنند که چی بشه؟؟؟؟چه اتفاقی بیفته ؟؟؟؟ کلا یک سال از ریاست جمهوری ایشون باقی مونده آقای دکتر با موندنش هر لحظه چهره جمهوری اسلامی رو در نزد ایرانیان و جهانیان بدتر جلوه میده . بنابراین فکر نمی کنم اگر مخلفان ایشون واقعا مخالف ایشون و نظام باشند بخواهند این آقای دکتر مارو ترور کنند چون ایشون با هر سخنرانی و یا کاری که انجام میدهند خودشون و نظام رو هر روز خراب تر از دیروز می کنند . پس ترور ایشون کار بسیار احمقانه ای هست که فقط به فکر خودش میرسه و اگر نه کسی که از نظام متنفر باشه همیشه دوست داره این آقا بیشتر در صحنه باشه تا بیشتر آبروی خودشو و رژیمو ببره . هرچند تا اندازه زیادی آبروی ما ایرانیان هم میره و بودن ایشون باعث بدبختی مردم ایران میشه ولی این یک سال رو هم درست تحملش می کنیم . 

امید وارم از این پست خوشتون اومده باشه .

به امید ایرانی آزاد و جدایی دین از سیاست . تا پست بعدی خدانگهدار همتون باشه . 

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 3:8 توسط سینا پسره تنهای خسته |

در کل چاقی یک نوع مریضی به حساب میاد . چه کم و چه زیاد . سعی کنید با هر نوع تلاشی شده از چاقی دوری کنید . چون چاقی بسیاری از مریضی ها رو به دنبال داره .

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 3:7 توسط سینا پسره تنهای خسته |

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 3:2 توسط سینا پسره تنهای خسته |

«براساس تحقیقی که به تازگی در شهر تهران انجام شده پدیده روسپیگری در متاهل ها بیش از مجردها دیده می شود.»

به نوشته سرمایه، سیدکاظم رسول زاده طباطبایی مدیر گروه روانشناسی دانشگاه تربیت مدرس و رئیس کارگروه زنان و دختران آسیب دیده و در معرض آسیب دیروز در سالن وزارت کشور به این نکته اشاره کرد.

در این کارگروه که به عنوان یکی از کارگروه های همایش اسلام و آسیب های اجتماعی برگزار می شد رسول زاده با استناد به تحقیقی که به تازگی در شهر تهران انجام شد به تغییراتی که در روند روسپیگری ایجاد شده، اشاره کرد: «در دهه 60 و 70 سن روسپیگری بالای 30 سال بود اما اکنون سن روسپیگری از 15 سال به بالا رسیده است.»

او در ادامه گفت: «اگر پیش از این اقدام به روسپیگری به خاطر رفع نیازهای اولیه بود اکنون به خاطر رفع نیازهای ثانویه است. از طرفی تا پیش از این پدیده روسپیگری بیشتر در مجردها بروز می کرد اما تحقیقات نشان داده که اکنون روسپیگری در متاهل ها بیشتر شده و با رشد سریعی هم مواجه است.»

رسول زاده ادامه داد: «پدیده روسپیگری پیش از این در غیربومی ها بیشتر بود اما اکنون شیوع این پدیده در طیف بومی و غیربومی برابر شده، بنابراین دیگر نمی توانیم این پدیده را با مهاجرت مرتبط بدانیم.»

به گفته رسول زاده گرچه این پدیده قبلاً در افراد با تحصیلات کمتر از دیپلم دیده می شد اما اکنون این پدیده در افراد تحصیل کرده هم دیده می شود.
 
رئیس کارگروه زنان و دختران آسیب دیده به چالش های موجود در مورد این مساله اشاره کرد و گفت: «اولین چالش فقدان نظریه جنسی در ایران است. در حال حاضر با افزایش سن ازدواج و کاهش سن بلوغ، فاصله بلوغ و ازدواج به 15 تا 20 سال رسیده است اما برای رفع مشکلات ناشی از این موضوع مسوولان و علما هیچ نظریه جنسی ای ارائه نداده اند.»

او چالش دیگر را جنسیتی کردن مسائل جنسی در ایران دانست و گفت: «در بحث انحراف ها فقط بر دختران متمرکز می شویم اما وارد بحث پسران و مردان که آنها هم می توانند عامل بسیاری از انحراف ها باشند نمی شویم.»

تابو کردن مسائل جنسی و آموزش جنسی چالش سومی بود که رسول زاده به آن اشاره کرد و گفت: «چالش بعدی هم یک جانبه بودن برنامه های توسعه ای ماست.»
 
حسین علی زاهدی پور کارشناس ارشد جامعه شناسی و عضو دیگر این کارگروه نیز به بخش دیگری از این آمارها اشاره کرد و گفت: «11 درصد روسپیان شهر تهران با اطلاع همسرانشان دست به روسپیگری می زنند. این آمار نشان می دهد که نه تنها به مساله بیکاری زنان بلکه به بیکاری مردان و پیامدهای آن نیز باید توجه بیشتری شود.»

رسول روشن استاد دانشگاه شاهد و کارشناس خانواده و مسائل جنسی به عنوان عضو دیگری از این کارگروه نیز به سبب شناختی پدیده روسپیگری پرداخت و گفت: «اگر به منشا شکل گیری رگه های شخصیتی افراد که آنها را به سمت چنین انحراف هایی می کشاند توجه کنیم، متوجه می شویم که خانواده با شکل دادن به شخصیت کودکان می تواند نقش موثری در پیشگیری داشته باشد.»

او ادامه داد: «تحقیقات نشان داده است که بعضی از این افراد به خاطر انتقام و انتقام جویی و تنفر از خانواده و جامعه وارد این حیطه می شوند. در حالی که اگر کودک یاد بگیرد که دیگری را دوست داشته باشد و احساس امنیت نسبت به دنیای پیرامونش داشته باشد، چنین حالتی در او به وجود نمی آید.»
 
او به تحقیق دیگری اشاره کرد و گفت: «نتایج نشان می دهد کودک در سن سه تا شش سالگی با پدیده کنجکاوی های جنسی مواجه می شود اما از آنجا که طرح صحیح مسائل جنسی در کشور ما به صورت تابو درآمده اطلاعات صحیح به کودک داده نمی شود و کودک در سن نوجوانی اطلاعات را از منابع دیگر به دست می آورد.»

به گفته روشن تحقیقات نشان داده که گرفتن اطلاعات از منابع دیگر فرد را بیشتر در معرض انحرافات قرار می دهد. این کارشناس به افزایش عزت نفس در کودکان نیز تاکید کرد و گفت: «بسیاری از افراد در معرض آسیب تصویر مثبت بدنی از خود ندارند و چون ارزش و عزت نفسی برای خود قائل نیستند با اقدام به روسپیگری به دنبال اثبات و ابراز خود در جامعه هستند.»
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 0:48 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام من سینا پسره تنهای خسته . مرسی از تمام کسانی که به این بلاگ سر میزنند یا سر نمیزنند . امتحانات دانشگاهم تموم شد . بنابراین از این به بعد شاهد بیشتر آپ شدن بلاگم خواهید بود . تا پست بعدی خدانگهدار همتون باشه .
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 23:34 توسط سینا پسره تنهای خسته |

در پي بالا گرفتن اعتراضات دانشجويي، دانشگاه زنجان به تعطيلي كشيده شد.

به گزارش خبرنگار «تابناك»،‌ اعتراض دانشجويان دانشگاه زنجان كه در امتحانات به سر مي‌برند،‌ با اشاره به آنچه هتك حرمت يکي از مسئولان اين دانشگاه به يك دختر دانشجو مي‌دانند، سبب شده تا اين دانشگاه به تعطيلي كشيده شود. 

دانشجويان معترض مدعي هستند، زماني كه اين دانشجو توسط كميته انضباطي دانشگاه احضار شده بود، اين مسئول دانشگاه خواستار رابطه با وي مي‌شود تا مشكل او را حل نمايد!
گويا دانشجوي دختر هنگام حضور در دفتر مسئول مذكور، ضبط صوت همراه داشته و همچنين دوستان دانشجوي وي نيز فيلمي تهيه كرده‌اند.

اكنون دانشگاه زنجان تعطيل شده و امتحانات نيز به تعويق افتاده است.
 
برنا، خبرگزاري سازمان ملي جوانان نيز در گزارشي آورده است: «تحصن دانشجويي دانشگاه زنجان که از عصر روز گذشته آغاز و تا امروز همچنان ادامه دارد، شب گذشته به درگيري دانشجويان تجمع کننده با مسئولان دانشگاه منجر شد.
 
در اين درگيري که بين دانشجويان معترض و رئيس دانشگاه صورت گرفت، دکتر نداف، رئيس دانشگاه، مجروح شد.  
 
از صبح امروز هم اين تحصن دوباره آغاز شد که دانشجويان پس از حرکت به سوي سازمان مرکزي دانشگاه، در ساختمان ورزش دانشگاه زنجان تجمع کرده‌اند.
 
دانشجويان همچنين خواستار عزل هيأت رئيسه و برکناري رئيس دانشگاه همچنين معاون دانشجويي فرهنگي و رئيس کميته انضباطي به طور مشخص شده‌اند».
 
ايسناي زنجان هم نوشت: دانشجويان معترض در اين تجمع خواستار بركناري مسؤول متخلف، استعفاي برخي از مسئولان دانشگاه و پاسخگويي صريح هيات رئيسه دانشگاه درباره حادثه اخير شدند.
 
دكتر عليرضا نداف، رئيس دانشگاه زنجان با حضور در جمع دانشجويان معترض، ضمن تشكر از هوشياري دانشجويان، اظهار كرد: دانشجو تا زماني كه در صحنه باشد، دانشگاه زنده است و اگر فسادي پيش بيايد در نطفه خفه مي‌كند. ما هميشه پشتيباني دانشجويان را براي از بين بردن هر گونه فسادي خواستار بوده‌ايم و بر نقش محوري آنها تاكيد كرده‌ايم.
وي ادامه داد: شما بايد قانون محور باشيد و آرامش خود را حفظ كنيد، ما به موضوع دقيقا رسيدگي مي‌كنيم و هيچ حقي ضايع نخواهد شد. ما در اين دانشگاه با هيچ كس تعارف نداريم با او مقابله كرده و هيچ ارفاقي قائل نخواهيم شد.
 
همچنين يكي از اعضاي شوراي صنفي دانشگاه زنجان در گفت‌وگو با ايسنا در بيان مواضع شوراي متحصنين درباره اين حادثه، با ابراز تاسف از حادثه اخير و قصد تعرض يكي از مسؤولان دانشگاه به يك دانشجو، خواستار مخفي ماندن هويت اين دانشجوي دختر، بركناري بي قيد و شرط فرد متخلف و استعفاي هيات رييسه دانشگاه زنجان و تعليق دو روزه امتحانات دانشگاه شد.
عدم برخورد با دانشجويان متحصن در طول تحصن و پس از آن، بررسي مجدد پرونده‌هاي كميته‌ انضباطي دانشگاه و عدم برخورد با تشكلهاي قانوني و نشريات دانشجويي برخي ديگر از مطالبات دانشجويان معترض است.
 
وي همچنين ضمن محكوم كردن برخورد فيزيكي برخي دانشجويان با رئيس دانشگاه، خاطر نشان ساخت: شوراي صنفي برخورد فيزيكي با رئيس دانشگاه را اشتباه دانسته و خواستار پيگيري درخواست‌هاي دانشجويان در فضايي آرام است.  
+ نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 1:8 توسط سینا پسره تنهای خسته |

شهردار پاسارگاد اعلام كرد: رطوبت بي‌سابقه در آرامگاه كوروش   

 گروه اجتماعي: بيش از يك سال بعد از افتتاح سد سيوند و در حالي كه مسئولان دولتي هر نوع تاثير منفي احداث و آبگيري سد بر آثار باستاني منطقه پاسارگاد به ويژه آرامگاه كوروش را تكذيب مي‌كنند ، مسئولان محلي از وجود رطوبت بي‌سابقه در منطقه تنگه بلاغي و اطراف آرامگاه كوروش خبر مي‌دهند. در همين زمينه شهردار پاسارگاد گفت: افزايش ‌رطوبت در اطراف آرامگاه كوروش و پاسارگاد تا حدي است كه هيچ يك از ساكنان اين منطقه تاكنون چنين ‌افزايش رطوبتي را به خاطر نمي آورند و بوي نم و رطوبت شديد از سوي تنگه بلاغي به سوي دشت روان ‌است.‌‌ ‌‌"خسروي" با اعلام اين مطلب به ميراث خبر گـفـت: "عـصـر‌ها بوي نم و رطـوبـت بـسـيار ‌زياديدر اطراف آرامگاه كوروش و روستاهاي اطراف آن به مشام مي رسد كه تاكنون بي سابقه بوده ‌است."‌‌ ‌وي در ادامه گفت: "پاسارگاد همواره به داشتن آب و هوايي پاكيزه و دل انگيز شهرت داشته است، اين ‌درحالي است كه اكنون به خاطر رطوبت بيش از اندازه، هواي پاسارگاد به شدت شرجي شده اسـت."‌‌شـهـردار پـاسـارگاد همچنين گفت: "در بخش جنوب غربي آرامگاه كه ورودي آرامگاه محسوب مي شود، ‌آب هاي زير زميني بالا زده و سنگ هاي اين بخش نيز رگه رگه شده است."‌‌ ‌به گفته وي، ميزان نم و رطوبت اطراف آرامگاه و روستاهاي مجاور از زماني بالا رفته كه ‌سد سيوند تا اندازه قابل توجهي آبگيري كـرده اسـت.‌‌ ‌همچنين خسروي بيان كرد، گزارش هاي دستگاه رطوبت سنج نزديك به آرامگاه كوروش از ميزان زياد رطوبت خبر مي دهند.‌‌ گفتني است، سد سيوند اوايل ســالگــذشـتـه و بـا حـضـور مـعاون آب وزارت نيرو و وزير تعاون آبگيري شد، اين درحالي است ‌كه بارها كارشناسان در خصوص آسيب رطوبت نـاشـي از درياچه سد روي آرامگاه كوروش متذكر شده بوند.‌

+ نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 0:46 توسط سینا پسره تنهای خسته |

+ نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 0:34 توسط سینا پسره تنهای خسته |

pictures_from_the_sky_01

pictures_from_the_sky_02

pictures_from_the_sky_03

 

pictures_from_the_sky_04

 

+ نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 0:33 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام من سینا پسره تنهای خسته .
بلاگ تا آخر امتحانات دانشگاهم زیاد آپ نمیشه . هرچند خودم می دونم هیچ کدومتون منتظر آپ من نیستید ولی گفتم که فکر نکنید که من کم کار شدم . یا دیگه نمی خوام بنویسم (یا خدای نکرده فکر نکنید که کارهای نظام جمهوری اسلامی خوب شده و دیگه اشتباهی ندارند که من در موردشون بنویسم . بعد امتحانات می نویسم . )  بلاگ منو یادتون نره ها . بای تا بعد .
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 11:9 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام من سینا از پسره تنهای خسته .

می خواستم بگم بعضی وقتها یاد آوری بعضی موضوعات چقدر خوبه . مثلا دوست خوبمون مهسا یادآوری کرد چرا دیگه تو بلاگ عکس نمیزارم و منم یادم اومد و دوباره عکس گذاشتم تو بلاگ . پس چقدر خوبه یکی به آقای احمدی نژاد یادآوری کنه که تو رییس جمهور ایرانی و باید کارهای یک رییس جمهور رو انجام بدی و حرف زدنت و رفتارت باید در حد یک رییس جمهور باشه نه در حد یک روزه خون . چقدر خوبه یکی به آقای احمدی نژاد یادآوری کنه بابا ریاست جمهوری ایران یعنی اینکه شما باید به مسائل ایران رسیدگی کنی و نه به مسائل کل دنیا . چقدر خوبه یکی به آقای احمدی نژاد یادآوری کنه که ایران یک کشور هست که شما رییس جمهورشی و این کشور به اندازه کافی مشکلات داره و شما هنوز مشکلاتشو حل نکردی پس نمی خواد به فکر حل مشکلات مردم دنیا باشی ، مشکلات کشور خودتو حل کنی کافیه (ممنون میشیم ) .

و در پایان چقدر خوبه که ما بدونیم که این انتظارات رو نباید از آقای احمدی نژاد داشته باشیم چون او با یادآوری و اینجوری حرفها دست از کارهاش نمیکشه و درست نمیشه .

به امید ایرانی آزاد و جدایی دین از سیاست و رییس جمهور نبودن آقای احمدی نژاد (که در صورت تحقق آخریش ، فکر کنم باید در بلاگ رو تخته کنم).

تا پست بعدی خدانگهدار همتون باشه .

 

+ نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 23:49 توسط سینا پسره تنهای خسته |

Fashion, dress, coat, jacket, jeans

این گیتار شماعی زاده هست که تو دسته این بازیکنه .

Fashion, dress, coat, jacket, jeans

Fashion, dress, coat, jacket, jeans

درختها کوله بارشون رو جمع می کنند و می روند .تا در تنهایی زندگی کنند .

Fashion, dress, coat, jacket, jeans

نامه های اون دنیا

Fashion, dress, coat, jacket, jeans

اینم عاقبت کار زیاد .به جای صندلی کار میبینید چی گذاشته ؟؟؟!!!

Fashion, dress, coat, jacket, jeans

نوشته ها از گلوله هم کشنده ترند .

Fashion, dress, coat, jacket, jeans

+ نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 1:39 توسط سینا پسره تنهای خسته |

تریبون آزاد .......

من ژیلا ۱۸ ساله از تهران . قابل توجه بچه های چت .

حداد باید برقصه

اینترنت که میگن همینه ها

ما با هم بازی می کنیم و تورو بازی نمیدیم . دلت بسوزه.

+ نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 1:29 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام من سینا از پسره تنهای خسته .

در سفری که دکتر احمدی نژاد به کشور ایتالیا داشت . یک بار دیگر نشون داد که ایران رو چقدر در میان کشورهای دنیا گوشه گیر کرده.

سفیر ایرن در کشور ایتالیا درخواست دیدار دکتر احمدی نژاد با نخست وزیر ایتالیا رو داشت که این درخواست رد شد بعد ایشون درخواست دیدار دکتر احمدی نژاد با وزیران کشور ایتالیا رو داشت که اون هم رد شد . بعد درخواست دیدار با پاپ رهبر کاتولیک های دنیا رو داشت که پاپ در جوابش گفت که فقط با رهبران دینی دنیا دیدار می کند و در آخر وقتی دیدند هیچ گزینه ای برای دیدار با آقای احمدی نژاد ندارند با چند تا از تجار کشور ایتالیا جلسه ای رو ترتیب دادند . در جلسه فائو هم که با اون حرکتی که دربارش تو پست قبلی نوشتم نشون دادند که چقدر به آزادی بیان اهمیت میدهند .

اما در کل این سفر نشون دهنده ی گوشه گیری ایران و تحقیر جدی آقای احمدی نژاد بود . مگر میشه رئیس جمهور یک کشوری مثله ایران وارد کشور ایتالیا بشه و هیچ کدام از مسئولان کشور ایتالیا حاضر به مذاکره با ایشون نشن؟؟؟!!!! واقعا برای آقای احمدی نژاد متاسفم .آقای احمدی نژاد ایران رو به کجا میبری؟؟؟؟ بازهم معتقدی که جهان ۲ قطبی شده و قطب دوم ایران هست ؟؟؟؟ نه جناب دکتر . تو از اول دروغ گفتی و هنوز هم داری به خودت و مردم ایران دروغ میگی . تو توان ریاست جمهوری ایران رو نداری . اینو خودتم میدونی و اگر ندونی لابد درکت پایین تر از این حرفها هست . اگر می خوای به ایران لطفی کرده باشی اون لطف اینه که دوره بعد خودتو کاندیدای ریاست جمهوری نکنی . هرچند که تو لطف سرت نمیشه . یک خورده درست به مسائل نگاه کن . ببین از اول کارهات اشتباه بود و هنوز هم داری اشتباه میری . برای یک بار هم که شده یک کار درست برای ایران و ایرانی انجام بده . فقط یک بار . فقط یک بار. فقط یک بار ..................

به امید ایرانی آزاد تا پست بعدی خدانگهدارتون باشه .

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 0:38 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام من سینا از پسره تنهای خسته . امروز می خواهم گزارشی کوتاه از سفر دکتر احمدی نژاد به رم بهتون بدم .

احمدی نژاد در اجلاس اضطراری سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد " فائو " در مقر این سازمان در رم ایتالیا شرکت کرد تا راهکارهای خود برای از بین بردن فقر و گرسنگی را بیان کند .

کاری به این ندارم که در سخرانیش به طور غیر مستقیم چندین بار امریکا را مسئول فقر و گرسنگی جهانی دانست . اما یک حرکتی از خود نشان داد و با این حرکت یک بار دیگر ثابت کرد که یک انسان غیر منطقی هست و به آزادی بیان هیچ اعتقادی نداره (هرچند این موضوع برای ما ایرانی ها اثبات شده بود .) او با مذاکره اش با مسئولان این اجلاس باعث شد تا از ورود یکی از خبرنگاران که قصد سئوال از ایشون رو داشت جلوگیری به عمل بیاد .این گزارشگر که احمد رافت نام داره و گزارشگر صدای امریکا هستش نتونست مثل بقیه ی گزارشگران که هر کدام حق پرسیدن یک سئوال رو داشتند سئوالش رو بپرسه . سوال احمد رافت که در جلسه اجازه ی عنوان شدن رو پیدا نکرد این بود ((چگونه در کشوری که بر روی منابع عظیم نفت و گاز قرار داره ۷ میلیون نفر زیر خط فقر زندگی می کنن ؟؟؟؟؟؟)) .حتما جواب دادن به این سوال اینقدر مشکل بود که  آقای احمدی نژاد از پرسیدن این جلوگیری کرد . او یک بار دیگر نشان داد که در ایران هیچ آزادی بیانی وجود نداره .

هرچند من نمی دونم چرا مسئولان برگزار کننده این اجلاس یک همچین قدرتی رو به احمدی نژاد دادن که آزادی بیان و از یک انسان بگیره و اون انسان رو به جلسه راه نده و نمی دونم اون برگزار کنندگان به خاطر چه پیشنهادی قبول کردند که یک همچین اتفاقی بیفته .؟؟؟؟؟

اما بعد از این کاری که آقای احمدی نژاد و مسئولان این اجلاس انجام دادند عده ی زیادی از مردم در بیرون از محل اجلاس دست به تظاهرات زدند و بر روی عکس احمدی نژاد ورود ممنوع کشیدند و پارچه های سیاه را به معنی عذای عمومی بر سر خود کشیدند . لازم به ذکر هست که قرار بود به خاطر ورود دکتر احمدی نژاد به ایتالیا این تظاهرات برگزار بشه که با این عمل آقای احمدی نژاد شدت بیشتری به خود گرفت . دکتر احمدی نژاد یک بار دیگر شخصیت ایرانی ها را زیر سئوال برد . و یک بار دیگر نشان داد که فرد بسیار کوچکی برای ریاست جمهوری ایران هست .

در اینجا من یک سئوال از ایشون دارم که چطور کسی که نمی تونه فقر و گرسنگی رو در کشور خودش از بین ببره می خواهد برای مردم دنیا راه حل بذاره ؟؟؟ آیا این کار منطقی هست ؟؟؟؟؟

((( در مورد احمد رافت باید بگم این همون گزارشگری هست که چند سال پیش سئوالی رو از طارق عزیز پرسید و طارق عزیز که جوابی برای پاسخگویی نداشت در جواب گفت نمی دانم خدا چرا مگس ها و ایرانی ها را بوجود آورد و این مسئله باعث اعتراضات گسترده ی جهانی علیه طارق عزیز شده بود . )))

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 19:51 توسط سینا پسره تنهای خسته |

امواج یخ زده ندیده بودیم که اینجا دیدیم!!!!!!

 

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 18:35 توسط سینا پسره تنهای خسته |




موي بلند مشكلاتي هم داره


يك بار به بالاي عكس و يك بار به پايين عكس نگاه كنيد .



اينم پشت سر يك انسان
عكس هاي باحال سري( 2)





چند تا عكس داخل هم



+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 15:37 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام من سينا از پسره تنهاي خسته .
ممنون از تمام كساني كه اين بلاگ رو ميخونن  و ممنون تر از تمام كساني كه تو بلاگ نظر ميدن .
امروز اومدم جواب نظر كسي رو بدم كه خودش رو ( اين دفعه ناشناس ) معرفي كرده بود.
از شما دوست عزيز متشكرم كه مطلب بلاگ منو خونديد و همچنين ممنون كه نظر داديد . مي خواستم بگم شما تا حدودي راست ميگيد . شايد الان دانشگاههاي ايران خيلي عقب مونده باشن البته مطمئنن اين دليلش جمهوري اسلامي هست و چيزي هست كه در عرض 4 يا 5 سال ميشه درستش كرد و در مورد سرعت اينترنت بايد بگم كه جمهوري اسلامي نمي خواد كه سرعت اينترنت كشورش بالا بره چون به ضرر خودش هست به دليل اينكه مردم راحت تر اطلاعات و اخبار دنيا رو در اختيار خواهند گرفت از بابت سرعت اينترنت بايد بگم فكر نكنم اصلا كاري داشته باشه كه سرعت اينترنت رو بالا ببرن . در كل اصلا قرار نيست كه ايران پيشرفت كنه و همين طور كه پيش ميريم تمام دنيا از ما پيشرفته تر خواهند شد . حالا شايد الان ايران از مالزي پسرفته تر باشه ولي در كل منظورم اين بود كه مالزي جز كشورهاي پيشرفته دنيا نيست هرچند شايد به قول شما از ايران پيشرفته تر باشه .
ممنون كه نظر داديد .
به اميد ايراني آزاد تا پست بعدي خدانگهدار همتون باشه .
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 15:6 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام من سینا از پسره تنهای خسته .

امروز می خواهم در مورد مسئله گرانی بنویسم  . رییس جمهور فعلی ایران جناب دکتر احمدی نژاد یکی از شعارهای انتخاباتیش این بود که مشکلات اقتصادی مردم رو حل خواهد کرد . اما از همون روزهای اول با اشتباهات بزرگی که انجام داد نه تنها مشکلات مردم رو کم نکرد بلکه بیشتر هم کرد چون اصولا او اینکاره نبود . نه از نظر فکری در این حد بود و نه از نظر شخصیتی . امروز تورم در ایران به جایی رسیده که قیمت پودر لباسشویی از ۴۰۰ تومان در عرض یک روز به ۱۰۰۰ تومان میرسه . یعنی واقعا اینطوری مشکلات اقتصادی مردم حل میشه ؟؟؟؟ لابد آقای احمدی نژاد این رو هم می گویند که بیایید و از سر کوچه ما بخرید (مثله گوجه فرنگی) . بله قیمت یک عدد پودر لباسشویی در عرض یک روز ۶۰۰ تومان بالا رفت و اینطوری میشه که دکتر احمدی نژاد اوضاع اقتصادی مملکت رو سر و سامان میده .اینه معنی ثبات اقتصادی . احمدی نژاد دقیقا شعارهای اول انقلاب رو که آقای خمینی داده بود داد و مردم دوباره گول همون شعارها رو خوردن . انشاالله که دیگر این اتفاق نیفته و مردم دیگر از رو احساسات رای ندن .

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 2:51 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام من سینا از پسره تنهای خسته .

امروز می خواهم دوباره درباره موضوع مبارزه با بد حجابی و ..... بنویسم .

چند روزی هست در شهر ما به شدت بگیر بگیر شده . دخترا و پسرا رو به جرم بد لباس پوشیدن و به جرم با هم قدم زدن میگیرن . دیدن صحنه دستگیری این جوونا همیشه برام ناراحت کننده بوده چون همیشه خودمو میزارم جای اونا و امکان اینو میدم که همین اتفاق برای خودم بیفته . امروز تو شهر من یعنی لاهیجان مردم به جای ناراحت شدن از دیدن این صحنه به این صحنه خندیدند . لابد میپرسید چرا میخندیدند؟؟؟؟؟چون آقایون به شدت قوانین اسلامی رو رعایت کردند . پسرها و دخترها رو به زور داخل یک ماشین گشت ارشاد جا دادند (ون) و اینقدر جمعیت تو این ماشین زیاد بود که دخترها روی پای پسرها نشسته بودند . (((و بعضی از کسانی که تو خیابون بودند می گفتند میشه ما هم بریم تو ماشین بشینیم؟؟؟؟ )))بله.!!!!!! اینه معنی جامعه اسلامی آقایون . هرچند از نظر من دیدن صحنه دستگیری این جوونا واقعا ناراحت کننده هست ولی خب ملت به این چیزاش فکر نمی کنن . اینارو گفتم که یک بار دیگر ثابت کنم که آقایون به خاطر اسلام و دین و فساد نیست که مردم رو اجبار به داشتن حجاب می کنند بلکه دلایلش همون چیزهایی هست که تو مطالب قبلیم در موردش توضیح دادم . (اگر می خواهید بدونید مطالب قبلی رو بخونید ) .

واقعا خوشحال میشم که نظراتتونو بخونم .مخصوصا اگر انتقاد باشه . چون دوست دارم به چیزهایی که شما فکر می کنید من به اشتباه در موردش می نویسم تا حد ممکن جواب بدم و اگر هم اشکالی داشتم بر طرف کنم .

به امید ایرانی آزاد و جدا شدن دین از سیاست .

تا پست بعدی خدانگهدار همتون باشه .

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 2:2 توسط سینا پسره تنهای خسته |

در این عکس چه میبینید ؟؟؟

باز هم نتوانستید حدس بزنید ؟؟؟

بازهم نتوانستید حدس بزنید؟؟؟؟

مجبورم خودم بگم

عكس‌هايي كه مشاهده كرديد هزاران پنگوئن «كينگ» را با نوزادهايشان نشان مي‌دهد. براي جلوگيري از يخ زدن جوجه پنگوئن‌ها، آنها يك گردهمايي بزرگ ترتيب داده‌اند تا با حرارت بدن‌هايشان يكديگر را از سرما حفظ كنند.

پس آن لكه‌هاي قهوه‌اي بزرگ در عكسهايي كه از ارتفاع زياد گرفته بودند، در واقع جوجه پنگوئن‌هاي قهوه‌اي بودند.

اين عكس‌ها از يك هليكوپتر و از ارتفاع 600 متري از منطقه‌اي به نام جورجياي جنوبي نزديك جزاير معروف فالكلند در اقيانوس اطلس جنوبي گرفته شده‌‌اند.

درجه حرارت در هنگامي كه عكس‌ها گرفته مي‌شدند، منفي 15 درجه سانتيگراد بود.

جوجه پنگوئن‌ها در 3 هفته اول زندگي نمي‌توانند درجه حرارات بدن خود را تنظيم كنند، بنابراين والدين مجبور هستند آنها را به صورت گروهي نزديك هم نگه دارند و هر 3-2 ساعت به آنها غذا بدهند.

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 1:9 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام من سینا از پسره تنهای خسته . بعضی وقتا نظراتی تو وبلاگم مي خونم كه واقعا متاسف ميشم واسه خودم . متاسف ميشم از بابت اينكه چرا اين همه مدت نوشتم هرچند حالا حالاها از نوشتن خسته نخواهم شد ولي يك خورده حالم گرفته ميشه . يك آقايي تو وبلاگم نظر داد به نام خسرو كه نوشته بود :

(( اگر هركسي بخواهد هر لباسي كه دلش خواست بپوشه امكان داره هركي بخواهد هركاري باهاش بكنه . ))

ميخواستم اينو به اين آقا بگم كه اولا اين مطلب رو من بارها تو وبلاگم نوشتم و در موردش توضيح دادم وظيفه مسولين كشور اين نيست كه مردم رو دستگير كنند و اونا رو بازخواست كنند كه چرا يك همچين لباسي پوشيديد؟؟؟ بلكه وظيفه اونا اينه كه كساني كه به اين مردم آسيب مي رسووند رو دستگير كنند ولي هدف آقايون چيز ديگري هست هدف آقايون منحرف كردن ذهن مردم از مسائل مهم كشور و سرخوردده كردن مردم است . آقايون به هر طريقي كه بشه مي خواهند مردم رو سرخورده كنند و اين از رفتارشون با مردم و به خصوص جوانان كاملا مشخصه مي خواهند به من جوون بفهمونند كه ما خيلي راحت به خواهرت گير ميديم و شما هيچ غلظي نمي تونيد بكنيد مي خواهند بفهمونن ما خيلي راحت مي زنيم تو سرتون و شما هيچ غلطي نمي تونيد بكنيد و ....... و مي خواهند ذهن مردم از مسايلي مانند گراني و بيكاري و گوشه گيري ايران در جامعه جهاني و ظلم و ........... كه باعثش خود آقايون هستند منحرف كنند . اما انسانهايي مانند شما آقا خسرو هنوز به اين مسئله باور دارند كه اگر مردم آزادانه لباس بپوشند جامعه به هرج و مرج كشيده ميشه . يك خورده به جامعه هاي ديگر نگاه كنيد و ببينيد كه آيا در كشورهايي مانند آلمان ، فرانسه ، ايتاليا ، امريكا ، كانادا و حتي كشورهايي كه اصلا نسبت به ايران  پيشرقته نيستند مانند مالزي و سنگاپور و حتي امارات متحده عربي تجاوز بيشتر صورت ميگيره يا در ايران ؟؟؟؟؟ آزادي دادن به مردم هيچ نتيجه بدي نخواهد داشت و اين كاري در حال حاضر جمهوري اسلامي مي كنه صرفا براي سرخورده كردن مردم و منحرف كردن ذهن مردم هست نه براي جلوگيري از زياد شدن تجاوز در جامعه . خودم به كشورهاي خارجي سفري نداشتم ولي از آشناياني كه قبلا به كشورهاي آسيايي و اروپايي سفر داشتند شنيدم كه در جوامع آزاد مردم حتي در خيابان به يكديگر نگاه هم نمي كنند چه برسد به اين كارهايي كه در حال حاضر جوانان ايراني در خيابان ها انجام مي دهند و اين هيچ دليلي به جز اينكه حجاب در ايران به اجبار به مردم تحميل مي شود ندارد . اميدوارم توانسته باشم شما رو متقاعد كنم . ((جواب نظر شما اين بود هرچند زياد خوشبين نيستم در مورد اين مسئله كه شما متقاعد بشويد ))

به اميد ايراني آزاد .

تا پست بعدي خدانگهدارتون باشه .

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 14:42 توسط سینا پسره تنهای خسته |

عكس جالب

 

فاتحه پرواز رو بخونید

تاکسی های قدیم

یک خورده لاغر شو

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 14:4 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام من سینا از پسره تنهای خسته . بعد از مدتها با یاد آوری مهسا خانوم یادم اومد که می تونم تو وبلاگ عکس هم بزارم . خیلی وقت بود که این کار رو نکرده بودم . مرسی مهسا خانوم .

گربه ای که میمون رو به فرزند خاندگی گرفته .

فرزند خوانده

شباهت رو داشته باشید

عکس جالب از گذرنامه یک زن عراقی

به عکس کاملا پوشیده خانم دقت کنید!! آخه کدوم کشور اجازه ورود میده !!!

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 1:23 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام من سینا از پسره تنهای خسته .

موقعی که پرسپولیس قهرمان لیگ شد من به خاطر دانشگاه قزوین بودم البته بازی رو دیدم ولی اینو گفتم که یک چیز دیگری رو بگم . تو لاهیجان رفقای من بعد از قهرمانی پرسپولیس ۲ یا ۳ تاشون صورتشون رو رنگ کردن و ۷ یا ۸ یا ۱۰ نفری ریختن تو ماشین یکی از بچه ها و رفتن تو خیابون (البته تعدادشون اغراق داشت ) بعد از حدود یک ساعت که تو خیابونا با ماشین چرخیدن یک ماشین نیروی انتظامی (ون) جلوشون پیچید (انگار می خواد قاتل دستگیر کنه) و اونا رو دستگیر کرد و به کلانتری برد !!!!! اونجا یکی از دوستام که صورتشو قرمز کرده بود به شدت توسط ماموران نیروی انتظامی (افتضاحی) مورد ضرب و شطم قرار میگیره .من نمی دونم چرا آقایون از یک شادی عادی هم نمی گذرن . خاک تو سرشون . واقعا از بابت اون رفیقم ناراحتم و عصبانی . ببینید آقایون چقدر بدبختن و عقده تو دلشون دارن که از یک شادی کوچیک مردم هم نمی تونند بگذرند .آقایون  واقعا بدبختیدواقعا بدبخت. حتما تو جواب این کارها هم می گویند که ما شهید دادیم که اینها بیان صورتشون رو قرمز کنند؟؟؟ انگار شهیدا مال خودشونن و انگار شهیدا گفتن چون ما شهید شدیم مردم شادی نکنند . خاک بر سر آقایون .

به امید ایرانی آزاد . تا پست بعدی خدانگهدار همتون باشه .

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 0:54 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام من سینا از پسره تنهای خسته .

اینجا وبلاگ من است . بیشتر مطالبش حاصل افکار من است . نوشتن رو دوست دارم . واسه همین می نویسم .البته بلد نیستم از عشق بنویسم . هر وقت دلم می گیره می نویسم ولی هرگز نتونستم یک مطلبه زیبا از عشق بنویسم . خب چون از بچگی به سیاست علاقه داشتم و همیشه به بحث های سیاسی گوش می دادم و برام جالب بود الان که یک مقدار بزرگتر شدم دوست دارم خودم بنویسم . خیلی وقت بود که دیگه مطالب وبلاگ های دیگر رو نمی دزدیدم و همیشه سعی می کردم خودم بنویسم فقط زمانی که می خواستم اخباری رو انتقال بدم مطلب رو از وبلاگهای دیگر می دزدیدم . تو نوشتن خیلی سعی کردم ولی مثله اینکه من در این مورد هم بلد نیستم خوب بنویسم . یا مشکل از نوشتن منه یا مشکل از وبلاگ منه که بازدید کننده زیادی نداره . از وقتي كه اين وبلاگ افتتاح شد يعني از(( مهر ماه 1385 )) هميشه سعي كردم مطالبي رو بزارم تو وبلاگ كه براي خودم جذاب باشه ولي احتمالا سليقه هاي من خيلي متفاوت از انسانهاي ديگر هست چون هيچ وقت در اين وبلاگ بازديدكننده زيادي نداشتم شايد هم مشكل جاي ديگري باشه من كه خودمم سر در نياوردم.برام فرقي نمي كنه كه تو وبلاگ نظر دهنده داشته باشم يا نه .هرچند اگر تعداد بازديدكنندگان وبلاگم بالا بره انگيزم براي نوشتن بيشتر ميشه ولي اونقدر مهم نيست اگر بازديد كنندگانم كمتر از اين هم بشه بازهم مي نويسم .

چون اين كار رو دوست دارم .

من نوشتن رو دوست دارم.

 البته از اين به بعد عكس و مطالب طنز رو هم به وبلاگم اضافه مي كنم .

 

به اميد ايراني آزاد . تا پست بعدي خدانگهدار همتون باشه .

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:45 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام من سینا از پسره تنهاي خسته .

بعد از مدتها چندتا مطلب طنز از وبلاگ ملت دزديم و تو وبلاگ خودم گذاشتم. اميدوارم جالب باشه . از اين به بعد سعي مي كنم لابه لاي مطالبي كه خودم مي نويسم چندتا مطلب طنز هم بزارم . البته كپي كردن خيلي راحت تر از نوشتنه. پس شايد مطالب طنزم بيشتر از دست نوشته هاي خودم باشه .البته مي دونم همتون خوشحال ميشيد چون مي دونم  حوصله خوندن اونها رو نداشتيد .

به اميد ايراني آزاد و به اميد وبلاگي طنز و سياسي . تا پست بعدي خدانگهدار همتون باشه .

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 19:7 توسط سینا پسره تنهای خسته |

مردم ملل مختلف اوقات خود را چگونه میگذراند؟

 

پس از ساعتها تحقیق ، برنامه روزانه ملتهای مختلف به شرح زير اعلام می شود :

 

امريکا : 8 ساعت کار ، 8 ساعت استراحت ، 2 ساعت ماندن در ترافيک ، 2 ساعت تفريح

 ناسالم  ، 2 ساعت تماشای تلويزيون ، 2 ساعت کار با اينترنت

 

فرانسه : 8 ساعت کار ، 6 ساعت استراحت ، 2 ساعت قدم زدن در خيابان ، 4 ساعت کتاب

 خواندن ، 2 ساعت حرف زدن عليه تلويزيون ، 2 ساعت خنديدن

 

ايتاليا : 4 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 4 ساعت غذا خوردن ، 6 ساعت حرف زدن ، 2

 ساعت خيابان گردی

 

آلمان : 8 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 2 ساعت اضافه کار ، 2 ساعت تماشای مسابقات

 تلويزِيونی ، 2 ساعت مطالعه ، 2 ساعت فکر کردن به خودکشی

 

کوبا : 8 ساعت کار ، 8 ساعت تفريح ، 4 ساعت خواب ، 4 ساعت گوش کردن به سخنرانی

 کاسترو

 

عربستان سعودی : 8 ساعت تفريح همراه با کار ، 6 ساعت تفريح همراه با خريد در خيابان

 ، 10 ساعت خواب

 

مصر : 4 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 8 ساعت کشيدن قليان ، 2 ساعت گوش کردن به ام

 کلثوم ، 2 ساعت حرف زدن در مورد گذشته

 

هندوستان : 8 ساعت جستجوی کار ، 6 ساعت خواب ، 6 ساعت تماشای فيلم ، 2 ساعت

 جستجو برای محل خواب ، 2 ساعت برای رد شدن از خيابان

 

پاکستان : 4 ساعت کار غير مجاز ، 8 ساعت خواب در حين کودتا ، ۸ساعت اعتراض عليه

 کودتا ، 4 ساعت فرا ر از دست پليس

 

ايران : 8 ساعت خواب ، 8 ساعت استراحت ، 2 ساعت حرکت در ترافيک ، 1 ساعت کار 

 ،3 ساعت بحث در مورد گذران اوقات فراغت ، 2 ساعت بحث در مورد فوتبال!

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 18:51 توسط سینا پسره تنهای خسته |

خواستم بعد از مدتها چندتا مطلب بزارم که یک خورده جالب و طنز باشه .

چی می خواستم بگم؟ واسه آدم که هوش و حواس نمی مونه ... آها ... یادم اومد جریان اینه که من دو سه ساله که حافظه مو از دست دادم و از رجال قوم هم فراموشکار تر شدم. مثلا سه سال پیش تصمیم گرفتم زن بگیرم والده و مالده رو راه انداختیم رفتیم یه دختر خانمی رو واسه همسری انتخاب کردیم چند روز بعد رفتیم محضر و عقد ازدواجو بستیم و قرار شد جمعه بعدش عروسی کنیم

 ولی شاید باور نکنین که یادم رفت که شب جمعه باید عروسی کنم (قیافه دختره دیدنی بوده اون شب شما جاش بودین چیکار میکردین؟؟؟) و بخاطر همین خانواده عروس با دلخوری تموم از دست من شاکی شدنو طلاق دخترشونو گرفتن و نصف مهریه شو هم پرداختیم.

از اون به بعد من تصمیم گرفتم که هر طور شده دوایی چیزی گیر بیارم و خودمو از دست فراموشی نجات بدم. چهار سال تموم این تصمیم رو داشتم و هر روز صبح که از خونه بیرون می رفتم با خودم می گفتم : "امروز پیش دکتر می رم و نسخه فراموشی رو می گیرم" ولی شب که به خانه میومدم ، یادم میومد که یادم رفته برم دکتر.

آخرین راه نجاتو تو این دیدم که هر وقت یادم اومد به رفقا و دوستا و آشناها بگم که یادم بیارن تا روز هشتم مرداد ( البته درست یادم نیست شایدم پونزده تیر ماه ) برم دکتر و بالاخره هم با اینکه نصف رفقا یادشون رفته بود چندتاشون یادم آوردن و روز دوازدهم اردیبهشت ( تاریخ درستش فکر کنم همین باشه ) رفتم پیش دکتر.

یکی دو ساعت توی اتاق انتظار نشستیم و سر نوبت که شد وارد اتاق معاینه شدم... دکتر .... ( فعلا اسمش یادم نیست ) منو رو به روی خودش نشوند ( یا شایدم پهلوی خودش ، جاش درست یادم نمیاد ) پرسید :
چه مرضی داری ؟
یه خرده من و من کردم چون دردم یادم رفته بود.

دکتر گفت : رودرواسی نکن می خوای واسه ت دو سه تا پنی سیلین بنویسم ؟ نمی خواد خجالت بکشی ... وانگهی تو تنها نیستی ، صبح تا حالا سی چهل تا دیگه هم درد تو رو داشتن و اومدن اینجا و نسخه گرفتن. لباستو دربیار ببینم حاده یا مزمن !
لباسامو بیرون آوردم ، بدنمو دست کشید و گفت :
مزمنه ولی زیاد دیر نکردی
یادم اومد که دو سه ساله که مرض دیگه ای هم گرفتم ولی یادم رفته پیش دکتر برم.

بالاخره اون روز دکتر نسخه شو نوشت ولی من هر چی فکر کردم یادم نمیاد که چرا پیش دکتر رفته بودم. حق ویزیتو دادم و از مطب دکتر بیرون اومدم. دو سه روز بعد یادم اومد که یادم رفته نسخه رو از دکتر بگیرم. به خاطر سپردم که فردا صبح برمو نسخه رو بگیرم ولی درد این بود که اسم و آدرس دکترو فراموش کرده بودم.
شیش ماه از این قضیه گذشت ( شایدم دو سال گذشت تاریخ دقیقش یادم نیست ، آخه آدم ضبط صوت نیست که همه چیزو بتونه به حافظه بسپاره. بعضیا چه توقعا دارن از آدم ) چند وقت پیش دست کردم تو جیبم دیدم یک پاکت پستی دستم اومد ، درش اوردم دیدم تاریخش مال نه ماه پیشه. یادم اومد که یه نامه فوری برای یکی از دوستام نوشتم ، ولی یادم رفته نامه هه رو پست کنم. این نامه منو یاد این انداخت که حافظه م ضعیفه. تصمیم گرفتم برم دکتر. اتفاقا اسم و آدرس دکتر حافظه یادم اومد. برای اینکه دیگه یادم نره ، کاغذ و خودکار ( شایدم ورق و مداد ) اوردم و یادداشت کردم. بعدش سریع تاکسی گرفتم و سوار شدم. گفت : کجا برم؟
هر چی فکر کردم یادم نیومد. تو جیبامو گشتم و کاغذ آدرسو پیدا کردم و به راننده دادم و گفتم : برو به این آدرس.
راننده تاکسی یکمی کاغذه رو زیر و رو کرد و گفت : آقا شرمنده... منم مثل شما بی سوادم.
کاغذو ازش گرفتم و پیاده شدم ( بعدا از خودم پرسیدم که چرا خودم آدرسو برایش نخواندم ولی اونموقه یادم رفته بود که سواد دارم ). تاکسی بعدیو سوار شدم و آدرسو براش خوندم. تاکسی راه افتاد و منو برد مطب دکتر حافظه. از تاکسی پیاده شدم و رفتم تو مطب. اتفاقا آقای دکتر سرش شلوغ بود و سه ساعت و خورده ای طول کشید تا نوبت من رسید. گفت : دوباره چته ؟ مگه نسخه اولی تاثیر نکرد ؟
گفتم : دفعه اوله که من پیش شما اومدم.
گفت : مگه تو همون نیستی که دیروز اومدی پیش منو نسخه گرفتی ؟
گفتم : واسه چی نسخه گرفتم ؟
گفت : واسه ضعف حافظه
تازه یادم اومد که دیروزم دکتر برام نسخه نوشته... جیبامو گشتم و نسخه شو پیدا کردم. با خجالت از مطبش بیرون آمدم که برم و دوای نسخه رو بگیرم. دیدم یه نفر صدام می زنه ، برگشتم دیدم راننده تاکسیه س که منو رسوند مطلب دکتر حافظه...
گفت : بی معرفت ‚ سه ساعته واسه پونزه زار منو اینجا کاشتی

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 18:44 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام من سینا از پسره تنهای خسته .

قهرمانی پرسپولیس رو به همه

پرسپولیسیها تبریک میگم .

با اینکه پرسپولیس در این فصل با مشکلات زیادی مواجه بود ولی با وجود تمام این مشکلات قهرمان شد . پرسپولیس با وجود کسر ۶ امتیاز بازهم توانست قهرمان شود و قدرت خود را در این فصل به رخ حریفان بکشد در حال حاضر پرسپولیس تنها تیمی است که ۲ بار قهرمانی در لیگ برتر را در کارنامه خود دارد و در کل هم بیشترین قهرمانی لیگ ایران را دارد . این قهرمانی رو به تمام هواداران پرسپولیس تبریک میگم و امیدوارم همیشه خوشحال باشند .انشالله پرسپولیس قهرمان جام باشگاه های آسیا هم می شود . تا پست بعدی خدانگهدار همتون باشه .

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 14:43 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام من سینا از پسره تنهای خسته .

بازهم خورشید می تابد . با شدت زیاد می تابد و دمای بدن بالا می رود و انسان ناچار به پوشیدن لباس های رنگ روشن و نازک تر و البته زیباتر میشود. البته این آفتاب بیشتر مردم رو به این حالت دچار می کنه اما یک عده هم هستند که آفتاب اثرات دیگری روی رفتارشون میگذاره . اون افراد کسانی نیستند جز مسولان نظام و افراد زیر دستشون . آفتاب مستقیما بر روی فکر و اعصاب آقایون تاثیر می گذاره . این آفتاب باعث میشه تا آقایون به جوونها گیر بدن . دوباره اونها رو دستگیر کنند و به کلانتری ها ببرند اونهم در حالی که بسیاری از آنها فرزندانی دارند که از نظر پوشش تفاوتی با بقیه جوونها ندارند ولی از اونجایی که مرغ همسایه غاز تشریف داره به فرزندان خودشون چیزی نمی گویند البته شاید هم اعتراض بکنند ولی به نتیجه نمی رسند . آخه کسانی که زورشون به خانواده خودشون نمی رسه چطور می خواهند جامعه رو عوض کنند ؟؟؟؟؟ هرسال همین کار رو انجام می دهند و هیچ وقت هم نتیجه ای نگرفتند به جز خراب کردن خودشون در ذهن مردم . مردم هر روز از آقایون متنفرتر از روز پیش می شوند و آقایون هم در عین پررویی به کار خودشون ادامه می دهند .هر سال تابستون با خوردن آفتاب به سر آقایون همین کارهای بچه گانه رو انجام می دهند و هر روز هم منفور تر از روز قبل در نزد مردم می شوند . آخه یکی نیست به اینها بفهمونه که بابا مسائل خصوصی دیگران به شما چه ربطی داره . یک خورده واسه عقائد مردم ارزش قائل شوید یک خورده فکر کنید به این مسئله که مردم هم می فهمند و تشخیص می دهند چرا فقط خوتون رو میبینید؟؟؟؟!!!! . چرا نمی خواهید بفهمید که

(((مسائل دیگران خصوصی هستند تا

 زمانی که به دیگران آسیب نرسونند ))).

آخه لباس پوشیدن یک انسان چه آسیبی به دیگران می رسونه؟؟؟اگر کسی از دیدن لباس یک زن یا یک مرد آسیب میبینه این مشکل خودشه و باید خوشو به یک روانکاو نشون بده .این مسئله به اون آدمی که اون لباس رو می پوشه ربطی نداره . (((مثله این میمونه شما کسی را دستگیر کنید و جرمش رو این معرفی کنید که چرا در خانه خودت لوازمی را داشتی که یک دزد بیاید و آنها را بدزدد .))) ما در ایران به جای اینکه دزد رو اصلاح کنیم صاحب خانه را اصلاح می کنیم و به او می گوییم که چرا برای خانه ات لوازمی خریدی که یک دزد بیاید و بدزدد . خوشبختانه مردم ایران در مقابل این مسئولان بی فکر هرگز کوتاه نیامدند و همیشه در مقابل انها مقاومت کردند . و مطمئاْ هستم اگر محکمتر از این مقاومت کنند مسئولان مجبور به کوتاه آمدن در مقابل آنها هستند. مطمئنا هستم یک روزی به شدت شرمسار خواهیم بود از اینکه چرا در تاریخ خود یک همچین دوره ای رو داشتیم . درست مثل اروپایی ها که از قرون وستا شرمسار هستند ما هم از این دوران شرمسار خواهیم بود و دیگران به ما خواهند خندید به خاطر این افکار بچه گانه .

خوشحال میشم نظراتتون رو بدونم .

به امید ایرانی آزاد تا پست بعدی خدا نگهدارتون باشه .                         

متن از سینا پسره تنهای خسته .

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 15:30 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام من سینا از پسره تنهای خسته . با تشکر از تمام دوستانی که در این بلاگ نظر می دهند و با تشکر از تمام دوستانی که این بلاگ را می خوانند . بالاخره بعد از مدتهای طولانی قالب بلاگ عوض شد . امیدوارم قالب خوبی باشه . واقعا خودم از اون قالب قبلی خسته شده بودم . به امید ایرانی آزاد . تا پست بعدی خدا نگهدار همتون باشه .
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:26 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام من سینا از پسره تنهای خسته . امروز می خوام در مورد مسئله ای بنویسم که شاید برای خیلی ها مهم باشه . مردمی که احساس مسئولیت در مقابل خاک و آب ایران داشتند چند روز قبل در مقابل سفارت امارات متحده عربی جمع شدند و در یک راهپیمایی کاملا آرام می خواستند اعتراض خود را در مقابل دروغ بزرگ اعراب که خلیج فارس را خلیج عربی می خواندند نشان دهند . بعد از چند دقیقه با نیروهای انتظامی مواجه شدند که قصد در متفرق سازی این مردم داشتند و با باتوم به سمت این مردم حمله ور شدند و مردم که مسئله خاک و آبشون براشون خیلی مهم بود در مقابل این ماموران مزدور کوتاه نیامدند و به اعتراضات خود ادامه دادند . در جریان این در اعتراضات چندین نفر بازداشت شدند و بعضی از مردم هم با ضربات باتوم مصدوم شدند .

اما صحبت من این است ما در چه مملکتی زندگی می کنیم .؟؟؟؟ تا چه حد ساده هستیم که بازهم بخواهیم حرفهای آقایان را باور کنیم ؟؟؟؟؟ آیا خود آقایان از این همه بی تعصب بودن نسبت به ایران خسته نشده اند ؟؟؟؟؟ آیا آبهای دریای خزر کافی نبود ؟؟؟؟؟ حالا نوبت به خلیج فارس رسیده ؟؟؟؟؟آیا اگر این مردم به خاطر خاک کشورشان اعتراض کنند باید سرکوب شوند؟؟؟؟؟ واقعا برای خودم متاسفم که مسئولین کشورم این چنین کسانی هستند. انسان تا چه حد می تواند بی مسئولیت باشد ؟؟؟؟؟. بی لیاقتی تا چه حد؟؟؟؟؟؟واقعا متاسفم .آنها فقط فکر نابودی ایران را در سر دارند و اگر یک همچین فکری در سر ندارند بنابراین انسانهای بسیار بسیار بی لیاقت و بی فکری هستند که به این راحتی خاک و آب ایران را از دست می دهند . به خودمان بیاییم ...چه فرقی با زمان قاجار داریم ؟؟؟؟؟؟؟؟

نظر شما چیه؟؟؟؟؟؟

به امید ایرانی آزاد با مسئولانی با لیاقت . تا پست بعدی خدانگهدار همتون باشه .

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 16:3 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام من سینا از پسره تنهای خسته .

 امروز می خوام در مورد بی آبی شالیزار های بسیاری از روستاهای گیلان بنویسم . مردمی ساده از جنس روستایی . تمام زندگیشون از طریق فروش برنج از شالیزارها می گذره . اکثر این روستاییان از افراد زیر خط فقر هستند .این انسانهای زیر خط فقر که تمام زندگیشان از طریق شالیزارهاشان میگذره و تمام کاری که دارند زراعت برنج است حالا با بی آبی مواجه شدند . مسولان اونها رو جواب کردند و می گویند که نمی تونند به مزارعشون آب برسونند .نمی دونم امسال با آبها چکار کردند ؟؟؟؟ چقدر بی فکر عمل کردند. آیا واقعا زمستان امسال برف و بارون در گیلان نبود ؟؟؟؟ یا کم بود؟؟؟ آیا اون برف سنگین برای آب گیلان کافی نبود ؟؟؟؟ آیا اون همه بارونی که اومد کافی نبود؟؟؟؟می خوام بدونم آقایون چطور روشون میشه که این مردم ضعیف جامعه رو اینطور جواب کنند .؟؟؟؟!!!! آیا آقایون با این همه ادعا که می گفتند از مردم ضعیف جامعه حمایت می کنند الان هم می تونند جوابی بدهند ؟؟؟؟!!!!! واقعا ضعف در حکومت و دولت ایران بیداد می کنه . اونها اصلا به فکر مردم نیستند . نمی خواهند به مردم رفاه برسونند . مردمی که شاید بسیاری از اونها اصلا نتوانند زندگیشون رو بچرخونند و شاید به فلاکت عجیبی دچار بشوند . اونها حتی به مردمی که همیشه با جمهوری اسلامی بودند هم رسیدگی نکردند . این مردم که فقط کارشون کشاورزی بود و هرگز هیچ زیانی به حکومت و دولت نمی رسوندند حالا با بی مهری دولتمردان و بی عرضگی دولتمردان مواجه شدند . امسال اونها با بدبختی محض روبرو هستند . نمی دونم اون پیر مرد و پیر زن که در سالهای آخر عمر خود می خواهند با مزرعه خود گذران زندگی کنند باید چکار بکنند و اون تازه عروس و تازه دامادی که کشاورز هستند و باید زندگی خود را از طریق کار کشاورزی جلو ببرند و آغاز کنند چکار باید بکنند؟؟؟ و اون پدر و مادری که با کار کشاورزی زندگی خود و فرزندان خود را تامین می کنند چکار باید بکنند ؟؟؟؟؟!!!! آیا مسولان مملکت می توانند با دیدن شرایط آنها سر بر بالین بگذارند و بخوابند ؟؟؟؟؟ هرچند که آقایان برای مردم هیچ ارزشی قائل نیستند ولی واقعا دیدن شرایط این مردم خیلی سخته . اما این بی آبی فقط به روستاها ختم نمی شود . مغازه داران شهرهایی که این روستاها در اطراف آنها قرار دارد مصلما سال ضعیفی را پشت سر خواهند گذاشت . چون این روستاییان تمام خریدشون رو از شهر می کردند. یاد اون ضرب المثل ضعیفی میافتم که می گفت ((( سالی که نکوست از بهارش پیداست ))) . درست معلومه وقتی در اوایل سال یک همچین عملکرد ضعیفی از طرف دولت به نمایش گذاشته میشه تا اخر سال چه بلایی بر سر مردم خواهد اومد . البته مردم ایران که به سکوت عادت کردند . نمی دونم چه زمانی می خواهند سکوتشان را در برابر این حکومت و این دولت بی مسئولیت و بی عرضه بشکنند . امیدوارم این مطلبی که نوشتم رو بخونید و از بی مسئولیتی و بی عرضگی مسئولان با خبر بشوید .

به امید ایرانی آزاد . تا پست بعدی خدانگهدار همتون باشه .

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 14:17 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام . سلام من سینا از پسره تنهای خسته . یک پسره واقعا خسته و تنها تو یک شهر غریب . دور از دوستان . تو شهری که هیچ زیبایی نداره . واسه منی که تو شهری مثله لاهیجان زندگی کردم خیلی سخته . خیلی سخته که تو یک همچین شهری زندگی کنم . شهری که کاملا بی روح و بی جانه . اصلا از تنهایی خوشم نمیاد . تنهایی برام خیلی سخته . تقریبا بیشتر عمرم رو تنها بودم . چیزی که ازش بدم میاد همین تنهایی بوده و هست . خیلی دلم میگیره . با اینکه هر هفته بر میگردم لاهیجان بازم دلم واسه خانوادم شهرم و رفیقام تنگ میشه . دلم واسه آرشام کوچولوی خودم تنگ میشه ( خواهر زادم) .تو این شهر همیشه دلم می گیره .دلم می خواد همیشه تو لاهیجان باشم . هیچ وقت فکر نمی کردم اینقدر از دوری خانواده و شهرم و رفیقام  دلتنگ بشم . امروز خسته ام از این شهر غریب از شهری که هیچ وقت مثله لاهیجان خودم نمیشه . من لاهیجانو دوست دارم . من خانوادم رو دوست دارم . من دوستامو دوست دارم . امروز من یک پسره تنهای خسته ام . یک پسره واقعا تنها و خسته .

امروز اینقدر دلم گرفته بود که خواستم یک خورده با ۲ یا ۳ تا خواننده وبلاگم درد دل کنم . ببخشید که بعد از این همه مدت که آپ کردم اینطوری آپ کردم . تا پست بعدی خدانگهدار همتون باشه .

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 15:1 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام من سینا از پسره تنهای خسته . به زودی با یک مطلب جدید میام . تا پست بعدی خدانگهدار همتون باشه .
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 1:17 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام من سینا از پسره تنهای خسته .

سال نو رو به همه تبریک میگم .

تا پست بعدی خدانگهدار همتون باشه .

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 0:17 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سردار سرتیپ پاسدار "زارعی" فرمانده نیروی انتظامی استان تهران و مسئول مستقیم اجرای طرح باصطلاح مقابله با اوباش در یک خانه فساد و در حالیکه با شش زن سرگرم عیش و نوش بود بازداشت شد. این بازداشت بدستور مستقیم آیت الله شاهرودی و از روی سر قاضی مرتضوی دادستان مرکز صورت گرفت و همین مسئله برای 48 ساعت به تند ترین واکنش ها در قوه قضائیه انجامید. از آنجا که شاهرودی حدس می زده قاضی مرتضوی با توجه به رابطه بسیار نزدیکی که با "زارعی" دارد، او را از ماجرای بازداشت مطلع کرده و نجات خواهد داد، طرح بازداشت "زارعی" بدون اطلاع او صورت گرفت. حتی گفته می شود برکناری رئیس دادگاه فرودگاه نیز در همین ارتباط و برای کور کردن پیوندهای وی با مرتضوی و زارعی صورت گرفته است. صدور قرار وثیقه و آزادی زارعی و جلوگیری از پخش خبر به بهانه عدم تضعیف نیروی انتظامی نیز به معنای پایان کشاکش تند بین شاهرودی و مرتضوی نیست و در روزهای اخیر این مسئله در شعب دادگاه ها و دادسرای تهران بر سر زبان قضات و روسای این شعب و دادسراست. در شعبه.... دادگاه های تهران، رئیس دادگاه، رئیس دفتر و حتی منشی دادگاه گفتند که شاهرودی تاکنون یک قدم از مجازات شدید زارعی عقب نشینی نکرده است . 

مبنای اولیه تحقیقات مردم محلی بوده اند که خانه فساد در آن برپا بوده است. مردم این خانه را بعنوان خانه ای مشکوک معرفی می کنند و روز حمله به این خانه، سردار زارعی در کنار شش زن و دختر و در شرایطی زننده بازداشت می شود.

زنانی که در آن خانه بوده اند نیز بازداشت شده اند و در جریان بازجوئی و تحقیقات گفته اند سردار زارعی از ما خواسته بود لخت شده و دسته جمعی به صف شده و نماز بخوانیم!

هرچند دستگیری ایشان کمی مشکوک به نظر می رسد . اما خودم به شخصه خیلی از این موضوع خوشحالم . آدم های کثیف باید از جامعه حذف بشوند . مخصوصا کسانی که ملت رو اذیت می کنند . آقای زارعی اون روزهایی به جوونهای بیچاره گیر میدادی به فکر این روزها نبودی.به فکر این روزها نبودی که یک روزی یک همچین بلایی بر سر خودت بیاد . باز اونا فقط تو خیابونا قدم می زدند ولی شما چیکار کردی؟؟؟؟ آقای زارعی براتون متاسفم .

به امید ایرانی آزاد و به امید اینکه در انتخابات شرکت نکنید . خدانگهدار همتون باشه .

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 23:46 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام من سینا از پسره تنهای خسته . امروز اومدم تا یک پست جدید تو وبلاگم بزارم . یادمه چند روز مونده بود به انتخابات ریاست جمهوری . داشتم به حرفهای مسعود بهنود گوش می دادم که می گفت برای بعضی ها در ایران فرقی نمی کنه که چه کسانی کاندیدا بشن و هر کسی کاندیدا بشه در هر صورت رای میدن ولی برای عده ی زیادی از مردم مهم هست که چه کسی کاندیدا بشه و برای شرکت در انتخابات انگیزه می خواهند و اگر این انگیزه براشون به وجود نیاد در انتخابات رای نمیدن . مسعود بهنود معتقد بود که این مردم در انتخابات به خاطر دکتر معین شرکت می کنند . شاید بتونم بگم تقریبا اکثر کسانی که به دکتر معین رای دادند اگر او نبود در انتخابات شرکت نمی کردند .(یکی از اونها خودم) اما اینها رو گفتم که مقدمه ای برای بحث جدیدم باشه . اون روز مسعود بهنود یک حرف فوق العاده ای رو زد و گفت (((وقتی بارون میاد آدم چتر می گیره بالای سرش .وای نمی ایسته به آسمون نگاه کنه و بگه چرا بارون میاد؟؟؟))) این حرفش رو هرگز فراموش نمی کنم . اما امروز هر چقدر به انتخابات(انتصابات) این دوره مجلس نگاه می کنم هیچ انگیزه ای برای رای دادن نمی بینم .هیچ فردی رو در انتخابات نمی بینم که بتونه به این کشور کمکی بکنه . کاندیداها انسانهای بی فکر و ناکارآمدی و  ..... هستند که حتی ارزش فکر کردن رو هم ندارند. اما وقتی به حرف مسعود بهنود فکر می کنم که می گفت (((وقتی بارون میاد آدم چتر می گیره بالای سرش .وای نمی ایسته به آسمون نگاه کنه و بگه چرا بارون میاد؟؟؟))) میبینم تو این بارون از آسمون قطرات آب نمیاد بلکه این مواد مذاب هست که از آسمون میاد و اگر چتر بالای سرمون بگیریم هم چترمونو می سوزونیم و هم خودمونو می سوزونیم پس یک راه داریم برای کمتر ضرر کردن اونم این هست که به سمت این انتخابات نریم و این انتخابات رو تحریم کنیم و مطمئن باشیم که رای دادن در این انتخابات ضرر بزرگتری هست تا رای ندادن در آن . به همگی شما توصیه می کنم که در این انتخابات(انتصابات) شرکت نکنید و اگر ایران و ایرانی و دوست دارید به این انتصابات پشت کنید تا رژیم برای انتخابات های بعدی همه کاندیداها رو رد صلاحیت نکنه . خواهش می کنم .

در ضمن در مورد مسعود بهنود باید بگم که ایشون یکی از کسانی هست در جریان قتل های زنجیره ای رژیم قصد در نابودیش داشت که خوشبختانه ایشون از ایران فرار کرد او یک نویسنده و تا ریخ نویس و تحلیل گر مسائل سیاسی هست .

به امید ایرانی آزاد . تا پست بعدی خدانگهدار همتون باشه .

+ نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 1:58 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام من سینا از پسره تنهای خسته . امروز اومدم تا در مورد شلاق خوردن کارگران در سنندج صحبت کنم . اخبار حاکی از این است که در سنندج در روز کارگر بعد از این که کارگران سنندجی تجمعی را خارج از تجمع رژیم انجام دادند باعث شد تا ماموران نیروی انتظامی به این تجمع حمله ور شده و این تجمع آرام را از هم بپاشند و این کارگران را دستگیر و راهی بازداشتگاهها کنند . این کارگران که به خاطر کم بودن حقوقشان اعتراض کرده بودند حالا در دادگاهها دنباله کارهای پرونده خود هستند و بعضی نیز محاکمه شدند حکم یکی از این کارگران این بود که باید جریمه نقدی خاصی را می پرداخت که پس از پرداخت این جریمه نقدی و بردن برگه پرداخت فیش خود و تحویل دادن آن با یک قاضی شلاق به دست مواجه شدند که شلاق را به دست سربازی داد و سرباز هم 10 ضربه شلاق به او زد این مرد که فرزند دانشجو دارد فکر کنید که چه حالی بهش دست می دهد و چگونه خورد می شود و این است سزای اعتراض به کم بودن حقوق در جمهوری اسلامی . این است معنی دموکراسی اسلامی . این است معنی ولایت فقیه . این حکم من رو به یاد دوران برده داری میندازه . همون دورانی که وقتی کارگران از کم بودن حقوقشان شکایت می کردند . ارباب شلاقشون می زد و امروز ما به همون نقطه رسیدیم .شلاق. شلاق . امروز ما در ایران در دوران برده داری به سر می بریم این مردانی که شلاق می خورند همون عمو تم های داستانهای کتابهامون هستند . این مردان هم قهرمانان کتابهای نسل های بعد هستند . یک خورده فکر کنید که ما مردم ایران داریم به چه سمتی میریم؟؟؟ . به کجا ؟این بدترین نقطه ای هست که ما می تونیم بریم . فقط می دونم خیلی از ما اصلا به هیچ کس فکر نمی کنیم و هیچ چیز برامون مهم نیست . اگر مهم بود این وضعمون نبود . (((((یک خورده درست فکر کردن))))) . به امید ایرانی آزاد . تا پست بعدی خدانگهدار همتون باشه .
+ نوشته شده در جمعه دهم اسفند 1386ساعت 2:46 توسط سینا پسره تنهای خسته |

امروز دلم از انتخابات خیلی پر است- هر چند شاید بگید بی ربط حرف می زنم ولی دلم می خواهد برای شما هم بنویسم. من صلاحيت ندارم ، تو صلاحيت داري. من سياهپوستم و تو سفيد پوست .

 من اگر كاري انجام دهم بنا به خواسته دلم بوده و تو هر تصميمي كه بگيري بنا بر مصلحت و تدبير است من اگر به عرصة سياست بيايم قصدم قدرت طلبي است و تو اگر بيايي نيتي جز خدمت به خلق خدا نداري . من اگر براي 50 نفر در يك محفل كوچك سخن بگويم جنجال تبليغاتي به راه انداخته ام و تو اگر از رسانة ميليوني با صراحت مرا متهم كني روشنگري كرده اي . من اگر جامعه را نسبت به خطرات پيش رويش هشدار دهم ذهن ها را مشوش كرده ام و تو اگر صدها و هزاران ايراني را به بيگانه منسوب كني مردم رابيدار كرده اي .

من ناحقم چون قدرتي غير از كلام ندارم و تو بر حقي چون از هر قدرتي براي اعمال نظراتت بهره مندي . من قابل اعتماد نيستم چون در حلقه قدرت جايي ندارم و تو با ورود در حلقه قدرت از هر پرسشي مصون هستي . من بايد تا فيها خالدون زندگي شخصي ام را براي توبازگو كنم و تو به صرف آنكه در حلقه ياران مورد اعتمادهستي زندگي ات درپرده است . من از فردايم نمي توانم ايمن باشم و تو براي جايگاه نواده هايت هم برنامه داري .

به تو گفته اند حق داري صلاحيت مرا بررسي كني . به تو گفته اند اعتقاد مرا به اسلام اندازه گيري كني . به تو اين حق را داده اند كه ميزان التزام عملي مرا به اسلام و نظام مقدس جمهوري اسلامي تعيين كني . مي گويند صلاحيت مرا بايد تو احراز كني . يعني تو اين حق را داري كه تشخيص دهي من به اسلام اعتقاد و التزام عملي دارم يا نه . يعني تو اين اختيار را داري كه در ميزان وفاداري من به كشور تصميم بگيري . به تو اين اجازه را داده اند كه درجه پايبندي مرا به قانون تشخيص دهي .

 اين نظام به تو حقي داده است كه خداوند به پيغمبرش نداد . اكنون تو در موضعي نشسته اي كه ايمان يا بي ايماني مرا محك بزني . به ياد ندارم خداوند در هيچ فرازي به هيچ فرستنده اي اين حق را داده باشد كه در اين دنيا انسانها را به مؤمن و غير مؤمن ، معتقد و غير معتقد ، ملتزم به اسلام و غير ملتزم به اسلام و... تقسيم كند .

اما چه كسي صلاحيت خودت را تأييد مي كند؟

 تو خودت از كدام صافي عبور كرده اي كه معلوم شده است به اسلام اعتقاد والتزام عملي داري ؟

 چه كسي به تو تضميني داده است كه نماز ت مقبول است و نماز من نامقبول ؟ چه سندي به دست توست كه جايگاه تو را نزد خداونداز من بالاتر تعيين كرده است. خوب مي داني كه اگر حتي در چند محفل خصوصي زبان به انتقاد بگشايي آرام آرام ازليست معتمدين حذف مي شوي و ديگر بر آن مسند نخواهي بود .

تو خودت خوب واقفي كه در اين كشور با چه سرعتي هر سال عده اي را ازقطار سياست پياده مي كنند . بنابر اين خوب مي داني كه شرط سوار ماندن چيست . مي داني كه در هر زمان بايد از چه كساني تبري بجويي وتلاش كني با خشن ترين تدابير از آنها ياد كني تا كسي در وفاداري تو شك نكند . درست است كه برادر ،راه ما از هم فاصله دارد . تو معتمدي دراين كشور كساني برات پاكي و تقواي خودرا از خود خدا گرفته اند و من معتقدم انسانها با هر پيشينه اي در هر موقعيتي بري از خطا نيستند . تو بر اين تصوري كه هر چه از ناحيه حاكمان رسد عين حق است و من معتقدم حاكمان عميقاً به نصيحت و هشدار ما نيازمندند .

تو بر اين گماني كه همين كه نام اسلام بر يك نظام نهاده شد رفتارها و اخلاق ها اسلامي است و من فكر مي كنم وراي ظواهر اسلامي اين رعايت انصاف و عدالت است كه ضامن حركت صحيح يك نظام خواهد بود . آره من و تو با هم فرق داريم ، زياد هم فرق داريم . من پس از انقلاب به اينصورت بودم كه بايد گام به گام يك نظام سالم و صالح را پي ريزي كرد و تو فكر مي كردي كه هر چيز كه بر آن نام انقلاب حك شده بود مصون از هر نوع فساد . من بر اين گمان بودم و هستم كه كشور همواره نياز به اصلاح و ساماندهي دارد و تو بر اين تصوري كه ما در ايده آل ترين نظام سياسي چه نيازي به تغييرات داريم .

 من از آن آغاز نتوانستم به راحتي چشمم را به روي ناراستي ها ببندم و تو چشم ات را به بالا دست دوختي كه از كدام مسير بروي تا كسي از تو رنجيده نشود . من نگرانم كه قطار مملكت از خط خارج نشود و تو دلواپسي كه تو را از قطار پياده نكنند . من وقتي ببينم مركب كشور مسير را به خطا مي رود فرياد مي زنم و تو با تمام قوا مراقبي كه از مركب به زمين نيفتي . آري برادر ، تو چاره اي نداري كه مرا رد صلاحيت كني وگرنه خودت پس از چندي رد صلاحيت مي شوي .

 من و تو قرائت هاي متفاوت و متضادي از وفاداري به نظام داريم . من گفتن انتقادها ، نصيحتها و هشدارها را با تمام تلخي شان مصداق وفاداري به كشور و نظام مي دانم و تو نگراني كه كسي بر تو اخم كند . من متقابلاً صلاحيت تو را براي اداره كشور رد مي كنم . ايران ما در آستانه فرازي خطير از تاريخ خويش به مردان و زنان شجاع و از خود گذشته نياز دارد تا با تدبيري مضاعف دهه ها و قرن ها عقب ماندگي و توسعه نيافتگي را جبران كنند .

بي انصافان و عدالت شكناني كه در مسند قدرت تنها به دنبال راهي براي حذف ديگران و ابدي كردن قدرت خود هستند هرگز صلاحيت نشستن بر جايگاههاي مديريت اين جامعه راندارند . البته اگر كساني رأي خود را بر ملت مقدم نمي پنداشتند آنگاه مردم به بهترين وجه معين مي كردند كه چه كسي صلاحيت دارد و چه كسي بي صلاحيت است ؟

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 22:59 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام من سینا از پسره تنهای خسته . مرسی که به وبلاگ من سر می زنید . انتقاد یا پیشنهاد یا هر نظری که دارید فرقی نداره از همتون متشکریم . من خیلی کم فرصت پیدا می کنم به اینترنت متصل بشم . به خاطر همین کمتر سرتون رو درد میارم . ان شاالله بتونم بازم بنویسم . به امید ایرانی آزاد . تا پست بعدی خدانگهدارتون باشه .
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 16:34 توسط سینا پسره تنهای خسته |

عماد مقنیه یکی از فرماندهان رهبران نظامی حزب الله لبنان بالاخره مرد . او که تقریبا در بسیاری از نقاط دنیا به عنوان یک تروریست حرفه ای مشهور است در یک بمب گذاری جان به جان آفرین تسلیم کرد . او که خودش استاد بمب گذاری و کشتن مردم بی گناه بود حالا به وسیله بمب گذاری از این دنیا رفته .مقنیه که مدتی را در ایران سپری کرده بود و با سران رژیم رابطه نزدیکی داشت حالا با رفتنش از این دنیا سران جمهوری اسلامی را به شدت اندوهگین ساخته . او که با بمب گذاری هایش و کشتن بسیاری از سربازان امریکایی و فرانسوی و کشتار های بزرگ دیگرش نقش عمده ای در اجرای اهداف حذب الله لبنان و همچنین جمهوری اسلامی بازی می کرد حالا با کشته شدنش یک عزای بزرگ برای آنان ایجاد کرد . او از جانب بسیاری از کشورهای دنیا تحت تعقیب قرار داشت و شاید بسیاری از مخالفان حذب الله لبنان و جمهوری اسلامی پس از مرگ او نفس راحتی کشیدند . دیشب منوچهر متکی وزیر امور خارجه ایران برای مراسم عزاداری او به لبنان رفت و در مراسم مرگ او شرکت کرد .مسئولان حذب الله اسراییل را مسئول مرگ او می دانند و به همین خاطر هم جنگ آشکارا با اسراییل اعلام کرده اند آن هم در حالتی که اسراییلی ها ترور این تروریست را نفی می کنند . حالا باید منتظر جنگ حذب الله با اسراییل باشیم . لازم به ذکر است که بگویم او در دمشق کشته شده است . به نظر شما کدام کشور در این جنگ پیروز می شود ؟؟؟؟؟ حذب الله لبنان(ایران) یا اسرائیل؟؟؟؟؟؟البته حذب الله هرگز جنگ مردانه انجام نمی دهد و مرتب با بمب گذاری و کشتن مردم بی گناه تروریست بودن خود را اثبات می کند . منتظر نظراتتون هستم . تا پست بعدی خدانگهدار همتون باشه .
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 2:19 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام به همه دوستان

حتما می دونید داداش سینا دیگه دانشجو شده و سرش شلوغه...

حالا این شلوغی سرش بخاطر درسا هست یا شهری که رفته یعنی قزوین هنوز مشخص نیست و بین علما هم اختلافه

ولی از اونجاییی که درسا هنو شروع نشده بصورت جدی مورد دوم احتمالش بیشتره....

بگذریم ...محمود کوچولو هم از دست این پسر داره یه نفس راحت می کشه....نماینده های مجلسم فعلا چون سینا نیست با خیال راحت کارشونو می کنن

ماهواره امیدم بی خیال داره تو منظمه شمسی مسافر کشی می کنه و مسافراش هی پوست تخمه و پوست موز می ریزن از پنجره بیرون و کلی زباله فضایی تولید می کنن.

نماینده ولی فقه در مریخ هم این ماهواره را تحولی در حمل ونقل بین سیارات نام برده.....

به هر حال اومدم بگم اگه دیر آپ می شه این وبلاگ دلیلش ایناست.................

خوش باشید  ولنتاینم پیشاپیش مبارک همه عاشقا به خصوص داداش سینای خودم......

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 10:39 توسط سینا پسره تنهای خسته |

زلزله و مومنین

در این دو سال و اندی که از عمر ریاست محمود احمدی نژاد بر دستگاه دولت می گذرد، جملات عجیب از او بسیار شنیده و یا با واسطه از او نقل شده است. اما این جمله که "زمین زیر پای مو منین نمی لرزد " شاید بدیع ترین و در عین حال تاسف انگیزترین جملات او باشد. هر چند این جمله به اندازه کافی صراحت دارد و نقدی نمی خواهد اما در حاشیه آن چند نکته عرض می کنم:

نخست اینکه از بعد اخلاقی این جمله توهین به همه کسانی است که در طول تاریخ در زلزله مرده اند و توهین به همه کسانی است که در آینده با زلزله خواهند مرد.

نکته دوم آن است که بشر از زمانی وارد دوره جدید شد که به جای تکیه بر  ماوراء الطبیعه در تبیین پدیده های مادی و طبیعی، به سراغ علم آمد و از جمله در مورد زلزله هم، به دنبال راه هایی رفت که از تبعات جان و مال آن بکاهد. چنین است که کشور ژاپن با آنکه همواره در معرض زلزله است، کمترین آسیب را متحمل می شود. البته زمانی که بحث تحقیق " ژاپن اسلامی " از سوی سخنگویان حاکمیت یکدست مطرح می شد، تصور این بود که منظور از این شعار، رسیدن به استانداردهای ژاپن در مسیر توسعه و در عین حال، پایبند ماندن به زندگی معنوی و اخلاقی است. اما حال مشخص شده که " ژاپن اسلامی " جایی است در دوران ما قبل اسلام که با روی آوردن به خرافات، حتی به این گفته پیامبر اسلام (ص) که" خداوند هر پدیده ای را با اسبابش به جریان می اندازد و یا مانع می شود" ، آگاهی ندارد و فی المثل به چنین اظهاراتی در باره پدیده زلزله روی می آورد.

دراینجا بد نیست حاشیه ای سیاسی هم به موضوع بزنیم و یاد آور شویم که نه تنها در برابر حوادث طبیعی  انسان به سراغ علم رفت تا خود را قدرت بخشد، بلکه در حوزه اجتماعی هم به تدریج به این نتیجه رسید که تنها با روشهای علمی می توان جلوی" زلزله سیاسی"  را گرفت. چون به تجربه و تحقیق این نکته ثابت شده که تنها با آزادی احزاب، اتنخابات، مطبوعات، سندیکاها و دیگر نهادهای مدنی و سیاسی است که می توان از " زلزله سیاسی"  جلو گیری کرد. اگر حکومتی این ابزارها را داشته باشد، حتی اگر بی دین ترین افراد در راس آن باشند، ماندنی است و اگر نداشته باشد، با متقی ترین حاکمان هم، رفتنی هستند. چنانکه در گفتمان دینی ما نیز این جمله از مشهورات است که :" الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم". البته طبیعی است کسانی که در برابر زلزله طبیعی چنین استدلال هایی می آورند، به الزامات مقابله با زلزله سیاسی پایبند نباشند و در جهت حاکمیت تک صدایی در جامعه بکوشند.

نکته چهارم و جالب و در عین حال تاسف بر انگیز آنکه این اظهارات به فاصله زمانی کمی پس از زلزله اخیر در قم بیان می شود که در روز به خاک سپاری یکی از مراجع عظام تقلید رخ داد. به راستی رییس دولت در زمان گفتن این جمله، اندکی به این مسُله توجه کرده اند که با استدلال(!) ایشان، زلزله در قم چطور قابل توجیه است و یا اگر در زلزله ای، برخی از شخصیتهای بر جسته دینی و مذهبی فوت شوند، چطور می توان آن را تحلیل کرد؟

و در پایان چند سوُال :

۱- آقای احمدی نژاد با توجه به چنین نظری که در باره زلزله دارند، در دوره مسُولیت خود در شهرداری تهران چه می کرده است؟ آیا صرفا در حال" بالا بردن ایمانات مردم"(!) بوده است؟

۲- آیا آقای احمدی نژاد حاضر است همین جمله را در دور دوم سفرهای استانی و یا به مناسبتهایی دیگر در جمع مردم شهرهای قربانی شده در زلزله چون بم و رودبار تکرار کند و مثلا آن شهر ها را " دار الکفار" بنامد؟

۳-اخیرا یکی از وزرای ارشد دولت از مخالفان انتقاد کرده اند که چرا ادب نگه نمی دارند و بر خلاف منتقدان دولت های خاتمی و هاشمی به استهزای رییس دولت بر خاسته اند. فارغ از درستی یا نا درستی این نقد می پرسم: آیا در برابر چنین بیانات گهر باری از سوی رییس دولت، جز از باب استهزاُ می توان وارد شد؟

     و حرف آخر: به فرض که این گفته بدیع جناب رییس دولت، مبنا و پشتوانه شرعی هم داشت، آن ۱۷ میلیون نفری که رایشان به نام ایشان خوانده شد! برای کارهای اجرایی و اداره کشور رییس جمهور انتخاب کرده اند و یا تفسیر الهیات و تبیین حوادث کائنات؟

موفق باشید................................................سینا۲.................................................................

+ نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 14:8 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام بر تمامی خوانندگان وبلاگ . من سینا از پسره تنهای خسته. می خوام برای اولین بار از یک کار خوب در نظام جمهوری اسلامی تعریف کنم . این چند روز که از محرم می گذره یک کار مثبت از طرف جمهوری اسلامی دیدم . اون این مسئله بود که از دسته های عزاداری (عَلم) حذف شد. این بتی که هر سال مردم ایران بر روی دوش خود می گذاشتند و به این مسجد و آن مسجد می بردند بالاخره از صحنه های عزاداری حذف شد . هر چند این مراسم شبیه هرچیزی هست به جز عزاداری و به نظر من باید کلا این مراسم حذف بشود و در محیط های سر بسته (مثلا مسجد) انجام شود ولی حالا که نمی شه این کار را کرد یکی از بهترین کارها همین از بین بردن نمادهای بی خود است . خودم چند سالی هست که سعی می کنم حتی به دسته های عزاداری نگاه نکنم ولی وقتی یادم میاد که این دسته ها چطور هستند واقعا این مراسم رو شبیه یک فیلم طنز می دونم . افرادی که آن چنان با دست یا زنجیر بر سر و سینه خود می زنند که از شدت ضربه هایشان بدنشان ضخمی می شود و یا با ((قمه)) به سر خود می زنند و همین افراد به محز مداحی نکردن مداح(خواننده) آن چنان سرگرم صحبت و خندیدن و یا دید زدن دختران دور و اطراف خود می شوند که انگار جلوی مدرسه دخترانه هستند و برای اذیت کردن دختران آمدند و یادشان می رود که همین دین خودشان می گوید که خود زنی حرام است بعضی ها این موضوع را میدانند و به خاطر اینکه خودزنی نکنند ریش خود را با تیغ اصلاح نمی کنند ولی به محز رسیدن به دسته های عزاداری دستورات دین از خاطرشان می رود . بزرگتر های محله ها هم فقط به فکر این هستند که مراسم عزاداریشان از محلهای دیگر با شکوه تر باشد . برای آوردن مداح(خواننده) پولهای میلیونی می دهند زنجیر زن و سینه زن از شهرهای دیگر می آورند تا دسته عزاداری محله خود را با شکوه تر از محله های دیگر نشان دهند و در محل و شهر خود شهرت بیشتری کسب کنند .این همه مخارج برای عزاداری؟؟؟آیا بهتر نیست این پولها صرف امور خیریه شود؟؟؟؟ در تمامی جاهایی که اسمی از مداح(خواننده) آمد نوشتم خواننده چون واقعا به این موضوع معتقدم .زیرا این آقایان که خود را با نام مداح اهل بیت مشهور می کنند با گرفتن پول های زیاد برای مراسم ها مداحی یا خوانندگی می کنند اگر شما هم عزادارید پس چرا برای مداحی برای امام حسین پول می گیرید؟؟؟؟ اگر عزادار نیستید که پس جایی در مراسم عزاداری ندارید.و بگذریم از بعضی کارها که در مراسم عزاداری دیده می شود مثلا در همین شهر خودم لاهیجان بعضی ها مست می کنند و سینه زنی می کنند و معتقدند که اگر برای امام حسین مست کنی مشکلی ندارد . اما باز هم مسائل زیادی هست که در مورد دسته های عزاداری قابل گفتن هست که من به ذهنم نمی رسد . اما باز هم باید از مسئولان جمهوری اسلامی تشکر کنم به خاطر جلوگیری از ورود این بتها عَلَم به خیابان ها .واقعا متشکرم . انشاالله بازهم کارهایی بکنند که لیاقت تعریف رو داشته باشه. تا پست بعدی خدانگهدارتون باشه .
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 0:36 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلامی گرم  بر تمامی دوستان و خوانندگان وبلاگ٬ گرمایی به شدت سرمای این روزهای شهر خودم یعنی لاهیجان.من سینا از پسره تنهای خسته اومدم تا یک پست جدید رو براتون بزارم .اون هم در مورد دریای خزر و در مورد سخنان منوچهر متکی .چند وقت پیش در تلویزیون صحبتی از منوچهر متکی وزیر امور خارجه ایران شنیدم که حیفم اومد در موردش مطلبی ننویسم .ایشون گفتند قراردادهای مرزی با از هم پاشیدن حکومت ها از بین نمی رود و من میخوام اینو از ایشون بپرسم که آیا شما که این موضوع رو می دونستید این رو نمی دونستید که این موضوع در مورد دریای خزر هم صدق می کنه؟؟؟!!!! میخوام بگم شما که این مضوع رو می دونستید چطور حاضر شدید سهم ایران از آبهای دریای خزر رو با کشورهای استقلال یافته از شوروی سابق تقسیم کنید؟؟؟؟!!!مگر خود شما نمیگویید که قراردادهای مرزی با از بین رفتن حکومتها از بین نمیره پس چطور بعد از از بین رفتن شوروی سابق  سهم ۵۰درصدی ایران به حدود ۲۰ درصد کاهش یافت؟؟؟؟!!!!! چطور ؟؟!! اون هم در حالتی که حدود ۶ درصد از همین حدود ۲۰ درصد اصلا قابل بهره برداری نیست .می خوام بدونم این موضوع شامل دریای خزر نمیشد؟؟؟!!! خب درسته باید برای قضیه هسته ای به کشورهای خارجی باج بدید(بخصوص روسیه) ولی آیا به این میشه گفت باج؟؟؟؟!!!! آیا انرژی هسته ای ارزشش از خاک و آب ایران هم بیشتر هست؟؟؟!!! همه چیز فدای انرژی هسته ای میشه ...آیا واقعا ارزشش رو داره؟؟؟ نظر شما چیه دوستان؟؟؟؟!!!تا پست بعدی خدانگهدار همتون باشه .
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 3:32 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام من سینا از پسره تنهای خسته .  سلام بر تمامی خوانندگان کم وبلاگ . امروز اومدم تا یک مطلب جدید در مورد اهمیت دادن دولت دکتر احمدی نژاد به آثار باستانی ایران بنویسم . داشتم اخبار نگاه می کردم . اخبار بیست و سی از شبکه  ۲ داشت با یکی از مسئولان در مورد اینکه چرا آثار باستانی رو به مسافرخانه های شخصی تبدیل کردند و در واقع اونها رو فروختند صحبت می کردند .که بعد این آقا این موضوع رو اینطور تشریح کرد که اتفاق خاصی نیفتاده ما این مکان ها رو در اختیار افرادی گذاشتیم و اونها هم این مکان های تاریخی رو اجاره می دهند و از آنجا بهره برداری مالی می کنند و هم تا حد ممکن ازش مراقبت می کنند . جالب توجه این هست که این آقای مسئول از این ناراحت بود که چرا بعضی ها از این کار انتقاد می کنند و این یک کار خیلی خوب هست که باید مورد تشویق قرار گیرد . حالا برای من جالبه که بدونم آیا واقعا اجاره دادن اماکن تاریخی به افراد شخصی کار درستی هست یا نه؟؟؟؟نظر شما چیه؟؟؟؟؟؟ اما این آقا اونقدر این کار رو کار درستی می دونست و اونقدر از انتقاد بعضی منتقدین ناراحت بود که انگار منتقدین به اجاره دادن خونه خود ایشون اعتراض کرده بودند ولی آقای مسئول این آثاری که شما ازش حرف می زنید متعلق به تمام ملت ایران هست و متعلق به گذشته و حال و آینده ایران و نباید اینقدر اقدامات بی فکرانه ای در موردشان گرفت  اما مشخصا با این روندی که نظام جمهوری اسلامی و دولت در پیش گرفته در چند سال آینده چیزی از آثار باستانی ایران باقی نخواهد ماند .اگر چند وقته دیگه شنیدید که تخت جمشید به رستوران تبدیل شد زیاد تعجب نکنید چون همیشه از کارهای کوچک شروع می کنند و به کارهای بزرگ می رسند که کارهاشون رو برای مردم عادی کنند .

وقتی دوره خاتمی یادم میاد به این فکر می کنم چه تبلیغات گسترده ای علیه خاتمی انجام شد و به فکر فرو میرم و میفهمم که چه باند گسترده ای علیه خاتمی کار می کرد .در اون دوران به خاطر کوچکترین چیزی تمام رسانه ها حتی تلویزیون از دولت انتقاد می کرد اما امروز به خاطر این همه اشتباهاتی بزرگی که دکتر احمدی نژاد انجام داد هیچ انتقادی صورت نمی گیره البته وقتی تمام رسانه های جمعی از طرفداران رییس جمهور باشند و تمامی رسانه های مخالف از بین بروند خب معلومه که صدای کسی در نمیاد .

خوشحال میشم نظراتتون رو در مورد این مطلب بخونم . تا پست بعدی خدانگهدار همتون باشه .

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 2:48 توسط سینا پسره تنهای خسته |

برخی جامعه‌شناسان معتقدند که «حافظه تاریخی» مردمان ایران، حافظه‌ای کوتاه مدت و بس ضعیف است. حتی اگر چنین تعریفی درست باشد که با باور این قلم درست است، 3 سال زمانی طولانی و زیادی نیست که مشمول این قاعده گردد.

سه سال پیش یعنی در سال 1383 در همین روزها و ایام بارانی تند در تهران باریدن گرفت. آن روز کذایی، سید محمد خاتمی رئیس‌جمهور وقت میهمان همایشی در دانشگاه تهران بود که البته به دلیل ترافیک ناشی از بارندگی حدود یک ساعتی دیرتر از موعد مقرر به مراسم رسید. رئیس‌جمهور سابق به مجرد آغاز سخنان خود، با همان ادبیات ملایم و معروفش به گلایه از ساختارهای شهری پرداخت و از این نکته ابراز تاسف کرد که باریدن چند قطره باران، این گونه امور کلان‌شهر تهران را مختل می‌کند، ترافیکی سنگین را بر خیابان‌ها حاکم می‌سازد و سیلاب‌ها و زباله‌ها را به درون کوچه‌ها و معابر می‌کشاند.

آن انتقاد خاتمی البته با واکنش تند، بی‌سابقه و دور از انتظار شهردار وقت تهران که اکنون بر مسند ریاست‌جمهوری تکیه زده است، یعنی جناب آقای احمدی‌نژاد مواجه شد. دکتر احمدی‌نژاد با عباراتی که اکنون دیگر برای مردم داخل و حتی خارج از ایران شناخته شده است، دولت را مسئول این وضعیت دانست و به خاتمی طعنه زد که احتمالاً این بار از خط ویژه تردد نکرده‌ و «تازه» متوجه معضل ترافیک شده است. دکتر احمدی‌نژاد همچنین از این که رئیس‌جمهور وقت «انقدر دیر متوجه معضل ترافیک شده‌اند» ابراز تعجب کرد و به خاتمی توصیه کرد که در چند ماه مانده به پایان دوره ریاست جمهوری‌اش، از فرصت باقی‌مانده استفاده کند و گامی در جهت حل مشکلات مردم بردارد...

نمونه‌ای دیگر از این انتقادات، تصمیم دولت پیشین برای تعطیلی 3 روزه مدارس و ادارات پس از موج سرمای سال 1383 بود. آن هنگام؛ موج بی‌سابقه سرما و افت فشار گاز در مناطق سردسیر که به قطعی گاز در برخی شهرستان‌های ایران انجامید و همچنین تشدید آلودگی هوا به دلیل پدیده وارونگی، باعث شد تا دولت وقت مدارس، دانشگاه‌ها و ادارات دولتی در تهران را برای 3 روز تعطیل کند. هدف اصلی از این تصمیم، صرفه‌جویی در مصرف گاز بود تا مشکلات ناشی از افت فشار و قطعی گاز در برخی مناطق ایران مرتفع گردد. با این حال، چند تن از منتقدان دولت وقت از جمله یکی از مسئولان شهرداری تهران که اکنون در عالی‌ترین مسندهای اجرایی دولت نهم تکیه زده‌اند؛ دولت خاتمی را به باد انتقاد گرفتند که «ناکارآمد» است و «عُرضه» رساندن گاز به خانه‌های مردم آن هم در کشوری که دومین ذخایر گاز در جهان را داراست، ندارد. یکی از نمایندگان محترم مجلس که اکنون از حامیان سرشناس دولت است نیز به گلایه و اعتراض پرداخت که تعطیلی ادارات و مدارس اقدامی «اشتباه» بوده و باعث آسیب زدن به دانش‌آموزان و اقتصاد کشور شده است.

سه سال پس از این وقایع، بار دیگر سرمایی بی‌سابقه به ایران رسید. با آن که خدمات شهرداری تهران در سرمای امسال به عیان بهتر و منظم‌تر از سال‌های پیشین بود، بار دیگر باریدن باران باعث ترافیکی سرسام‌آور در پایتخت شد و افت فشار گاز، باعث گشت که گاز برخی از شهرستان‌ها قطع شود. تعلیق صدور گاز ترکمنستان به ایران نیز البته بر شوری ماجرا افزود و باعث گشت که ابعاد قطعی گاز به مراتب وسیع‌تر از سال 83 گردد. در نهایت، دولت نهم نیز همانند دولت هشتم برای دو روز تمامی مدارس، دانشگاه‌ها و ادارات در تهران و چند استان دیگر را تعطیل اعلام کرد.

البته، هیچ کس رئیس‌جمهور فعلی را به باد انتقاد نگرفت و هیچ کس دولت نهم را «بی‌عرضه» نخواند. هیچ کس سعی نکرد از «سرمای» خانه‌های مردم در برخی شهرستان‌ها، تنور خود در انتخابات مجلس را «گرم» کند و هیچ کس قطع گاز در برخی نقاط یا در راه ماندن مسافران زیر کولاک را بر سر دستگاه‌های مسئول که شبانه‌روز برای حل مشکلات تلاش می‌کردند، نکوبید.

اما جناب آقای رئیس‌جمهور، حرف‌های 3 سال پیش که یادتان هست؟ اگر رئیس‌جمهور سابق 5 ماه وقت داشت تا توصیه‌های شما را عمل کند، شما حداقل 2 سال وقت دارید. بگذریم از این که رئیس‌جمهور سابق در مقابل شهرداری تهران و سایر دستگاه‌های خارج از کنترل دولت مقاومتی نشان نمی‌داد اما دولت حضرتعالی در موارد بسیاری شهرداری تهران و مشخصاً متروی تهران را از چتر حمایتی خود خاج کرده و حتی از پرداخت بودجه‌های مصوب و یارانه‌های مصوب مجلس شورای اسلامی نیز استنکاف کرده است. این را هم بگذریم که دولت‌های پیشین چه دولت‌هاشمی و چه دولت خاتمی هیچ‌گاه منتقدان خود را با انواع و اقسام اتهامات و فشارها از میدان به در نمی‌کردند اما مقامات ارشد فعلی منتقدان را «کودتاچی»، «عامل بیگانه»، «جاسوس» و... می‌خوانند. حتی اجازه بدهید انکار تمام دستاوردهای دولت‌های هاشمی و خاتمی و «بی‌سابقه» خواندن هر تصمیم ساده در دولت نهم را نیز نادیده بگیریم.

اما حرف‌های سه سال پیش که یادتان هست؟ هنوز دو سال وقت دارید.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 0:40 توسط سینا پسره تنهای خسته |

 
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 0:7 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام من سینا از پسره تنهای خسته . به زودی با یک پست جدید میام . بای تا بعد .

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 23:29 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام

من سینا هستم می خواستم در مورد پستم توضیح بدم :

به نظر منم این تلاش ماموران دلسوز ما قابل ستایشه.این که تا اون موقع شب به وظیفشون عمل می کنن ولی نگار خانم آخه مشکل از یه معتاد نیست .... میشه سراغ کله گنده ها رفت میشه اینو از ریشه حل کرد ...نه اینکه واسه خوابوندن سروصدا بیان با ۴-۵ تا مصرف کننده برخورد کنن باید رفت سراغ تولید و پخش کننده ها

بعدش این که کدوم قانون گفته ۳ عضو خونواده رو تو صندوق عقب ماشین بریزن و مثل گوسفند ببرن...

کدوم قانون گفته با سگ خونه یه مسلمون برن...اون معتاده اعضای خونوادش که گناهی ندارن...بیان ببینن جوونای ما چرا اعتیا دارن نه این که پیرای ما رو به جرم اعتیاد بگرین..

موفق باشید...سینا۲....................

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 12:15 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام من سینا از پسره تنهای خسته . در مورد دکتر احمدی نژاد خیلی نوشتم . ولی چون دوستان مطالبه قبلیمو نخوندن حالا می خواهم دوباره چند چیز رو یاد آور بشم . ۲ تا از دوستان در مورد خوب بودن آقای رییس جمهور صحبت کردند . من به شخصه نمی تونم در مورد خوب بودن آقای احمدی نژاد صحبتی بکنم چون ایشون رو  از نزدیک نمی شناسم . اما یک چیزایی رو خوب می تونم بفههم . یکی از اون مسایل اینه که ایشون کاری برای ایران در چند مدت گذشته نکرده . این حرفمو توضیح میدم . ایشون قبل از انتخابات با حرفای دیگه ای اومد تو انتخابات و بعد از انتخابات کارای دیگه ای انجام داد . یکی از اون موارد آوردن پول نفت بر سر سفره مردم بود و دیگری بحث آزاد بودن جوانان در مورد انتخاب پوشش بود . در هر دو مورد ایشون به وعده هاش عمل نکرد . اما بعد از انتخابات در سفرش به امریکا و اون سخنرانی بی معنی در آنجا و حرفهای بعد از بازگشتشون در مورد اینکه در اونجا هاله ای از نور دور سرشون بود که تمامی حاضرین رو میخکوب کرده بود یک خورده شخصیت ایران و ایرانی رو زیر سوال برد . بعد از اون بحث سفرهای استانی ایشون که به قول خودشون می خواستن مشکلات مردم رو ازنزدیک ببینن اون همه سرمایه مملکت رو بباد داد . آخه مگه میشه تو ۳۰ دقیقه سخنرانی تو یک شهر به مشکلات شهر واقف شد ؟؟؟؟؟؟ این سفرها جز خرج اضافی چیز دیگری نبود !!!!!!  اما از خیلی چیزهای دیگر هم بگذریم از گرانی نمی توانیم بگذریم !!!! اون مدتی که قیمت مواد غذایی بالا رفته بود (بخصوص گوجه فرنگی) .دقیقا به خاطر دارم وقتی گذارشگر صدا و سیما از ایشون در مورد گرانی قیمت گوجه فرنگی پرسید ایشون گفت بیایید و از کوچه ما خرید کنید!!!!!!!!!!!! نمی دونم منظورش از این حرف چی بود ؟؟؟!!!! ولی این حرف نشان از بی مسئولیتی و توهین به شعور مردم بود ...... اما صحبت از انرژی هسته ای خیلی مهم هست و دلم نمی خواهد ازدستش بدم . انرژی هسته ای خیلی خوب هست اما به شرط اینکه مارو به یکی از گوشه گیر ترین کشورهای دنیا تبدیل نکنه و در صورتی که جامعه جهانی این موضوع رو قبول کنند و ما باید این مشکل رو با دیپلماسی حل می کردیم اما آقای احمدی نژاد این موضوع رو درک نکرد و می خواهد با زور این مسئله رو جلو ببره و همین مسئله باعث اعمال تحریم هایی علیه ایران شد که این موضوع هم باعث شد تا آقایان از ترس اینکه تحریم های بیشتری علیه ایران اعمال بشه و بنزین رو که از خارج وارد می کردیم به ما نفروشند سهمیه بندی کردند آثار سهمیه بندی هم که مشخص است . گرانی و داغون شدن کسانی که یک ماشینی داشتند و باهاش مسافر کشی می کردند تا بعد از شغل اول و کم درآمد خود از این راه نیز کمک خرج خانواده باشند حالا به بی بنزینی مردم عادی که می خواستند با ماشین شخصی به کارهاشون رسیدگی کنند بگذریم . اما نمی دونم شما چه طور می خواهید به آقای احمدی نژاد یک رییس جمهور موفق بگویید ؟؟؟ چه طور؟؟؟ نه مشکل مسکن حل شد و نه گرانی و نه اشتغال جوانان و نه........... اگر با تمام این شرایط ایشون رو رییس جمهور موفق می دونید جا داره از شما به عنوان کم توقع ترین آدم دنیا یاد کنم . خوشحال میشم نظراتتون رو تو وبلاگم بخونم .تا پست بعدی خدا نگهدار همتون باشه .

+ نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 1:2 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام من سینا از پسره تنهای خسته .اسمه این پست مشکلات زیاد بودن اسم سینا هست . نمی دونم منظورم رو فهمیدید یا نه؟الان توضیح میدم . ما ۲ تا سینا هستیم که این وبلاگ رو می نویسیم . اون پست کلاهی برای امنیت رو اون یکی سینا نوشت و نگار خانوم اومد و نظر داد در مورد اون مطلب .ولی یک سینای دیگه اومد و تو وبلاگ نظر داد و یک خورده هم توهین آمیز با نگار خانوم صحبت کرد بعد نگار خانوم خیلی ناراحت شد از اینکه اون سینا اینطوری حرف زده و فکر کرد که اون سینا یکی از نویسندگان وبلاگ هست ولی اون سینا هیچ کدوم از نویسندگان وبلاگ نبود و یک سینای دیگه بود . به تمامی خوانندگان کم خودمون می خوام اینو بگم که ما هر صحبتی داشته باشیم در قالب یک پست تو وبلاگمون ارائه میدیم . پس مطمئاْ باشید تو بخش نظرات نویسندگان وبلاگ چیزی نمی نویسند. با تشکر از تمام دوستانی که نظر میدند . خدانگهدار همتون باشه . بای تا بعد .

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 23:39 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام من سینا از پسره تنهای خسته. در مورد نظر نگار خانوم باید بگم که اینم از مشکلات وبلاگ هایی هست که ۲ نفره نوشته میشه .چند مدتی بود که تنهایی می نوشتم . ولی این پست توسط اون یکی سینا نوشته شده . حتما خودشم می تونه در موردش جواب بده . اما من به یک چیزی معتقدم اونم اینه که انسانها حقوق برابر دارند و نباید به خاطر اینکه کسی معتاد هست از همه حق های انسانی محرومش کرد ولی خب یک سری برخوردها نسبت بهش باید عوض بشه . بازم میگم این پست رو من ننوشتم که خودم بخوام در موردش جواب بدم . خوشحال میشم بازم تو وبلاگم نظر بدید . شما آزادید که نظر بدید تا زمانی نظراتتون جنبه توهین نداشته باشه . پس نظر بدید  خوشحال میشم . بای تا بعد
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 14:15 توسط سینا پسره تنهای خسته |

تاکسی نشسته بودم . فقط خودم تو تاکسی بودم و راننده. راننده از همون اول که نشستم تو ماشین هر چقدر فحش داشت به بنا کنندگان گاز داد. اون لحظه که من نشستم تو ماشین ساعت ۵ بود . راننده می گفت از ساعت ۱ تو صف کاز مونده تا نوبتش بشه. خب اون راننده حق داشت تو روز بارونی ۴ ساعت تو صف بمونی واقعا عذاب آوره .چرا باید گازسوز بشیم ؟؟؟چرا باید از چیزی استفاده کنیم که نه تنها سود نداره بلکه ضرر هم داره . نمیدونم چقدر در مورد این موضوع می دونید. ولی گاز ماشین رو داغون می کنه . به موتور ماشین ضرر زیادی می رسونه. و از همه بدتر اینکه کلی باید تو صف بمونی . خب چرا مردم باید ماشینشون رو گازسوز کنند؟؟؟؟که هم به ماشینشون آسیب برسونند و هم کلی صف بایستند؟؟؟؟؟تازه گازسوز کردن اصلا به درد زمستان نمی خوره ،چون ماشین که گازسوز باشه خیلی خیلی سخت بشه تو سرما روشنش کرد. واقعا چرا ما باید ماشینمون رو گازسوز بکنیم؟؟؟؟؟؟؟چرا؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 22:39 توسط سینا پسره تنهای خسته |

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 1:41 توسط سینا پسره تنهای خسته |

 

ساعت دو نیمه شب است ، تعدادی مامور با طناب و هزارتا دم و دستگاه دیگه خانه را تحت محاصره دارند ، سکوت حاکم بر شب از بیقراری بی خواب می شود ...

 

 

 

 ـ همه چیز آماده است تا یه عملیات توپ توپ انجام شه...

 

سگهای موادیاب، باتوم های در دست نیروهای برقرار کننده امنیت، پوتین های کثیف نیروها برای رفتن به داخل اتاقهای یک خانه ای که در آن یک مسلمان زندگی می کند و ...

 

 

 

ـ در حین عملیات ممکن است اشتباهی ساعت دو شب به جای خانه مورد نظر به یه واحد دیگر در همان ساختمان نیروها وارد شوند ، اما عیب نداره هدف خیره دیگه... فوقش بعد از اینکه در رو با لگد باز کردیم و دیدم اشتباه شده یه عذر خواهی می کنیم

 

 

 

ـ درها با لگد نیروها باز می شوند

 

ماموران به داخل اتاقها می ریزند

 

یکی زود بلندشه این رخت و خواب ها رو جمع کنه که میهمانان ناخوانده داریم

 

پدری که تا امشب برای پسرش یه اسوه بود و احساسی که موجب می شد چپ نگاه کردن به پدر چون زدن تو گوش پسر برای پسر سخت باشد داره با برخودهای باتوم به صورت پدرمعتادش از بین می ره

 

دختر چشماشو بسته و در آغوش مادر فقط به دنبال پنهان کردن صورت گریانش است

 

 

 

ـ مهمترین برنامه نیز اکنون انجام می شود:

 

سگ ها بدویید که باید مواد بیابید از هرجا که شد لای لباس ها و کفش ها و رخت وخواب ها و حتی توی بطری و پارچ آب خونه هم شد خیالی نیست...

 

 

 

نکات مهم 

 

قابل تحسین است وجود چنین نیروهایی در ملت ما کسانی که واقعا توانایی شناسایی و گرفتن مجرم هایی رو دارند که تا حالا کسی به اونها چپم نگاه نمی کرد

 

قابل تحسین است که پلیس یک ملت دارای سگ هایی خبره در پیدا کردن مواد دارد

 

قابل تحسین است که نیروها حتی برای انجام عملیات خود تا 2ـ3 بامداد نیز حاضر به همکاری هستند

 

 

 

اما

 

قابل تحسین است که 5 آدم مجرم را در صندوق عقبی ماشینی جا می دهند؟

 

قابل تحسین است که تمام ابهت یک پدر حتی معتاد را جلوی پسرش به روی فرش های خانه می ریزند تا باد آن را با خود ببرد؟

 

قابل تحسین است که نیروهای جمهوری اسلامی با سگ و پوتین  پا به خانه یک مسلمان می گذارند؟

 

 

 

و اینکه آیا

 

قابل تحسین نیست که این کارهای خوب را برای اصلاح به باد انتقاد گرفت؟

 

 

 

تکلمه:

 

تمام این اتفاقات زمانی می افتاد که تولید کننده ها و وارد کننده های اصلی که پشتشاش به پولشان بسیار گرم است داشتند برای تفریح آخر هفته خود برنامه ریزی می کردند... 

 

عکس هایی از اجرای این طرح رو در اینجا ببینید

 

 

 

 

 

در خانه توزیع کننده های مواد مخدر هنوز آثاری از مسلمان بودنش وجودداشت که به احترام مسلمان بودنشان با پوتین و یا سگ وارد خانه های آنها نشوندرخت خواب ها پهن، پوتین ها به پای جناب پلیس و حسرت های پسری که پدرش او را می کشت بهتر بود

+ نوشته شده در شنبه دهم آذر 1386ساعت 22:46 توسط سینا پسره تنهای خسته |

نمی دونم کی منو خراب کرد؟؟؟؟. فقط می دونم خیلی خرابم . نمی شناسمش!!!!!!! . فقط می دونم خرابم کرده . خیلی خرابم . خیلی خرابم کرده . همونی که نمی شناسمش .همونی که ندیدمش .   میخوام پیداش کنم . می خوام با اون باشم. خسته ام . یک پسره خسته . یک پسره تنهای خسته .    میخوام از تنهایی در بیام . نمی دونم کی پیداش می کنم . ولی همین الان هم خیلی خرابم .        نمیخوام بیشتر از این خراب بشم . دلم گرفته . دلم براش تنگ شده . می خوام ببینمش . میخوام دوستش داشته باشم .  چرا پیشم نمیاد . من میخوامش . من خرابشم . بهش بگید بیاد پیشم .

+ نوشته شده در جمعه نهم آذر 1386ساعت 23:20 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سوتی گزارشکران فوتبال به قلم عادل فردوسی پور
گزارش گر محبوب‌  عادل فردوسی پور در مقاله ای سوتی های گزارشگران رو نوشته که خیلی بامزه است البته بامزه ترین سوتی رو که خودش داده ننوشته

استفاده ی صلح امیز از صلاح هسته ای حق مسلم ماست!!!!

اما مقاله:

سوتی های گزارشگران صدا و سیما!به نظر شما بهترین سوتی کدام یک است؟

**آخرین باری که نوانکو کانو پیراهن ارسنال را پوشید کی بود؟آنچه مسلم است اینکه هواداران توپچی ها خاطره حضور مهاجم نیجریه ای در لندن را از یاد برده اند پیمان یوسفی در بازی ارسنال و واتفورد 40 دقیقه ادبایور را کانو خطاب کرد و وقتی او را در جریان تماس های تلفنی مردم قرار دادند گفت(واقعا عذر میخوام اسم این اقا ادبایور است کانو دیگر در ارسنال بازی نمیکند)

**در جریان بازی سپاهان و ذوب اهن در جام حذفی از یکی از داوران قدیمی کشور به نام عرب براقی تقدیر شد . پس از سوت پایان بازی عباس بهروان دوان دوان خودش را به او رساند و گفت :بینندگان عزیز در خدمت زنده یاد (!) عرب براقی هستیم

***دقایق پایانی بازی برزیل و هلند در مرحله نهایی جام جهانی 98بود داور به نشانه خطا سوت زد و بهرام شفیع گفت:((و این هم سوت پایان بازی)) برزیلی ها ضربه خطا را زدند و گزارشگر به امید اینکه داور خیلی زود خاتمه بازی را اعلام کند سکوت کرد یک دقیقه هم گذشت اما داور سوت نزد شفیع هم بدون انکه خم به ابرو بیاورد سکوت را شکست و گفت ((حالا رونالدو صاحب توپ میشه ))

**اسکندر کوتی تهیه کننده برنامه ای بود به نام [جنگ فوتبال اروپا] اینکه او در این برنامه به جای پیر و جوان و پیرزن و کودک بحث میکرد به جای خود اما حکایت بررسی بازیهای لیگ هلند توسط کوتی را هرگز فراموش نمیکنیم . در جدول رده بندی اکثر تیم ها به صورت مخفف و با سه حرف اختصاری مشخص میشدند اما کوتی(ایند هوون)را تیم پی اس وی psvرا ای جی ایکس معرفی میکرد Ajx (اژاکس)

**در جام جهانی 1990تیم ملی ایتالیا گلزنی به نام سالواتوره اسکیلاچی رو کرد . در جریان برگزاری مسابقات هرکدام از گزارشگران به شیوه متفاوتی نام او را تلفظ میکردند. در یکی از بازیهای وقتی او دروازه حریف را باز کرد بهرام شفیع گفت((حالا اسکیلاچی ،اسکلاچی ،اشیلاچی،شیلاچی یا هر اسم دیگه ای داره من نمیدونم! به هر حال گل خودش را زد))

**در یکی از بازیهای تیم مراکش در جام جهانی 98 نام بازیکن این تیم به همراه پرچم قرمز رنگ مراکش روی صفحه تلویزیون حک شد. بهرام شفیع با هیجان فریاد زد ((بله،نفهمیدیم چی شد اما در هر صورت داور بازیکن مراکش را اخراج کرد و حالا این تیم باید ده نفره به بازی ادامه بده))

**در روزهایی که دانمارک تا مراحل پایانی جام ملت های 1992 پیش رفته بود و علاقمندان فوتبال نام بازیکنان نه چندان مطرح این تیم را از هم میپرسیدند ، بهرام شفیع یکی دیگر از شاهکارهایش را رو کرد . مربی دانمارک دست به تعویض زد و کارگردان تلویزیونی نام بازیکن تازه وارد و بازیکن تعویضی را به همراه عبارت  DENMARK روی انتن فرستاد شفیع اسم بازیکنی که به سمت نیمکت ذخیره ها حرکت میکرد را درست تلفظ کرد اما...(( و به جای او دن مارک وارد زمین میشه!))

**در جریان یکی از بازیهای پرسپولیس در فصل گذشته که پس از افطار برگزار میشد مجید خدایی کشتی گیر ملی پوش ایرانی در میان تماشاگران حاضر شده بود وقتی تلویزیون چهره او را به تصویر کشید عادل فردوسی پور گفت((این هم مجید خدایی کشتی گیر تیم ملی فوتبال ایران))

**عباس بهروان در حین گزارش استقلال و سپاهان در تورنمنت نقش جهان اصفهان ((همان طوری که مشاهده میکنید شرایط جوی اصلا مناسب نیست. وزش باران و بارش باد امکان برگزاری یک بازی زیبا را از بین برده))

**بازی نیمه نهایی جام جهانی 94بین برزیل و سوئد برگزار میشد و باز هم عباس بهروانپشت میز گزارش نشسته بود.در دقیقه 9 ضربه مازینهو به تور کناری دروازه اصابت کرد و به اوت رفت ((توی دروازه ...توی دروازه..این گل میتونه نوید یک بازی پر گل و زیبا رو باشه برزیل 1 سوئد 0))البته پانزده دقیقه بعد جهانگیر کوثری که به عنوان کارشناس در استودیو حضور داشت گفت:((البته مثل اینکه ان توپ گل نشده بود .ضمن عذر خواهی از بینندگان عزیز بازی کماکان 0_0 دنبال میشه))

**اسکندر کوتی در حال گزارش بازی غیر زنده تیم ملی اتریش و یک تیم دیگر بود. بالای صفحه تلویزیون در محل مربوط به درج نام تیم ها و نتیجه بازی نام لاتین اتریش (Austria)درج شده بود و جناب گزارشگر این تیم را استرالیا خطاب میکرد.کار به جایی رسید که پس از پایان پخش این بازی ضبط شده مجری شبکه سه با اشاره به تماس های پر تعداد مردمی ضمن عذر خواهی ،اشتباه گزارشگر را تصحیح کرد.

**چلسی گل زد و جواد خیابانی در لا به لای فریادهایش گفت((بدون شک الان مردم شهر چلسی خیلی خوشحال هستند)) او بعدها این واقعیت را که در کل بریتانیا شهری تحت عنوان چلسی وجود ندارد پذیرفت. اما به عنوان اخرین دفاعیه اش مدعی شد چلسی نام محله ای در لندن و منظور گزارشگر هم اشاره به ان محله بوده است.مثل این می ماند که گزارشگر بعد از گل استقلال بگوید((الان اهالی میدان استقلال سر از پا نمی شناسند))

**کریم باقری بازیکن ارمینا بیله فلد پشت یک ضربه ایستگاهی از فاصله 30-40 متری ایستاد و مزدک میرزایی که دو مانیتور را پیش روی خود داشت برای نواخته شدن ضربه لحظه شماری میکرد . یکی از مانیتور ها مربوط به پخش مستقیم و بدون تاخیر بود و دیگری با حدود 15-10 ثانیه تاخیر تصاویر مربوط به شبکه سه را روی انتن می فرستاد.کریم در مانیتور شماره یک ضربه را زد و گزارشگر با هیجان بسیار زیاد شوت او را استثنایی لقب داد .تماشاگر تلویزیونی اما هنوز باقری را در حالی که دست به کمر زده بود و دیوار دفاعی حریف را بر انداز میکرد میدید.عکس العمل مزدک خیلی جالب بود((البته این ضربه لحظاتی بعد زده شد))

**این یکی را محمد دادکان به خاطر می اورد . قبل از اینکه رییس فدراسین فوتبال شود در یکی از برنامه های کارشناسی سیما با اجرای عباس بهروان شرکت کرد .مجری گفت((شما خیلی ساکت نشستین اقای کانداد ... ببخشید اقای دادکان))

**دوستان نزدیک هنوز اورا پولی اوف صدا میزنند داستان از این قرار است که ایشان پیش از انکه این واژه Play off سر زبان ها بیفتد لغت فارسی ان را در جایی خوانده بود و در جریان یکی از گزارش هایش گفت((اگر همین نتیجه حفظ شود سرنوشت در بازی پولی اوف مشخص خواهد شد.

**این یکی فوتبالی نیست اما خیلی قشنگه . یدالله اعتصامی در جریان گزارش مستقیم یکی از جدال های داخلی در حالی که از نمایش پسر یکی از کشتی گیران قدیمی به وجد امده بود تصمیم گرفت احساسش را در قالب یک بیت شعر بیان کند((پسر کو ندارد نشان از پدر ...نشاید که نامش نهند آدمی!!!))البته بسیاری از کارشناسان ادبیات معتقدند قدیم ها مصراع دوم این بیت ((تو بیگانه خوانش نخوانش پسر))بوده

**بازی پرسپولیس و تراکتور سازی بود.تابلوی تعویض بالا رفت و غلام حسین دین محمدی قصد داشت برای تراکتور وارد زمین شود .جواد خیابانی اما ناگهان تمام تماشاگران تلویزیونی را در جای خود میخکوب کرد ((حالا غلام حسین دین محمدی برادر بزرگتر رسول خطیبی وارد زمین میشه )) او بعد ها مدعی شد نسبت خانوادگی حسین و رسول خطیبی و سیروس و غلامحسین دین محمدی را قاطی کرده.

**تمام دنیا مهاجم یوگسلاو تیم ایندهوون را ماتیو کژمان صدا میزنند اما از انجایی که جنگ فوتبال اروپا قوانین خاص خودش را دارد و املای لاتین او Kazmen بود اسکندر کوتی در عرض یک دقیقه هشت بار گفت ((ماتیو کازمن))ان روزها کاظمیان هنوز معروف نشده بود وگرنه میشد احتمال داد که این دو بازیکن را با هم اشتباه گرفته.

**و دفتر داستان های شیرین سوتی های گزارشگران را با خاطره ای ازگزارش غلامعلی پیر ایرانیدر زمان برگزاری مسابقات دسته فوق سنگین وزنه برداری بازی های اسیایی دوحه می بندیم((حالا،حسین رضا زاده وزنه 205 کیلو متری را بالای سر می برد ))این مورد البته از رادیو انتخاب شده بود

به نظر شما بهترین سوتی کدام یک است؟

+ نوشته شده در سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 15:0 توسط سینا پسره تنهای خسته |

+ نوشته شده در سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 0:49 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام. ای ول . سینا میاد . سینا میاد . خودمو نمی گم. اون یکی سینا . چند ماهی نبود منم اسمشو پاک کردم ولی حالا می خواد دوباره بنویسه . ای ول . ای ول .همه با هم دست بزنید به افتخار آقا سینا . تا پست بعدی خدانگهدار.
+ نوشته شده در شنبه سوم آذر 1386ساعت 21:41 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام بر تمامی دوستانی که وبلاگ رو می خونند و یک سلام مخصوص برای کسانی که نظر می دهند . تا چند روز دیگر یک مطلب جدید تو وبلاگ میزارم . تا پست بعدی خدا نگهدار همتون باشه.
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 0:37 توسط سینا پسره تنهای خسته |

بدون مقدمه میگم : جمهوری اسلامی به خاطره انرژی هسته ای ۷٪ از آبهای دریای خزر را فدا کرد .

و حالا توضیحی تقریبا کوتاه : بعد فروپاشی شوروی و تقسیم شدن این کشور کشورهای حاشیه ی دریای مازندران به ۵ کشور تقسیم شدند که یکی از آنها هم ایران بود . حالا آنها مدعی شدند که از سهم آبهای ایرن که ۵۰٪ بود باید بین آنها هم تقسیم شود و جمهوری اسلامی به خاطر موضوع انرژی هسته ای بدون هیچ مقاومتی موافقت کرد . جالب تر از این موضوع این است که حالا که دریای مازندران بین ۵ کشور تقسیم می شود .باید ۲۰٪ به ایران برسد ولی ۱۳٪ به ایران رسید . نمی دونم باید چی بگم!!!!!!!!!! آیا انرژی هسته ای اینقدر ارزش داشت ؟!!!!!!  این همه سال روی هر مسئله کوچک و بزرگی به مردم گفتند ما شهید دادیم و شما این کارها را می کنید؟!!!این همه سال شهیدان را تو سر ملت زدند و هر کاری خواستند کردند اما من می خواهم چیز دیگری بگم .شهیدان جنگیدند و شهید شدند تا خاک و آب ایران رو حفظ کنند . ولی حالا آقایان به خاطر انرژی هسته و به خاطر باج دادن به روسیه آبهای ایران را فدا می کنند . واقعا غم انگیزه و سفر آقای پوتین به ایران هم دقیقا برای این مسئله بود . تا این لحظه هم اعتراضاتی از طرف دانشجویان ابراز شده ولی فکر نمی کنم به این راحتی ها بشه بر سر این موضوع با این رژیم جنگید . فقط حیف ایران که به دست این آقایان در حال نابود شدن هست . دست خوش رهبر . دست خوش دکتر احمدی نژاد و دست خوش جمهوری اسلامی . همه چیز رو فدای انرژی هسته ای کنید .

به امید ایرانی آزاد . به امید ایرانی بدون جمهوری اسلامی . تا پست بعدی خدانگهدار

+ نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 1:30 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام من سینا از پسره تنهای خسته . از تمامی کسانی که به این و بلاگ سر می زنند تشکر می کنم .این وبلاگ خیلی وقته تنهایی نوشته میشه. اون سینا بجز ۲ ماه اول دیگه هرگز پستی تو وبلاگ وارد نکرد. این چند وقت هم رو حساب رفاقت و به امید اینکه شاید دوباره پستی بگذاره اسمش رو گذاشتم بمونه . خیلی ممنون که سر می زنید و ممنون تر که نظر می دید .((((به امید ایرانی آزاد )))) تا پست بعدی خدانگهدار همتون باشه .  
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 16:47 توسط سینا پسره تنهای خسته |

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 15:28 توسط سینا پسره تنهای خسته |

دکتر سلام . بازم رفتی ؟ چرا رفتی ؟ به همین زودی آبروریزی دفعه قبلت یادت رفت ؟ آخه چرا؟ چرا میری ؟ فکر می کنی اونجا ایران هست که همه حرفهای جناب عالی رو به همین راحتی باور کنند و بعد هم بگویند تکبیر؟؟؟ دکتر یک ذره به فکر ما باش .به فکر آبروی ما ایرانیا باش . کسی مجبورت کرده همش آبروریزی کنی؟ حداقل رو حرفات یک خورده فکر کن. نا سلامتی تو رییس جمهور ایرانی . ایرانیا آبرو دارن تو جهان . ایران از 5000 سال پیش تو جهان آبرو داشته .تو فقط 4 سال رییس جمهور ما هستی . آخه با این کارهات می خوای چیو ثابت کنی ؟ می خوای تو تاریخ بنویسن ایران رییس جمهوری داشت که اسمش احمدی نژاد بود . دکتر مطمئن باش حال و تاریخ ایران جناب عالی رو مسخره خطاب می کنند . حرفاتو شنیدم . جالب بود برام . حرفات برام خیلی جالب بود . البته به عنوان یک برنامه طنز . بعد که یادم اومد تو رییس جمهور ایرانی به حال خودم تأسف خوردم. واقعا واسه خودم متأسف شدم که اینقدر بی فکرم که جناب عالی رییس جمهوری کشوری هستی که من توش زندگی می کنم. دکتر تو رو به اون خدایی که می پرستی (اگر واقعا خدا پرستی ) یکم فکر کن .ما ایرانیا آبرو داریم . ای کاش همون شهردار می موندی.ای کاش اصلا به دنیا نمیومدی .

 ای کاش . ای کاش. ای کاش. ای کاش.ای کاش . ای کاش . ای کاش .   

+ نوشته شده در سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 23:22 توسط سینا پسره تنهای خسته |

اینقدر خوشم اومد که بخوام یک پست از وبلاگم این باشه .

دبيرستان به عنوان موضوع انشا اين مطلب داده شد که ''شجاعت يعني چه؟'' محصلي در قبال اين موضوع فقط نوشته بود : ''شجاعت يعني اين'' و برگه ي خود را سفيد تحويل داده بود و رفته يود ! اما برگه ي آن جوان دست به دست دبيران گشته بود و همه به اتفاق و بدون استثنا به ورقه سفيد او نمره 20 دادند .

به نظره خودم فوق العادست .نظر شما چیه؟

+ نوشته شده در دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 16:39 توسط سینا پسره تنهای خسته |

چرا ؟چرا ؟ چرا ؟ چرا ؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟ چرا ؟ چرا؟ چرا ؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟ چرا ؟ چرا ؟

واقعا چرا ؟

چرا وقتی یک وبلاگ با اسمه دختر ساخته میشه تو هر روز برای هر پستش 10 ها نظر میزارن . ولی اگر همون وبلاگ با همون مطالب و همون مشخصات فقط با اسمه پسر ساخته بشه 10روز یک بار هم نظری توش داده نمی شه چرا؟ واقعا چرا؟ نمی دونم چرا همش می خواهیم اینطوری باشیم . چرا تا اسمه نوسینده وبلاگ دختر باشه همه تو اون وبلاگ نظر میدن .می خوان از این کار به چه چیزی برسن؟؟؟؟؟ برای من جالبه که بدونم . آیا واقعا نظر دادن تو وبلاگی که نویسندش دختر باشه فرقی می کنه ؟؟؟یادمه قبلا تو وبلاگم جک و عکس و مطالبه عاشقانه میزاشتم . همون چیزهایی که من میزاشتم رو یک دختر خانومی 1 ماه بعد تو وبلاگش میزاشت . برای پست های وبلاگ من در نهایت 10 تا نظر میزاشتن اما برای پست های وبلاگ اون دختر خانوم که مطالبه وبلاگ من رو کپی می کرد در روز 30 تا 40 نظر میدادن . واقعا برام جالب بود . یک روز یک نفر بهم گفت سعی کنم خودم بنویسم و اگر خودم بنویسم نظر دهندگان وبلاگم بیشتر می شن . منم سعی کردم خودم بنویسم .دیدم تنها چیزی رو که می تونم بنویسم همین مطالبه سیاسی هست . حالا خوب یا بد می نویسم . از خودم می نویسم . از فکر خودم و از اطلاعاتی که دارم می نویسم .  نمی دونم چرا باز هم نظر دهندگان وبلاگ من اینقدر کم هستن . چرا؟؟؟؟؟ فقط اگر کسی فکر می کنه من اشتباه فکر می کنم می تونم آدرس یک وبلاگ رو براتون بذارم که ببنید چقدر فرق می کنه . اون خانوم اصلا چیزی نمی نویسه و باز هم تعداد بازدید کنندگانش فوق العاده بالاست . نمی دونم چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟اگر می دونید بهم یک جواب بدید تا منم قانع بشم .

+ نوشته شده در شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 0:38 توسط سینا پسره تنهای خسته |

هاله و محمود

این عکس توسط یکی از خبر نگاران در نیویورک گرفته شده.زمانی که دکتر محمود احمدی نژاد هاله ی نوری را بالای سر خود احساس کرد.

این آقای دکتر هم خیلی جوکه ها

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 17:34 توسط سینا پسره تنهای خسته |

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 1:15 توسط سینا پسره تنهای خسته |

آيا می‌توانيد نوشته زير را بخوانيد ؟

 

 

اگر نتوانستيد، گوشه چشم‌هاى خود را بکشيد و چشمانتان را تقريباً ٩٠٪ ببنيديد . مثل چشم ژاپنی‌ها . حالا دوباره به متن نگاه کنيد . اين بار حتماً خواهيد توانست آن را بخوانيد .

ژاپنی‌ها از اين سيستم رمزبندى در جنگ جهانى دوم استفاده می‌کردند و هيچکس بجز خودشان از نوشته‌هايشان سر در نمی‌آورد !   

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 1:1 توسط سینا پسره تنهای خسته |

تلویزیون نگاه می کردم .بحثشون در مورد عرضه آزاد بنزین بود . یه عده می گفتن باید این کارو بکنیم تا مردم بتونن از اون استفاده کنن .یه عده هم مخالف بودن. اما وقتی نوبت به نخبه بزرگ تاریخ بشری (دکتر احمدی نژاد ) رسید اون با عصبانیت(انگار تازه چهره واقعیش رو نمایان کرده بود)گفت : امکان نداره بنزین با نرخ آزاد توزیع بشه . چون تورم رو ۱۰۰٪ می کنه . اون در این مورد به شدت عصبانی بود. اما در واقع حقیقت چیز دیگری بود . این فقط یک فیلم بود . فیلمی کاملا حرفه ای برای خوب نشان دادن چهره دکتر احمدی نژاد .بعد از چند روز لایحه ای به مجلس رسید که در اون بررسی عرضه آزاد بنزین با نرخ 700 تومان بود .و این دقیقا برعکس چیزی بود که آقای احمدی نژاد می گفت . و این یعنی چهره واقعی آقای احمدی نژاد. یعنی کسی که هیچ به فکر این مردم نیست.کسی که بعد از به سر کار اومدنش نه تنها به ضخیره ارضی ایران کمک نکرد بلکه با خرجهای بی موردش اون رو از بین برد و بدهکاری های زیادی رو برای ایران به جا گذاشت .ولی بسیاری از مردم  ایران که بسیار ساده هستند هنوز فکر می کنند که او مرده بسیار زحمت کش و دلسوزی هست .ولی نمی دونن اون با دلسوزی هرچه تمام تر در حال از بین بردن ثروتهای ایران زمین هست. خب وقتی رهبر و رییس جمهور و رییس مجلس و رییس قوه قضاییه و........ با هم باشند هر کسی با دیدن برنامه های تلویزیونی یا خوندن روزنامه های داخلی فکر می کنه اوضاع کشور بسیار خوبه و هیچ مشکلی نداریم .فکر می کنه داشتن انرژی هسته ای با این شرایط برای ایران کاملا بی خطر و بی ضرر هستش و فکر می کنه سفرهای استانی آقای احمدی نژاد کاملا به سود مردم ایران هست . فکر می کنه سهمیه بندی بنزین کاملا به سود مردم ایران هست.فکر می کنه عرضه آزاد بنزین هم به سود مردم ایران هست .فکر می کنه این تحریم ها هم هیچ تاثیری در روند زندگی مردم ایران نداره .و تمام کارهایی که دکتر محمود احمدی نژاد و رهبر و ....... می کنن به سود مردم ایران هستش .ولی در واقع همه چیز برعکس اون چیزی هست که ما در تلویزیون میبینیم و در روزنامه ها می خوانیم و اون چیزی که با سهمیه بندی بنزین و با عرضه آزاد بنزین نصیب ملت ایران میشه تورم وحشتناک ، بدبختی و بیچارگی و زیان های دیگر است و این ادامه بدبختی هایی هست که جمهوری اسلامی بر سر ملت ایران میاره و بزرگ ترین بدبختی برای ملت ایران است. این بار تورم کمر ملت ایران رو می شکنه و طبقه ضعیف و متوسط ایران به فلاکت می افتند . نمی دونم با این نظام چه میشه کرد؟ بقیش رو خودتون قضاوت کنید .و نظراتتون رو برام بنویسید.

به امید ایرانی آزاد و زندگی راحت برای تمام ایرانیان. تا پست بعد خدانگهدارتون باشه .

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 1:52 توسط سینا پسره تنهای خسته |

سلام دوستان . میبینم که منو یادتون رفته . اومدم یکی دو مورد رو بگم.اول اینکه ممنون از تمام کسانی که به من سر می زنند . دوم اینکه می خواستم به رضوانه خانوم بگم من یک لاهیجانی هستم و همشهری شما و اینکه نمتونم برم تو وبلاگتون . باز نمی شه. راستی مطلبه جدیدم تو راه هستش . به امید ایرانی آزاد . خداحافظ تا پست بعد.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 1:1 توسط سینا پسره تنهای خسته |

مطالب قدیمی‌تر